ششمین جلسه ازدوره اول سری جشنهای کنگره۶۰ نمایندگی ساوه،ویژه مسافران و همسفران با استادی دیدهبان محترم مسافرعلی مجدیان و نگهبانی ایجنت مسافر حسن و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه (هفته دیدهبان) روز سهشنبه ۱۰ شهریور ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۶برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم امروز هم فرصتی شد در خدمت شما عزیزان باشم خیلی خوشحالم که به مناسبت هفته دیدهبان در خدمت شما هستم. در سالهای قبل این جلسات بیشتر شبیه جشن بود؛ اما امسال با توجه به شرایط جنگ و اتفاقات اخیر اصلا قرار بود کنسل بشود و دستور جلسات هفتگی انتخاب میشود و سالیانه نیست، تصمیم توسط آقای مهندس گرفته شد تا بعد تعطیلات تابستانی این جلسه برگزار بشود، خوب من خودم مانده بودم این جشن چه اجباریه و چه مسئله فورس ماژوری دارد که باید حتما برگزار شود که در جلسه شورا آقای مهندس گفتند که مسئله جشن نیست و بحث سرکشی شما از شعبات هست که طی یک هفته تا چهار هفته این سرکشی را از تمام شعب که حدود ۱۶۷ تا۱۷۰ شعبه هست انجام بشود، گفتند پذیرایی، تشریفات،موسیقی،استقبال بیرون شعب نباشد یک چک لیستی را به من دادند که توسط دوستان من که آمدیم تمام وقایع نمایندگی اعم از دفاتر دبیری، مرزبانی همسفران و مسافران،نشریات،ot،تعداد قسمت همسفران و مسافران در طول جلسه و کیفیت برقرای این مراسم با تمام جزئیات مورد بررسی قرار خواهد گرفت و گزارشی تنظیم و در اولین جلسه شورای دیدهبانان تقدیم خواهد شد تا نقاط ضعف و قوت نمایندگی مورد بررسی قرار بگیرد.امسال آقای مهندس گفتند در مورد گذشته کنگره صحبت کنید،قبلا معمولا از دیدهبانان و وظایفشان و چگونگی انتخاب شدن و مدت خدمت ایشان صحبت میکردیم. در این هفته چرا آقای مهندس این تاکید را کردند که درباره گذشته کنگره بگوییم،چه اهمیتی دارد؟ کسی که تازه به کنگره میآید در مورد این مسائل بداند، اهمیت آن زمانی مشخص میشود که بزرگتران ما از نعمتهایی میگفتن که در زمان آنها وجود نداشته مثلا برق، یخچال نبوده و ما میگفتیم نبوده که نبوده مگر چه اتفاقی افتاده الان که هست. اهمیت آن زمانی مشخص شد که ما بزرگتر شدیم و الان میبینیم که یک ساعت برق قطع میشود با چه مشکلاتی مواجه میشویم و قدر این نعمتهایی که هست را نمیدانیم، درون کنگره هم به همین شکل است،قدر این چیزهایی که الان هست را نمیدانیم مثلا پول برق،اجاره این مکان از کجا میآید،شاید در سفر دوم تازه اهمیت موضوع را بفهمیم؛ ولی معمولا یک سفر اولی اینها را درک نمیکند و فکر میکند از بیرون یا دولت کمک میکند همه این چیزهایی که میبینید در هنگام برگزاری جلسه در گذشته وجود نداشت،زمانی مرزبانی برای کنگره تشکیل نشده بود و تمام وظایف از ابتدا تا انتهای جلسه بر عهده نگهبان بود،تصور کنید نگهبان اینجا پشت میز نشسته و دونفر بیرون دعوا میکنند، چه کار میتوانست از پشت میز انجام بدهد، نگهبان نظم بیرون با هر کس که به پستش میخورد میرفتند یا عرق میخوردند یا حشیش میکشیدند، مسئول ابدارخانه در ابدارخانه تزریق هرویین کرده بود و بی هوش افتاده بود یا در طول جلسه در اتاق موتور خانه تریاک میکشیدند و بوی آن تمام سالن را برداشته بود، دبیر و نگهبان جلسه پول سبدها را برای خود برمیداشتند و میرفتند عرق میخوردند،اگر دلشان میسوخت یک شمع هم برای کنگره میخریدند. مصرف حشیش و مشروبات آن موقع ماده مخدر محسوب نمیشد و به عنوان کار ضدارزشی شناخته میشد. آقای مهندس گفتند پولها را تحویل من بدهید،میرفتند قفل را میشکستند و پولها را میبردند، راهنما با رهجو هایش همگی باهم مصرف میکردند یا رهجوها را میبرد برایش کار کنند،جو حاکم مثل جو زندان بود یا دیدهبان شبانه مدارک را سرقت کرد و رفت خیانت کرد.الان در نوشتارها میخوانیم کنگره مکان امن و مقدس میباشد، آیا فکر کردید توسط چه کسانی مقدس و امن است؟نیروهای الهی،نیروهای انسانی، خدمتگذارانی که اشتغال دارن یا یک دستهایی پشت پرده هست؟ توسط همه اینها این اتفاق افتاده است. آن موقع کنگره مکان امن و مقدس نبود آن موقع اگر پنجاه نفر سفر میکردند یک نفر به درمان میرسید، اسمش را میگذاشتیم خوش شانس.آقای مهندس راجع به مقدس بودن کنگره بارها صحبت کردهاند برای اینکه ما به آن احترام بگذاریم چه زحمتهایی برای کنگره کشیده شده و چه آدمهایی از بین رفتند و مردن در این مسیر تا ما به این نقطه رسیدیم.الان آدمهایی که به کنگره میآیند چقدر تغییر میکنند و بهتر میشوند این به خاطر جو غالب در کنگره هست به خاطر آموزشهای نابی هست که در سرتاسر کشور توسط سیدیها آقای مهندس گرفتیم. این آموزشها طی سی سال مثل دوی انفرادی، چوب را در اختیار ما گذاشته و الان نوبت من است که بدوم و در این راه خیلیها زحمت کشیدهاند قدر این چیزهایی که الان در کنگره داریم را باید بدانیم، قدردانی هم به گفتن نیست به عملی است که انجام میدهیم. من این هفته را به تک تک شما عزیزان تبریک میگویم و به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک میگویم و من شاهد بودم که خودشان را وقف کنگره مینمودند که اگر اینچنین نمیکردند ما هیچکدام الان اینجا نبودیم.











مرزبان کشیک:مسافر رضا
تایپ:مسافر محمدرضا
عکس:مسافر مرتضی
تنظیم وارسال: مرزبان خبری مسافر علی
- تعداد بازدید از این مطلب :
255