ششمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافرین و همسفران، روز چهارشنبه، شعبه قائمشهر به استادی دیده بان محمدصادق، نگهبانی مسافر اسحاقعلی و دبیری مسافر حمید با دستور جلسه «هفته دیده بان» در تاریخ 11 شهریور ۱۴۰۵ راس ساعت 16 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد صادق هستم مسافر
بسیار خرسند و خوشحال هستم و شاکر خداوند هستم که امروز در خدمت شما عزیزان درین جایگاه حضور دارم و اذن و اجازه خدمت به من داده شده است.
در مورده هفته دیده بان اگر بخواهم صحبت کنم اول از همه وظیفه خودم میدانم که از جناب مهندس دژاکام تشکر و قدر دانی کنم که اگر آقای مهندس بعد از اینکه به درمان میرسیدند تصمیم به کمک به دیگران نمی گرفتند امروز ما کجا بودیم؟ چه اتفاقی برای من افتاده بود؟ من که نبودم ،بعد از حدود بیست و پنج شش سال فکر نمیکنم که دیگر میتوانستم تا به الان ادامه حیات بدهم و زنده بمانم ،با آن شرایطی که من در لحظه ورود به کنگره ۶۰ داشتم.
بار دیگر سپاسگزاری میکنم از تفکر آقای مهندس،چون به فرموده آقای مهندس کنگره ۶۰ یک تفکر است فکری که کاربردی شده و به اجرا در آمده است، تفکری که قابل اجرا بود و در وهله اول به اجرا در آمد. آقای مهندس همیشه طوری فکر میکنند که قابل اجرا باشد دیروز در نمایندگی گرگان در مصاحبه شان با من پرسید که به نظر شما یکی از خصوصیات بارز آقای مهندس چیست؟گفتم آقای مهندس به معنای واقعی یک انسان است، یعنی همیشه نیاز به کمک به دیگران در درون آقای مهندس هست در هر زمینه ای مثل درمان اعتیاد ، درمان نیکوتین و روش دژاکام برای درمان چاقی، یعنی از هر طرف که نگاه میکنید متوجه میشوید که همه اینها با تفکر مهندسی شده اول بر روی خودشان و بعد برای نجات دیگر انسانها سازمان دهی شده است و این یکی از خصوصیات بارز آقای مهندس است.
.png)
خداوند به آقای مهندس و خانواده صبور و فداکارشان سلامتی بدهد، سرکار خانم آنی بزرگ، آقای دکتر امین بزرگوار ، خانم کماندار و خانم شانی که واقعا از خیلی از خواسته هایشان گذشتند تا امروز ما با خیال راحت و با لذت معنی زندگی کردن را بچشیم و از زندگی مان لذت ببریم در مورده دیدبانان خیلی ها فکر میکنند که ما در طول سفرمان زحمت و سختی کشیدیم در صورتیکه ما در کنگره ۶۰ تجربه کردیم چند سالی زودتر از دیگر مسافران
به کنگره آمدیم و این سفر همراه با لذت را زودتر تجربه کردیم حالا آن زمانی که ما به کنگره ۶۰ آمدیم کنگره امکانات کمتری داشت خاطره ای را که در شعب دیگر نیز گفتم اینجا نیز بازگو میکنم، روزی بود که مرزبان کشیک شعبه آکادمی بودم آنجا یک سرویس بهداشتی با درب چوبی داشت که هر هفته میدیدیم که چاه این سرویس بهداشتی گرفته است من هم به آقای مهندس اطلاع میدادم و ایشان با نایلون پلاستیکی که بر روی دست خودشان قرار می دادند دست در چاه میکردند و سرنگ هایی که بعد از تزریق ، مسافران سفر اولی در کنگره به چاه می انداختند را بیرون می کشیدند و بعد در هفته بعد نیز به همین منوال وضعیت ادامه داشت تا در یکی از هفته ها که برای گرفتگی چاه به آقای مهندس مراجعه کردم به من گفتند برو و یک اره برای بریدن چوب بخر، و وقتیکه اره را تهیه کردم آمدند و گفتند که حالا در را نگه داشته باش و بعد درب را از وسط بریدند و نصفش را از لولا جدا کردند و گفتند حالا این نصفه درب چوبی را ببر و دم در کنگره بگذار ،دیگر از آن ببعد کسی نمیتوانست در سرویس بهداشتی تزریق کند و سرنگ را در درون چاه بیاندازد و این مشکل نیز با تدبیر آگاهانه آقای مهندس حل شد، کنگره ۶۰ در سال های اول به این شکل بود ما خودمان در مراسم شکرگزاری که داشتیم که بعد موسیقی شکرگزاری الهام گرفته از آن مراسم بود ما در آن مراسم خودمان مشروب مصرف می کردیم و حتی راهنما بسته سیگار وینیستون قرمز از رهجو میگرفت و بعد برنامه را به او می داد بدون گرفتن سیگار برنامه ای به رهجو داده نمی شد عرف کنگره در آن زمان به این شکل بود یعنی پتانسیل و پیشرفت کنگره در آن سال ها در همان حد بود،یعنی دقیقا مثل روش تدریجی رایج در کنگره آهسته آهسته این پتانسیل روز به روز بیشتر و بیشتر شد و تغییرات انجام شد یعنی اگر شخصی که بیست و پنج سال پیش در کنگره بوده و رفته باشه و الان بخواهد بیاید و کنگره را ببیند محال است که بتواند باور کند که این کنگره ۶۰ همان کنگره سالهای پیش است چندین ماه طول میکشد تا بتواند کنگره ۶۰ را باین پتانسیل جدید باور کند و با محیط سازگار شود چون تغییرات انجام شده بسیار زیاد بوده و سرعت. خیلی بالایی داشته است
همین نمایندگی خودتان را اگر در بدو ورود به یاد بیارید که چگونه از ساختمانی در بالای آن باشگاه با اتاق های کوچک به این سالن بسیار بزرگ و این جمعیت فراوان رسیده استکه بسیار مرتب و منظم نشسته اند حتی در حسی که در آن زمان در نمایندگی قائمشهر بود تا به حس جاری این روزهای نمایندگی تفاوت از زمین تا آسمان است.
من در شعبه آزادشهر نیز گفتم که اصلا نگران تعداد مسافران در شعبه تان نباشید حسی که الان در شعبه تان است مسلما با حس جاری دو سال دیگر این شعبه حتما متفاوت است حس یک نمایندگی را آدمهایی که در آن نمایندگی هستند ایجاد میکنند همبستگی افرادی که در آن نمایندگی مشغول خدمت هستند راهنماها ستون های یک نمایندگی هستند حس را خدمتگزاران حاضر در نمایندگی چه در گروه مسافران و گروه خانواده ایجاد میکنند که خدا رو شکر همه چیز درین نمایندگی خوش و خرم و بسیار عالی است،خداوند بزرگ را شاکرم که نمایندگی و شعبه ای را تحویل آقای ملکی دادم که بعد از بازدیدشان از شعبه خودشان گفتند که همه چیز درین نمایندگی بسیار عالی بود ، لذت برده بود همانطور که آقای سلامی در تجربه حضور سال قبلشان در نمایندگی فرمودند و در خلاصه سخنان استاد توسط دبیر محترم قرائت شد ولی باید بیشتر و بیشتر بشود و یک نمایندگی دیگر از کنار این نمایندگی تاسیس شود و با کمک همه عزیزان این حرکت و پیشرفت ادامه داشته باشد تا دیگران هم بتوانند از حضور ما در کنگره ۶۰ استفاده بکنند، فقط حال خوب ما مهم نباشد چون اگر آقای مهندس این تفکر را داشتند هیچکدام از ما امروز اینجا نبودیم ، بگذار با حضور ما حال همسایه مان ، حال رفیق قدیمی مان و بچه محل مان هم که نمیتواند به این نمایندگی بیاید با احداث شعبه دیگر به حال خوب برسد.
هرچقدر تعداد آدم هایی با حال خوب دور و برمان بیشتر باشد حال ما بهتر و بهتر میشود،
و انرژی که از آدمها میگیریم بیشتر میشود
کنگره ۶۰ با طول زمان و زحمات انسان های زیادی به این بهشت تبدیل شده است و اگر امروز اینجا بهشت من است من بهای آن را پرداخت کرده ام اگر بخواهم از امروز به بعد هم در کنگره ۶۰ در هر جایگاهی که باشد بمانم باید به اندازه ای که هستم بهای آن را پرداخت کنم بهشت را بها می دهند نه به بهانه ، هرجایی که بهشت شماست باید بهایش را پرداخت کنید.
زمانی بهشت من مصرف مواد مخدر بود و من بهایش را پرداخت کرده بودم با حالم و با مالم و با خیلی از چیزهایی که داشتم و امروز بهشت من کنگره ۶۰ است و باید بهایش توسط من پرداخت شود، هیچوقت هم پشیمان نیستم دیروز مسافری از من پرسید که اگر به 20 سال پیش برگردید آیا باز هم همین مسیر را انتخاب میکنید؟ و من گفتم که همین مسیر را ادامه می دهم ولی اشتباهاتی را که در طول طی کردن این مسیر انجام داده ام دیگر انجام نمیدهم واقعیت این است که من واقعا از خداوند سپاسگزارم که اعتیاد را در مسیر من قرار داد و این شد که من اعتیاد پیدا کردم من این جمله را اولین بار در برنامه حباب یا شکر تلخ گفته بودم که باعث تعجب مجری شده بود و من در ادامه گفتم که آری واقعا برای معتاد شدن خداوند را شاکرم چرا که باعث شد من در مسیر کنگره ۶۰ قرار بگیرم ازاین بابت شکرگزار کنگره ۶۰ هستم وگرنه اگر بعد از اعتیادم رسیدن به درمان در کنگره ۶۰ در مسیر نبود هیچ وقت خدا را بابت اعتیادم شکر نمی کردم.
این مسیری که امروز برای ما مهیا شده است و این صندلی هایی که ما از آن استفاده میکنیم محیطی است که ما در آن با لذت زندگی میکنیم اگر خونه پنجاه ، شصت یا هفتاد متری داریم از آن لذت ببریم اگر به فکر بستنی دیگران باشیم بستنی خودمان در دستمان آب میشود مثلا آن خوش به حال هایی که یک سفر دومی با نگاه کردن به مرزبان و راهنما و نگهبان به ذهنش می آید خوب است ولی باید بداند که آن فرد تلاش کرده و به آن جایگاه رسیده است ، در کنگره ۶۰ اگر کسی جایگاهی را بدون تلاش به دست بیاورد حتما آن جایگاه باعث زمین خوردن آن فرد میشود و هیچوقت باعث بالا رفتنشان نمیشود، من دیدم و تجربه کرده ام که در کنگره ۶۰ اگر بدون تلاش به جایگاهی برسی حتما قدر آن جایگاه را نمی دانی و مسلما آن جایگاه باعث بیرون شدن شما از کنگره ۶۰ میشود، این قانون هستی و بعد قانون جاری در کنگره ۶۰ است قانون زندگی نیز همین است و دست نوشته من و شما نیست من همیشه و همه جا گفته ام که نقشه های خداوند با نقشه انسان ها فرق میکند و خیلی وقت ها ما به اشتباه فکر میکنیم که این نقشه ها را ما ترسیم می کنیم ، ولی در واقعیت نقشه ها را خداوند ترسیم می کند و ما فقط آنها را اجرا میکنیم.
یادمان باشد که خدمت کردن در کنگره ۶۰ هیچ مرزی ندارد ، و مرزی بین خدمت ها وجود ندارد مثل مسافرت بین استان ها در کشور عزیزمان که هیچ مرزی ندارد خیلی راحت همه میتوانند خدمت کنند ولی به شرطی که بهایش را پرداخت کنند موقعی باید زمان صرف کند در مواقعی باید پولش را پرداخت کند، مثلا راهنمایی که لژیون دارد و باید از وقت استراحت، تفریح و یا مهمانی شان بگذرد تا بتواند به مسافران لژیون برسد این یعنی دارد بهای خدمتش را پرداخت میکند این یعنی دوست داشتن ، خواسته قوی داشتن و پرداخت کردن بهای آن بهشت است .
یادتان باشد هر کدامتان بخواهید میتوانید در کنگره ۶۰ بهترین مدل خدمت را انجام دهید، کنگره ۶۰ برای همه افراد میدان مناسب برای خدمت دارد، باز هم برایتان آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم ساعت خوش و خرمی را تا پایان جلسه در کنار هم سپری کنیم ممنونم که صحبت های من گوش دادید به افتخار خودتان دست بزنید.
در ادامه شاهد تصاویر مختصری از روند برگزاری جشن دیدهبان میباشیم:
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
(2).jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
- تعداد بازدید از این مطلب :
286