علم بر تن میزنی، باری است بر دل، علم بر دل میزنی، یاری است بر دل
مولانا به زیبایی به ما یادآوری میکند که دانستنِ خالی، مثلِ باری سنگین است که فقط دلمان را خسته میکند؛ چراکه میدانیم باید تغییر کنیم اما در عمل ناتوانیم. اما وقتی این علم از سدِ ذهن میگذرد و به «دل» مینشیند، به همان «داناییِمؤثری» تبدیل میشود که در کنگره آموختیم آنوقت است که این دانش، دیگر بارِ اضافه نیست، بلکه میشود «یار» و یاوری مهربان که در سختترین لحظاتِ زندگی، دستِ ما را میگیرد و راه را نشانمان میدهد. همیشه فکر میکردم اگر بیشتر بخوانم، اگر مدرکهای بیشتری بگیرم و کتابهای قطورتری را ورق بزنم، دانا میشوم. اما اینجا، در کنگره، یاد گرفتم که سواد داشتن با «دانا بودن» زمین تا آسمان فرق دارد. سواد، همین کلماتی است که در کتابهاست؛ ابزاری است که شاید به کارِ دنیا بیاید، اما لزوماً گرهای از کارِ درونم باز نمیکند من میتوانم کلی فرمول و مطلب بلد باشم، اما وقتی در طوفانِ خشم یا ترس قرار میگیرم، هیچکدامشان به دادم نرسند.
یادم میآید روزهایی را که مطالبِ آموزشی را میخواندم، سیدیها را گوش میدادم و حتی به آنها ایمان داشتم اما در لحظاتِ سختِ زندگی، انگار همه آن دانستهها در پستویِ ذهنم قفل میشدند و دسترسی به آنها ممکن نبود. چرا؟ چون آنجا «سواد» بود اما هنوز «دانایی» نبود. دانایی، نیاز به صیقل خوردن در دلِ تجربههای تلخ و شیرینِ زندگی دارد. بسیاری از ما گمان میکنیم دانایی یعنی حفظ کردنِ تیترها و وادیها، اما در واقع، داناییِموثر آنجایی متولد میشود که من در اوجِ خشم، سکوت را انتخاب میکنم؛ آنجایی که در اوجِ ناامیدی، به نشانههای امید دل میبندم. داناییِموثر، یعنی همان نقطهای که دیگر «دانستنِ من» به «رفتارِ من» گره میخورد و فاصله این دو، با تمرین و تکرار در وادیِ عمل پر میشود.
در کنگره آموختهام که میانِ «دانستن» و «توانستن» فاصلهای وجود دارد که نامش «داناییِموثر» است. داشتنِ سواد، لزوماً به معنا دانا بودن نیست؛ چه بسیار افرادی که از سوادِ بالایی برخوردارند، اما در مواجهه با پیچوخمهای زندگی، دچار درماندگی میشوند. داناییِموثر، همان نقطه طلایی است که دانشِ ما به مرحله «عمل» میرسد. در نهایت، سخن کوتاه میکنم؛ چراکه در وادیِ دانایی، کلمات هرچقدر هم زیبا باشند، تا وقتی جامه «عمل» نپوشند، تنها نقشی بر آباند. خداوند را شاکرم که در مسیرِ کنگره۶۰، فرصتِ تجربه کردن و بهکار بستنِ آموزشها را به ما بخشید. امیدوارم همه ما همسفران، نهتنها در «دانستن» بلکه در «ساختنِ» زندگیمان پیشگام باشیم. باشد که با تبدیلِ دانستههایمان به داناییِموثر، آن آرامشی را که سالها در جستوجویش بودیم، در عمقِ لحظاتمان بیابیم و این مسیر را با آگاهی و سربلندیِ هرچه تمامتر طی کنیم.
نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر سها رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
205