انسان با زیادهخواهی، زیادهطلبی، انتقام از شهر وجودی خود که همان جسم انسان است خود را به تباهی، سیاهی و سیاهروزی میکشاند و باعث مریض شدن بدن، ذهن و افکار خود میشود. با ناامیدی و فرمانبرداری از نفس امرکننده که بیا این کار را انجام بده، این کار را انجام نده که بر اثر هوا و هوس انسان را به گمراهی و نابودی میکشاند مثلاً: خدایی نکرده یکی در کار انتقام بیفتد، تا آخرش باید از هوای نفس اطاعت کند و تا آخرش برود. چرا؟ تا روی طرف را کم کند تا دلش خنک شود و به خودش بگوید که انتقام گرفتم و دل من خنک شد؛ ولی آنموقع که کار نفس امرکننده از این طرف تمام شده کار طرف مقابل برای انتقام شروع میشود، یکی تو زدی یکی من بزنم، زد و خورد تازه شروع میشود. انتقام گرفتن تازه شروع میشود تا وقتی طرف به نابودی و ویرانی برسد. خداوند اینجا برای ما قصاص را گذاشته که میتوانید قصاص کنید؛ ولی خداوند بخشنده و میگذرد. بگذری بهتر است، گذشت کنید، بهتر است. از نفس امرکننده اطاعت نکنید، به حرف نفس سرزنشکننده گوش کنید بهتر است؛ چون لذّتی که در گذشت است، در انتقام نیست. برای مثال: چرا خودم را بهتر، بالاتر و برتر از دیگران میبینم؟ همه مثل هم هستیم، همه یکی هستیم، همه چشم داریم، گوش داریم، دهان، زبان و... همه در یک سطح هستیم، حالا با یک مقدار، کم و زیاد داشتن هوش، استعداد و یا یک خورده دماغ بزرگتر، یا کوچکتر. همه یکی هستیم چرا ما فکر میکنیم آسمان سوراخ شده و ما از آسمان افتادهایم یا تافتهای جدا بافته هستیم؛ خیر اصلاً اینطوری نیست، همه آن عدم آگاهی و طمع داشتن زیاد، زیاده طلبی، تو فکر ثروت جمع کردن، پول روی پول جمع کردن است. همه آن را جمع کنی روی هم، دیگر موقع غذا خوردن که باشد تو یک پرس بیشتر که نمیتوانی بخوری، حالا هزاران پرس غذا هم دور خودت بیاوری، یا اینقدر پول جمع میکند گرسنه که بشود یک غذا نمیتواند بخرد و بخورد. همهاش الکی جمع میکند، روی همدیگر یا حتی بعضی وقتها وارث هم از آن نمیخورد یا به وارث هم نمیرسد؛ چون در بانکهای داخلی و خارجی جمع کرده است و کسی هم خبردار نشده و همه آن را بانکها برای خودشون میخورند و استفاده میکنند.
تا اینکه از شهر وجودی انسان که همین جسم انسان است، یک بزرگی، یک شورائی، یک فرمانده عاقل بیاید و وارد عمل شود، به اسم نفس لوامه. نفس سرزنشکننده که این کار را انجام نده و در فکر ناامیدی، انتقام، زیادهطلبی نباش ول کن، رها کن، گذشت کن که آخر این همه هرس و طمع، جمع کردن یه قرون دو قرون را روی هم گذاشتن که آخر آن که چه شود؟ انا لله و انا الیه راجعون آخرش چه شد، خواجه مرد و تمام مریضی و افسردگی انسان از عدم آگاهی ندانستن است و کم تحرکی ما، غذا را برای چه میخوریم تا انرژی به بدن برسد مثل: بنزین که به ماشین میزنیم تا ماشین بتواند راه برود، حرکت کند. بدن ما هم همینطور است غذا را میل میکنیم، مصرف میکنیم تا به بدن انرژی برسد؛ ولی ما میخوریم و بیتحرک هستیم بعد انواع و اقسام مریضیها را میگیریم و از این دکتر به آن دکتر، از این آزمایشگاه، به آن آزمایشگاه. الان چرا هر گوشه کناری که میرویم دکتر زیاد شده ولی زمان قدیم یک حکیم باشی بود که همه کارها را خود آن حکیم باشی انجام میداد. جراحی، درمان داروی گیاهی، ختنه و ... آن یک حکیم به تنهایی انجام میداد؛ ولی الان هرجا یه گوشه ساختمان پزشکان زیاد و پر از دکتر شده است و دردها هم بیشتر و زیادتر است. وقتی به غذاهای فستفودی رو میآوریم غذاهای فریز شده، یا غذای شب مانده استفاده میکنیم عاقبت میشود بیماریهای جورواجور. فکر مریض، افسردگی، بیماریهایی که حتی دکتر هم تشخیص نمیدهد که خیلی کم آنها ژنتیکی و از اعصاب است؛ ولی وقتی از چیزهای تغذیه تازه استفاده کنیم از سبزیجات تازه، تحرک و ورزش روزانه داشته باشیم دچار بیماریهای لاعلاج یا افسردگی و اینها نمیشویم.
شهر وجودی ما که همین جسم انسان است از افکار منفی، تباهی و سیاهی دور میشود و دنبال مواد مخدر، قرصهای مخدر و مشروبات نمیرود، از نفس امرکننده که همان نفس اماره است اطاعت نمیکند. یک کسیکه او را از این منفیها دور کند. در این شهر وجودی انسان، که نفس لوامه، همان نفس سرزنشکننده است که او را از نیروهای منفی بازدارنده، زیادهطلبی، دور کند و به کارهای خوب دعوت کند که خود همین انسان از فکر و عقل خودش باید استفاده کند و فکرش را به کار بیندازد، که آخرش که چه میخواهی، چکار کنی به کجا برسی و وقتی توانست اینها را از خودش دور کند آنوقت به آن دانایی رسیده، به نفس لوامه، نفس سرزنشکننده رسیده است. آن وقت است که میگوید آرام شدم، به آن آرامش میرسد و نفسی راحت میکشد.با انجام کارهای خوب فکرهای مثبت، ضدارزشها را از خودش دور کرد. این شهر وجودی انسان به آن حالت خوب و آرامش میرسد.
منبع: برداشت از سیدی وادی ششم
نویسنده: همسفر اشرف رهجوی راهنما همسفر ندا(لژیون سوم)
رابطخبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون دوم)
عکاس: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر ندا(لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا(لژیون اول)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
17