"به نام خدا"
دوازدهمین جلسه از دور چهلونهم کارگاههای آموزشی کنگره۶۰، نمایندگی عمانسامانی (شهرکرد)، به استادی راهنمای محترم مسافر وحید، نگهبانی مسافر سامین و دبیری مسافر یزدان، با دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر و سواد» روز پنجشنبه ۱۲ مردادماه ۱۴۰۵ برگزار شد.
سلام دوستان، وحید هستم، یک مسافر.
شاکر خداوندم به خاطر جایگاهی که در آن قرار دارم.
از گروه مرزبانی و نگهبان جلسه سپاسگزارم که مسئولیت استادی و اداره جلسه را به من واگذار کردند.

دستور جلسه این هفته عبارت است از دانایی، دانایی مؤثر و سواد.
دانایی از سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش شروع میشود؛ یعنی اگر من میخواهم دانایی کسب کنم، باید از وادی اول که تفکر است شروع کنم، چون تفکر یکی از اضلاع دانایی است.
من با دنیایی از افکار وارد کنگره میشوم. سیل افکار مثبت و منفی به ذهن من هجوم میآورد. این افکار حجم بالایی از انرژی من را میگیرند؛ بنابراین باید افکارم را به تفکر تبدیل کنم.
در کلامالله آمده که: «خداوند سرنوشت هیچ قومی را عوض نمیکند، مگر اینکه آن قوم خواستههای نامعقول خود را کنار بگذارند.»
این یک موضوع کاملاً علمی است. وقتی من خواستههای نامعقول را کنار میگذارم، تمام انرژیم صرف خواستههای معقول میشود و با تمرکز روی آنها پیشرفت میکنم و در نهایت، سرنوشتم تغییر میکند.
انسان در بحث جسم، دو نوع انرژی دارد. یک نوع، انرژی پتانسیل است که این انرژی مربوط به سلولها، بافتها و ساختار بدن است که این میشود مایع و اصل کار ما.
نوع دیگر انرژی جنبشی است که حاصل اندیشه، افکار و حسها و همچنین ارتباط سالم با دیگران است.
اینها میشوند کل انرژی من.
من باید سعی کنم از آن مایع و ذخیره استفاده نکنم، یعنی از سود استفاده کنم؛ همان انرژی جنبشی، انرژی ای که در جریان است و میشود کسب کرد.
در وادی دوم که یکی از اضلاع مثلث دانایی است، همان تجربه مطرح میشود. من باید سعی کنم تجربه کسب نمایم.
نیروهای منفی در تلاشند تا من در ورطه ناامیدی قرار بگیرم. حضرت علی میفرمایند که ناامیدی بزرگترین گناه است.
کسی که ناامید میشود، هیچ حرکتی انجام نمیدهد. اگر حرکت نباشد، تجربهای نیست و اگر تجربه نباشد، حسی به وجود نمیآید.
اگر حس نباشد، بدن از انرژی پتانسیل خود، یعنی از پوست و گوشت و استخوان، انرژی را بیرون میکشد، سیستم ایمنی ضعیف میشود و دچار بیماریهای گوناگونی میشود.
در ادامه و در وادی پنجم؛ من سعی میکنم حسهایم را اصلاح کنم و روی آنها کار کنم.
چرا که حسهای منفی به من ضربه میزنند.
حس منفی و انجام ضد ارزش، به طور مستقیم بر جسم اثر میگذارد و باعث بیماری و ناخوشی میشود.
وادی پنجم به من کمک میکند با استفاده از حس مثبت، انرژی جنبشی بدنم را بالا ببرم.
وقتی حسهایم را درست میکنم، اطلاعات درست به عقلم میرسد و عقل میتواند تصمیمات درستی بگیرد، راه درست را انتخاب کند و عمل درست را انجام دهد.
کسی که وارد تاریکی میشود، حسهایش بسته میشود و نمیتواند راه پیدا کند و به حقیقت برسد.
بعد از اینکه با تزکیه و پالایش حسهای من درست شد وارد وادی ششم میگردم، و در این راه قدم میگذارم که حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نمایم. حکم عقلی که با اطلاعات و حس درست، تصمیم گیری میکند.
پیشتر به ما گفته شد که مثلث دانایی متشکل از سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش است.
و اما در مورد آموزش؛ من نمیتوانم بهتنهایی آموزش کسب کنم، چون همانطور که خداوند هم در کلام الله فرموده؛ آموزش حتماً باید توسط کسی به شما انتقال داده شود.
شما برای دریافت آموزش حتماً به مربی یا استاد نیاز دارید.
اکنون ممکن است من حسم را درست کرده باشم اما آموزشی نگرفته باشم و علم و آگاهی را همزمان با حس پیش نبرده باشم، حسها درست به جلو میروند و عقل عقب میماند. این میشود توهم دانایی؛ یعنی من توهم دارم که دانا هستم.
در مجموع، دانایی به لباس و سواد و این چیزها نیست و یک مقولهای است که هر کس باید خودش آن دانایی عام را کسب کند.
دانایی من همان ظرفیت من است؛ به این معنا که در هر جایگاه یا شغلی که هستم مسئولیت خود را بپذیرم و آنچه وظیفه من است را به درستی و تمام کمال انجام دهم و در مسیر صحیح قدم بردارم.
همین اواخر مقالهای را خواندم که جمله زیبایی از آن توجهم را جلب کرد؛ انرژی جنبشی که توسط حسها کسب میکنیم، اگر در راه عشق و محبت و ایثار و کمک به دیگران مصرف نشود، وارد ضد ارزشها میشود و به خشم، شهوت، قضاوت و کینه تبدیل میگردد.
در پایان هفته دیدهبان را به همه دیدهبانان عزیز کنگره۶۰ تبریک میگویم. انشاءالله که مزد زحمتهایشان، برکت زندگیشان باشد.
تشکر میکنم که به صحبتهای من گوش کردید.

عکس: مسافر رحیم لژیون دوازدهم
نگارش: مسافر محسن لژیون دون
ویرایش و ارسال: مسافر حمید لژیون نوزدهم
(11)(1)%20(1)(8).gif)
با احترام گروه سایت و مرزبان خبری نمایندگی عمان سامانی، مسافر وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
565