'' بنام قدرت مطلق الله ''
مسافر محسن، دبیر فعلی لژیون سردار مصاحبه ای را با نگهبان دوره قبل این لژیون ترتیب دادند، که نظر شما را به خلاصه ای از این مصاحبه جلب مینماییم.
امروز در خدمت مسافر دنور علی نگهبان دوره گذشته لژیون سردار هستیم.
علیآقا، از اینکه این فرصت را در اختیار ما گذاشتید، به عنوان دبیر لژیون سردار ممنونم. شما یک دوره نگهبانی این لژیون را پشت سر گذاشتید. در ابتدا میخواستم حس و حال و نظرتان را درباره لژیون سردار، با ما به اشتراک بگذارید.
در ابتدا تبریک میگویم به شما و دیگر بچههای خدمتگزار لژیون سردار.
لژیون سردار سرشار از انرژی است. تمام دوران سفرم در کنگره ۶۰ با آن چهارده ماه که در لژیون سردار خدمتگزار بودم اصلاً قابل مقایسه نبود. هفتهای یک جلسه سهشنبهها میرفتم در جلسات لژیون سردار که در ساختمان حسامزاده انجام میشد و واقعاً انرژی مضاعفی دریافت میکردم. یعنی حسی که من آنجا داشتم، حس پرواز بود.
واقعاً خیلی بیشتر از آن مقدار انرژی که برای خدمت در لژیون سردار میدادم، دریافت میکردم. آموزشهایش قویتر بود، چرا که انگار خود استاد سردار آنجا حضور دارند. بچههایی که آنجا مشارکت میکردند آنقدر پرمغز صحبت میکردند که اصلاً باعث رشد من میشد. من خیلی چیزها آنجا یاد گرفتم و بیشترین انرژی را که کسب کردم در لژیون سردار بود. از راهنمای عزیزم آقا مسعود تشکر میکنم، ایشان بانی ورود من به لژیون سردار در سفر اولم بودند. در ابتدای سفر اول، من حال و هوای معمولی داشتم، یک مقدار افت انرژی داشتم که راهنما به من گفت بیا در جلسات لژیون سردار که در شعبه برگزار میشود بنشین و گوش کن. من آمدم و این ورود و دریافت انرژی باعث ادامه حضورم و خدمت در لژیون سردار شد.
خدمت مالی با مبالغ کوچک و هرچه که مثلاً در لژیون خدمت میکردم میدیدم که انرژی مضاعفی به من برمیگردد تا اینکه سال بعد از رهایی اتفاق افتاد که رأیگیری بود برای لژیون سردار برای خدمتگزاری، که من کاندید شدم و خب موفق شدم در جایگاه نگهبانی لژیون سردار خدمت کنم. در آن دوران حس خوبی دریافت کردم. همه خدمتها چه کوچکش چه بزرگش همگی انرژیزاست، ولی انرژی که من در لژیون سردار دیدم و دریافت کردم بیشتر از همه بود.
علیآقا، سوال دومم این است که آیا شما تعهدهایی که همیشه اعلام میکنید روز گلریزان، معمولاً تا زمانی که وقت هست، تعهدتان را میدهید و شروع میکنید پیش از موعد دوره آینده هم پرداختی داشته باشید؟ بله.
خب، گذشتن از پول برای خیلیها از جمله خود من خیلی سخت است. میخواستم صحبتی با شما داشته باشم که اصلاً این پولی که شما میدهید، آن حسی که درون شما ایجاد میشود چیست و آیا دقیقاً همین حسی که شما دریافت میکنید، به خانواده شما هم منتقل میشود یا نه؟
دقیقاً، ببینید هر عملی ما در کنگره 60 انجام میدهیم و حالا هر خدمتی باشد مفید است و انرژی به همراه دارد. من در سفر اولم وارد لژیون سردار شدم و سرداری را اعلام کردم و حس خوبی به من داد. در سالهای بعدش مثلاً مبالغ بیشتری را تعهد کردم، دقیقاً حس بیشتری را هم به خودم و هم به خانوادهام داد، چرا که خودم را توانستم اثبات کنم که من ثبات فکری و عملی دارم و حتما" با مشورت خانواده این کار را انجام میشود. خانواده تغییر را در من مشاهده کرده بودند و میدانستند من این عمل را برای اینکه حس خوب بهتری بگیرم انجام میدهم. و حالا نمیدانم شما چقدر اطلاع دارید از ماجرای سفرم. اینکه من اصلاً ورودم به کنگره 60 بخاطر پسرم بود. من پسرم را آوردم اینجا که درمان شود. با هم آمدیم، من به عنوان همسفر میخواستم همراه ایشان باشم. منتها چون خودم قبلاً مصرفکننده بودم و بعد از ده سال سقوط آزاد، سیستم ایکس من فعال نشده بود و میدانستم که من مصرف نمیکنم ولی حال خوبی ندارم، آمدم آموزشهای اینجا را گرفتم و به عنوان مسافر ماندگار شدم و از خدا میخواهم که تا پایان عمرم بتوانم در کنگره ۶۰ بمانم و خدمت کنم. و در رابطه با بخش دیگر سوال شما در رابطه با پرداخت مالی، من وقتی یک تعهدی را قبول میکنم. در این مدتی که حداقل یک سال است، حساب میکنم میگویم مثلاً جایگاه دنوری را تقبل کردم و به صورت ماهیانه یک مبلغی را پرداخت میکنم. بعد میبینم این تعهد دنور هم تکمیل شد، برای سال آیندهاش هم پیش از موعد پرداخت میکنم. چرا؟ چون آن عمل صالح و سالمی که انجام میدهم قطع نشود. صبر نمیکنم تا آقای مهندس، زمان گلریزان بعدی را اعلام کند در دل خودم تعهد میکنم و بعد پرداخت پیش از موعد را شروع میکنم. از همین الان میدانم که برای سال آینده من باید تعهدی داشته باشم، حالا مبلغش را طبق توان خودم مدیریتش میکنم.
ولی از الان که مثلاً تعهد سال قبل گذشته و تمام شده، پیش از موعدش را پرداخت میکنم. چرا که میدانم هر سال بیشتر میتوانم و بر این اساس تعهد بیشتری را تقبل میکنم. به همین دلیل، قبل از اینکه موعد گلریزان برسد، پیش از موعد من پرداخت میشود.
از صمیم قلب از شما تشکر میکنم. و آخرین سوال اینکه شما به سفر اولیهایی که تازه آمدهاند و بچههایی که عضو گروه لژیون سردار هستند، اگر مطلب خاصی یا صحبتی دارید که بتواند به بچههای سفر اول یا حتی بچههای سفر دوم کمکی کند، تجربهتان را در اختیار ما بگذارید.
من آن زمانی هم که خدمتگزار بودم در لژیون سردار، در مشارکتها چه در لژیون سردار و چه در جلسات عمومی و خصوصی میگفتم که لژیون سردار یک سکوی پرتاب است. میتواند تمام سختی سفر را برای من هموار کند. مثل تکماده میماند در زمان کم بودن نمره امتحانات. لژیون سردار سختی سفر شما را به آسانی تبدیل میکند، حال بدت را خوب میکند.
.jpg)
من تأکید میکردم همه بچههای تازهوارد با اجازه راهنمایشان فقط بیایند و حضور داشته باشند در جلسات لژیون سردار تا از انرژی جاری در آن جلسه را هم استفاده کنند، از مشارکتها استفاده کنند. من بسیار دیدم کسانی که حضور پیدا میکنند حتی بدون مشارکت مالی، حالشان بهتر است، سفر بهتری را انجام میدهند.
پیشنهاد میکنم در همه لژیونها شما که فقط حضور خالی داشته باشند، برای لژیون سردار ببینند چه میگذرد در آن لژیون سردار، اعمالی که انجام میشود و مشارکتی که انجام میشود و اصلاً لژیون سردار برای چیست، کارش چیست و پی به کلمه بخشش ببرند، محبت را بشناسند. این چیزی که شما اسم بردید به نام گذشتن از پول سخت است، اصلاً هر نوع بخششی سخت است، ولی وقتی در لژیون سردار قرار بگیرید برای شما آسان میشود و درکش برایتان شیرین میشود. میفهمید که این پول دارد برای توسعه شعب و درمان دیگر انسانهایی که در بند مواد مخدر گرفتار هستند استفاده میشود. حتی اگر خودت کمک مالی نداده باشی، باز به این درک و آگاهی میرسید که اینها همه از این لژیون سردار دارد تامین میشود. همه اینها باعث میشود که من مسافر بتوانم اینجا دوام داشته باشم، بتوانم به دیگران خدمت کنم و حال خوبش را به خودم و خانواده ام برگردانم.
ممنون که به صحبتهای من گوش دادید.
تایپ و بارگذاری خبر: مسافر جواد
مرزبان خبری: مسافر کیانوش
شهریورماه 1405
نمایندگی صالجی تهرانپارس
- تعداد بازدید از این مطلب :
153