English Version
This Site Is Available In English

نگاهشان به من چنان بود که گویی یکی از خودشان هستم

نگاهشان به من چنان بود که گویی یکی از خودشان هستم

سلام دوستان ابراهیم هستم یک مسافر.
در این دنیای پُر از رحمت، هیچ چیز بی‌حکمت نیست. شکرگزار خداوند هستم که مسیری را سر راهم قرار داد و مرا با انسان‌هایی آشنا کرد که گویی از جانب او آمده‌اند تا دیگران را از تاریکی و ظلمت به سوی نور و روشنایی هدایت کنند. از آقای مهندس و خانواده محترمشان کمال تشکر را دارم که چنین بستری را برای ما فراهم کردند. همچنین از راهنمای عزیزم سپاسگزارم که مرا در این مسیر یاری نمود تا بتوانم زندگی بهتر و تازه‌ای را آغاز کنم. این‌ها همه جلوه‌های رحمت خداوند هستند. حکمت آن نیز همین است؛ اینکه انسانی مانند من، که سال‌ها درگیر اعتیاد و تاریکی بودم و جانی برای نفس کشیدن نداشتم، توسط انسان‌هایی از جنس نور و محبت از آن تاریکی خارج شود؛ انسان‌هایی که از وجود خود من بوده‌اند. من در تاریکی مطلق گرفتار بودم و در انتظار معجزه‌ای از جانب خداوند؛ کسی که با حضورش بتواند سختی‌ها، ناملایمت‌ها، ترس‌ها و ناامیدی‌ها را جبران کند و دنیای تاریک مرا به روشنایی تبدیل نماید. این خواسته به حقیقت پیوست و این حقیقت را در مسیری یافتم که نامش کنگره ۶۰ است. در آنجا با انسان‌هایی آشنا شدم که دیدگاه و افکارشان نسبت به دیگران متفاوت بود.

نگاهشان به من چنان بود که گویی یکی از خودشان هستم. مرا در آغوش محبت گرفتند و با عشق به حرف‌هایم گوش سپردند؛ انگار سالیان سال است که مرا می‌شناسند. این‌ها همه معجزه خداوند است و این انسان‌ها پیام‌آوران آن معجزه؛ کسانی که بدون هیچ چشم‌داشتی در حال خدمت به دیگران هستند. در پایان، از تمام خدمت‌گزاران کنگره ۶۰ تشکر می‌کنم که این حال خوب را به من منتقل کردند.

عکس: گروه سایت

تهیه، تایپ و ویرایش: مسافر محمدرضا لژیون نوزدهم

تنظیم و ارسال: مسافر مهدی لژیون هشتم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .