English Version
This Site Is Available In English

عملیاتی کردن دانش همراه با درد و رنج می‌تواند آن را به «دانایی مؤثر» تبدیل کند.

عملیاتی کردن دانش همراه با درد و رنج می‌تواند آن را به «دانایی مؤثر» تبدیل کند.

دومین جلسه از دوره نوزدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران آقای نمایندگی ستارخان با استادی راهنمای محترم بابک، نگهبانی همسفر سهند و دبیری همسفر علی‌اکبر با دستور جلسه "دانائی، دانائی موثر و سواد"  پنجشنبه دوازدهم شهریورماه 1405 راس ساعت چهارده آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:
در باب دستور جلسه باید بگویم برای گذر از نادانی و رسیدن به دانایی، باید وارد مرحله آگاهی شد. این امر مستلزم دانش است و در ادامه، عملیاتی کردن آن همراه با درد و رنج می‌تواند دانش را به «دانایی مؤثر» تبدیل کند. اگر بخواهم توضیح دهم، کل دستور جلسه در همین یک جمله نهفته است، اما آیا موضوع به همین‌جا ختم می‌شود؟ عمری که انسان در این زمین خاکی سپری می‌کند، چیزی حدود هفتاد تا هشتاد سال است و او می‌آید تا از ترس‌ها و ناامیدی‌هایش بگذرد و به امید برسد. این پروسه‌ای طولانی‌مدت است و شاید در همین بعد خاکی هم نتوانیم بسیاری از آن‌ها را به کمال برسانیم. من این دستور جلسه را برای خود این‌گونه تعریف کرده‌ام: نادانی را معادل نفس اماره، ورود به دانایی را نفس لوامه و دانایی مؤثر را رسیدن به نفس مطمئنه در نظر گرفته‌ام.
اگر بخواهم مثالی بزنم، فرض کنید زمینی دارم که می‌خواهم بر آن بنایی بسازم. حال بستگی دارد بخواهم استخر، ساختمان چندطبقه، برج یا سوله بسازم. در ابتدا هیچ‌چیز ندارم؛ پس به ضوابط و آیین‌نامه‌ها رجوع می‌کنم، پیش مهندس محاسب می‌روم تا طراحی کند، مهندس ناظر بر آن نظارت کند و مجری کار را پیش ببرد. اما آیا من در اینجا به دانایی مؤثر رسیده‌ام؟ خیر. دانایی مؤثر را کسی به دست آورده که پیچش، تنش، خمش در فولاد و بتن، بارگذاری روی پی، اجزای پی، عیار بتن و لایه‌های خاک را شناخته است. او به دانایی مؤثر رسیده است. دقیقاً همین علمی که آقای مهندس در کنگره ۶۰ پیاده کرد، با آزمون و خطا به دست آمد و تبدیل به علمی مدون شد که من در این مسیر حرکت می‌کنم. آقای مهندس به آن دانایی مؤثر دست یافت و من برای آسایش و آرامش خودم حرکت کردم تا به آن درجه از دانایی برسم.
مثال دیگر اینکه، من صبح بیدار می‌شوم، سوار اتوبوس، قطار یا هواپیما می‌شوم؛ این‌ها را با دانشی که دارم ادامه می‌دهم تا به مقصد برسم. از اینجا می‌خواهم از دو دیدگاه صحبت کنم؛ دیدگاهی که دیدنی و لمس‌کردنی است. من در این مسیر دیدم خیلی‌ها به رهایی رسیدند و گفتم پس من هم می‌توانم برسم. اما دیدگاه دیگری هم وجود دارد؛ یک طرفش خالق هستی و خداوند بزرگ است و طرف دیگر آموزش. گپ بزرگی بین این دو وجود دارد. تفاوت رشد و دانایی مؤثر در اینجا مشخص می‌شود؛ در چیزی که نمی‌توان آن را نادیده گرفت و به نتیجه رسید. اینجاست که مراتب دانایی پدیدار می‌شود. اول پذیرش، خود شامل دو آیتم است؛ یکی اینکه از غرور کاذب خود بگذرم. وقتی از غرور بگذرم، به ذهن اجازه یادگیری می‌دهم و دیگر مقاومت نمی‌کنم. آیتم دوم، پرسشگری است؛ باید بپرسم آنچه را که نمی‌دانم و خجالتی در کار نباشد.
به مورد دوم می‌رسیم؛ من مفهوم دانایی را فهمیدم، اما انبار اطلاعات به چه کارم می‌آید؟ می‌دانم ورزش خوب است، درس خواندن خوب است و چه کارهایی مفید است، اما وقتی عملیاتی نمی‌کنم چه فایده‌ای دارد؟ پس اینجا به مرحله سوم می‌رسیم؛ مرحله‌ای که با عملیاتی کردن، به عمیق‌ترین لایه‌های نادانی خود پی می‌بری. حتی در موضوعی که در آن متبحر و مجرب هستی، اگر از دیدگاه دیگری نگاه کنی، می‌بینی چقدر در مورد آن ناتوان هستی. وقتی به این ماجرا نگاه می‌کنی، در تمثیل، حرکتی است سرراست اما مارپیچ و روبه‌بالا. اینجا دیگر نادانی و ناتوانی تو در نقطه صفر نیست؛ چون سیصد و شصت درجه چرخیده‌ای و نوع نادانی‌ات تفاوت کرده است. اینجا دیگر با کنجکاوی و فروتنی همراه است.
در ادامه، علمی را کسب می‌کنی، آن را به عمل درمی‌آوری و نتیجه می‌گیری. در پایان صحبت‌هایم می‌خواهم نتیجه‌گیری کنم؛ نباید از گفتن «نمی‌دانم» ترسید. باید ندانستن را اقرار کرد و حداقل بیست درصد از آنچه یاد می‌گیریم را در زندگی پیاده کرد تا در ذهن رسوب نکند. این عامل مهمی است تا در امتحان نتیجه‌گیر هم باشم. باید ببینم آیا آن آموزشی که گرفته‌ام و مقداری که در زندگی پیاده کرده‌ام، تأثیری در زندگی من داشته است یا نه؟ اگر دیدم تأثیری نداشته، باید بنشینم و آن را بررسی کنم. در انتها خداوند را بسیار سپاسگزارم که در این عمر خاکی نصیب من شد که در این راه آگاهی قدم بردارم. همان‌طور که امروز این شال گردن من است، افراد زیادی هستند که در انتظار تجربه کردن این شال هستند؛ جهان هستی نیز منتظر است که آن‌ها ورود کنند و تجربه‌ها را کسب کنند. شکر که به بنده لطف کردند و نعمت بزرگ کنگره را به من بخشیدند تا بتوانم در این مسیر رشد کنم. امیدوارم در کنار شما دوستان عزیز، با این سیستم کامل، چیزهای مفید و مؤثر را در زندگی به دست بیاورم و در ابعاد بعدی زندگی خود به کار ببرم.


مسئول سایت همسفران آقای شعبه ستارخان: همسفر محمد از لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .