English Version
This Site Is Available In English

هیچ‌کس کامل مطلق نیست

هیچ‌کس کامل مطلق نیست

همان‌طور که ثابت شده و می‌دانیم، مثلث یکی از مستحکم‌ترین اشکال هندسی است. خوشبختانه در کنگره ۶۰ برای هر موضوع یک مثلث وجود دارد. دانایی از سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش تشکیل شده است که این سه باید به‌طور مساوی و هم‌زمان با یکدیگر رشد کنند. این‌طور نیست که یکی از این سه ضلع در انسان قوی‌تر باشد و آن شخص، دانایی مؤثر داشته باشد؛ بلکه باید تعادل بین هر سه ضلع برقرار باشد.

معمولاً تمام نیروهای بازدارنده و شیطانی، برای رسیدن به خواسته‌های خود، یک هدف مشترک را دنبال می‌کنند و آن این است که ما به دانایی مؤثر نرسیم. تا زمانی که دانایی ما بدون تغییر بماند و هیچ رشدی نداشته باشد، دائماً فریب می‌خوریم و اشتباهات خود را تکرار می‌کنیم و همین مسئله باعث می‌شود در حل مسائل پیرامون خود ناتوان بمانیم.

اگر هم یکی از مسائل خود را حل کنیم، موضوع دیگری گریبان‌گیر ما خواهد شد؛ به قول معروف، از چاله بیرون می‌آییم و به چاه می‌افتیم. تفکر یعنی چگونه فکر کردن؛ همه ما این جمله را شنیده‌ایم که «یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.» در این جمله، چگونه فکر کردن بسیار مهم است؛ زیرا تفکر می‌تواند در جهت کارهای ضد ارزشی، کارهای مثبت و سازنده و یا تفکر درباره عظمت خداوند باشد؛ بنابراین، صرفاً فکر کردن کافی نیست، بلکه جهت و کیفیت تفکر نیز اهمیت زیادی دارد.

تجربه یعنی کسب علم و آموختن یک موضوع به‌ صورت عملی، نه صرفاً به‌ صورت تئوری و روی کاغذ. برای مثال، یک شخص با تحصیلات دانشگاهی و گرفتن مدرک، دندانپزشک می‌شود و شخص دیگری ممکن است به‌ صورت تجربی مهارتی را یاد بگیرد و یک مطب ساده داشته باشد؛ اما صرف داشتن مدرک یا تجربه، به‌تنهایی نمی‌تواند معیار برتری یکی بر دیگری باشد؛ مهم این است که تجربه در کنار تفکر و آموزش قرار بگیرد تا دانایی شکل کامل‌تری پیدا کند.

آموزش ضلع دیگری است که مکمل تفکر و تجربه می‌باشد و به نظر من، یکی از مهم‌ترین اضلاع مثلث دانایی است. هیچ‌کس کامل مطلق نیست و در هر مقام و جایگاهی که باشد، باز هم چیزهایی وجود دارد که نمی‌داند و باید آن‌ها را آموزش ببیند. هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید ظرف من پر شده و همه‌چیز را بلدم یا من همه‌فن‌حریف هستم. یک قندان پر از قند را در نظر بگیرید؛ وقتی آن را تکان می‌دهیم، بین حبه‌های قند جا باز می‌شود و چند حبه قند دیگر نیز می‌توان در آن قرار داد.

ظرف انسان نیز همین‌گونه است؛  هرچقدر هم فکر کنم که می‌دانم و بلد هستم، باز هم چیزهایی وجود دارد که باید آموزش ببینم و یاد بگیرم؛ تفاوتی ندارد که این آموزش‌ها در چه زمینه‌ای باشند. مسئله مهم دیگری که در آموزش دیدن وجود دارد، فرمانبرداری است؛ تجربه نشان داده است که شاگردان فرمانبردار، در بسیاری از مواقع از شاگردان باهوش موفق‌تر عمل کرده‌اند.

قبل از این‌که وارد کنگره شوم، به نظر خودم خوب و بی‌نقص عمل می‌کردم؛ اما بعدها متوجه شدم که این فقط یک تصور و برداشت شخصی بوده است و برای رشد کردن، نیاز به آموزش و پذیرش راهنمایی دیگران دارم. انسان باهوش کسی است که از تجربیات دیگران استفاده می‌کند و لازم نمی‌بیند همه‌چیز را خودش تجربه کند. این امر از طریق آموزش و فرمانبرداری حاصل می‌شود.

وقتی می‌پذیریم که چیزی را نمی‌دانیم و برای یادگیری آماده می‌شویم، می‌توانیم قدم‌ به‌ قدم دانایی خود را افزایش دهیم و در مسیر دانایی مؤثر حرکت کنیم. در پایان از بنیان کنگره ۶۰ و راهنمای عزیزم خانم فاطمه، سپاسگزارم که در این مسیر به من آموزش می‌دهند و کمک می‌کنند تا بتوانم دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کنم.

نویسنده: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هفدهم)
رابط خبری: همسفر المیرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هفدهم)
ارسال: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هفدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حر

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .