English Version
This Site Is Available In English

یک دیده بان اتفاقات را رصد می کند و سعی می کند که کنگره از مسیر خودش خارج نشود.

یک دیده بان اتفاقات را رصد می کند و سعی می کند که کنگره از مسیر خودش خارج نشود.

دهمین جلسه از دوره اول سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی عطار نیشابوری ، ویژه مسافران و همسفران در روز سه شنبه با استادی دیده بان محترم مسافرمهدی و نگهبانی ایجنت محترم مسافر سعید  و دبیری: مسافرعلی با دستور جلسه  «جشن هفته دیده‌بان» در تاریخ 10 شهریورماه 1405 ساعت 16 آغاز به کارکرد.


خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم مسافر
ابتدا خداوند رو شاکرم که بار دیگر این فرصت در اختیار من قرار گرفت که بتوانم در شعبه بزرگ عطار نیشابوری در خدمت شما باشم،قطعا برای من شعب کنگره شصت همه به یک شکل و در یک وضع قرار دارد اما شعبه عطار نیشابوری با توجه به سابقه خدمتی که داشتم قطعا حس دیگری در آن جاری است.
به شما تبریک می گویم از بابت اینکه شعبه همچنان آباد، همچنان روشن و روبه رشد است، امیدوارم که همه ما قدر این امکانات و موهبتی که خداوند در اختیارمان قرار داده را بدانیم، هفته دیده بان را تبریک می گویم خدمت همه شما مسافرین وهمسفران خدمت آقای مهندس بنیان کنگره60 و خانواده محترمشان و شورای دیده بانان که همه تلاش و همه همتشان را می گذارند که این فضا و این مکان و این سقف هایی که امن است برای ما امن بماند.
وقتی صحبت از جایگاه دیده بانی می شود شاید یک تصور برای من مهدی ایجاد بشود که اگر قرار باشد که جایگاه دیده بانی را تجربه کنم آیا در آن جایگاه غیر از دغدغه خدمت دغدغه دیگری هم وجود دارد یا نه؟ آیا این جایگاه می تواند به عنوان جایگاهی باشد که بار من و کار من را و مسئولیت من را به نسبت مسیر سفری که طی کرده ام سبک تر بکند یا خیر؟ ما در کنگره هر چقدر که رشد می کنیم و هر جایگاهی را که تجربه می کنیم قطعا مسئولیت هایی که بر عهده ما هست بیشتر خواهد شد، جایگاه دیده بانی هم به همین ترتیب است. یعنی 1) برای من جایگاهی را برای آموزش گرفتن فراهم می کند و به من این فرصت را می دهد و این تلنگر را به من می زند که هر چقدر که ما در مسیر جلوتر برویم کار برای ما سخت تر می شود و نیاز به آموزش برای گذر از گذرگاه ها و دره ها و از تنگاه ها بیشتر می شود.
قطعا دقت کرده اید در بازی هایی که طراحی می شود یا بازی هایی که ما در دوران کودکی می کردیم یا بازی های کامپیوتری امروز مراحل اول همیشه مراحل آشناست شما ظرف مدت کوتاهی ده مرحله از یک بازی را انجام می دهید و هر چقدر که مراحل طولانی تر می شود و هر چقدر که ما جلوتر می رویم چالش های بیشتری برای حل کردن و برای پیشرفت کردن و رفتن به مرحله بعدی را ما درگیرش می شویم و اگر باز دقت کرده باشید ما در هر مقطعی و در هر مرحله ای با چالشی روبرو می شویم که بخشی از مهارت های ما را به چالش می کشد در یک جا ما باید هماهنگی اذب و عضله داشته باشیم در یک جا ما باید بتوانیم خوب فکر کنیم در یک جا ما باید قدرت تحلیل مسئله را داشته باشیم در یک جا ما باید خوب ببینیم در یک جا ما باید بدانیم که از ابزارهایی که در اختیارمان هست چطوری استفاده کنیم، زندگی هم مراحلش به همین شکل هست، خدمت در کنگره شصت هم مراحلش به همین شکل است.
یعنی در هر مرحله خدمتی از من مسافر سفر اول وهمسفری که تازه وارد کنگره شده ام با یک چالش روبرو هستم تا زمانی که فرصت حضور و فرصت خدمت برای من فراهم بشود ما وقتی می گوییم یک مسافر سفر اول خودش خدمتگزاراست و یا یک همسفر زمانی که وارد کنگره می شود خودش خدمتگزاراست و خودش جایگاه مسئولیتی دارد این نشان از اهمیت وظایفی است که بر عهده ما هست در طول سفر، یعنی من سفر اولی که وارد کنگره می شوم قرار نیست کار خیلی زیادی انجام بدهم قرار است که در لژیون بنشینم وسرم را با سر راهنمای خودم عوض کنم و به سمت مسیر درمان پیش بروم ولی همان را باید درست انجام بدهم ، یک همسفر که وارد کنگره می شود قرارنیست که روی مسائل پیچیده ای در خودش کار کند قرار است که اول آموزش بگیرد، خودش را بشناسد با خودش و با چالش های خودش رو برو شود، ولی همان مسئولیت را باید به درستی انجام بدهد، گاهی در مسیر مسئولیت ها ما در زندگی و در کنگره با یک مشکل درونی مواجه می شویم ،یعنی مشکل درونی این است که من جایگاه و موقعیت خودم را نمی دانم، نمی شناسم و اصلا نمی دانم که چه اتفاقی را باید رقم بزنم یا اگر می دانم نمی پذیرم و چون روی آن سکو ایستاده ام نگاهم به جایگاه بعدی خدمتی است. چه می کنم؟  قضاوت می کنم چه می کنم؟ تجسس می کنم چه می کنم؟ معرکه گیری می کنم، همیشه ما در جایگاه پدر اگر قرار می گیریم به جای اینکه به خودمان نگاه کنیم بگوییم من در جایگاه پدر،در جایگاه مادر چه کاری باید انجام بدهم دائم انگشت اتهام و اشاره ام به سمت فرزند است که تو اگر بچه خوبی بودی باید این کار را می کردی،  فرزند نمی تواند بگوید که پدر من مادر من شما در جایگاه پدری و مادری چه کرده اید؟
من باید به خودم نگاه بکنم که من در جایگاه پدری و مادری چه کرده ام؟ من همسفر در جایگاه همسفر بودم چه کرده ام؟  آیا آموزش گرفتم؟ آیا سعی کردم برای خودم عملی کنم نه برای مسافرم، آیا من مسافر داروی خودم را درست می خورم؟ سی دی خودم را درست می نویسم؟ آموزش ها را برای خودم عملی می کنم که بعد ایراد بگیرم به همسفرم یا نه؟  این بزرگترین آموزشی است که من خدمتگزار امروز در هر جایگاهی باید آموزش بگیرم، که اگر من امروز در این جایگاه هستم اول باید وظایف خودم را انجام بدهم از محل انجام آن وظایف باید آموزش بگیرم و بعد جا پای دیگران که گذاشتم آنجا می توانم درست عمل بکنم و عمل نکنم، من امروز اگر می خواهم از راهنمای خودم ایراد بگیرم باید تلاش کنم شال راهنمایی را دریافت کنم بعد که نشستم روی صندلی راهنمایی بعد اگر که تشخیصم درست باشد می توانم به تشخیص خودم عمل کنم، جایگاه ایجنتی همینطوری است، جایگاه مرزبانی همینطوری است، فاصله بین سفر اولی تا سفر دومی همینطوری است در جایگاه دیده بانی هم داستان همینطوراست.
ما چرا در کنگره به این جایگاه می گوییم دیدبان؟ برای اینکه در دو منظر و در دو در اصل برج نگهبانی یک دیده بان دارد اتفاقات را رصد می کند و سعی می کند که کنگره از مسیر خودش خارج نشود 1) مسائل بیرونی کنگره 2) مسائل درونی کنگره ، مسائل درونی کنگره شامل خدمتگزارانی هستند که در حال طی کردن این مسیر هستند که امروز برسند به جایگاه دیده بانی یا نرسند، ولی دارند خدمت خودشان را انجام می دهند و این مرحله هم مسائل بیرونی است تعاملاتی که ما با بیرون از کنگره داریم ما داریم در یک جامعه ای کار می کنیم که این جامعه پر از چالش های مختلف است  یک روز شربت نیست یک روز جنگ است یک روز اتفاقات دیگریک روز حساسیت خاصی روی فعالیت های گروه هاست و این جزء وظایف دیده بانان است که با نگاهی که به مسائل دارند و مسیر فکری که طی می کنند بتوانند این تعامل را بین دنیای بیرون و دنیای درون کنگره برقرار کنند از طرفی اتفاقاتی که در درون کنگره می افتد قوانینی که باید این قوانین در اصل تنظیم بشود با توجه به اتفاقاتی که در کنگره می افتد مسائل و مشکلاتی که مسافرین و همسفران دارند چالش هایی که دارند از قبیل آموزش، دارو و شرایط جاری در شعب شرایط جاری در شهرها و در استان ها باید این ها رصد بشود ، در شورای دیده بانان که امروز ما شانزده نفر دیده بان داریم دو نفر هم ضمن تبریک مجدد به گروه خانواده از گروه خانواده یک نفر خانم های مسافر یک نفر هم به عنوان دیده بان دوم گروه خانواده انتخاب شدند در آنجا مسائل بررسی می شود به شور گذاشته می شود و بعد از اینکه نظرات مختلف شنیده شد رای صادره به عنوان یک قانون لازم الاجراست در شعب کنگر60 .
در آنجا هم شناخت جایگاه برای ما مهم است چرا؟  برای اینکه در جایگاه دیده بانی هر کدام از ما دیده بان ها وظیفه و مسئولیت مشخصی داریم، من باید در چارچوب کار خودم عمل کنم من اگر قرار باشد که امروز به عنوان دیده بان پرتال از دیدبان امور مرزبانان ایراد بگیرم و امورات کاری آن ها را زیر سوال ببرم ولی حواسم به کار خودم نباشد اینجاست که آن ساختار هم ممکن  است به هم بریزد، یعنی این چرخه آموزشی همینطور که ما داریم می رویم جلو وجود دارد.
اول صحبتهایم از طی کردن مراحل و سختی که در مسیر راه ممکن است که بیشتر شود و یا نحوه حل مسائل و مشکلات صحبت کردم، دقیقا در جایگاه دیده بانی هم همین مسئله وجود دارد یعنی مشکلات و مسائلی که ما با آنها روبرو می شویم شاید دیگر با نگاه یک ایجنت تا نگاه یک راهنما با نگاه یک مرزبان دیگ نشود حلشان کرد، یعنی یکی از اتفاقاتی که در مسیر خدمتی برای من  می افتد این است که زاویه نگاهم به مسائل تغییر می کند و این درس دیگری به من می دهد من به عنوان یک فرد در این جامعه به عنوان یک فرزند به عنوان یک عضو خانواده و به عنوان یک سفر اولی یا گروه خانواده یا گروه مسافر فرقی نمی کند باید سعی کنم با استفاده از آموزش ها زاویه نگاهم را نسبت به مسائل عوض کنم در یک نگاه کلی تر و در یک مبحث کل تر من باید سعی کنم جهان بینی خودم را تغییر بدهم همین که در کنگره شصت ما می گوییم که سفر دوم از قطع مواد مخدر تا رسیدن به خود که زمان مشخصی هم ندارد من در جایگاه دیده بانی نمی توانم ادعا کنم بگویم من رسیدنم به مرحله ای که بشود اسم آن را سفر دوم گذاشت شاید سال ها بعد از این خدمت هم نتوانم این ادعا را بکنم ولی اگر به این نقطه رسیدم که امروز در مسیر خدمتی بعد از گذشت مدتی نسبت به روز اول آرام تر هستم، آرامش قلبی بیشتری دارم یعنی مسیر را درست طی کرده ام، اگر تغییراتی که در درون من ایجاد می شود مانند یک سفر اولی که می آید وسر لژیون می نشیند وسه ماه بعد می گوید: خانواده ام می گویند تو کجا میروی که انقدر عوض شده ای اگر این تغییرات برای خودم و برای دیگران محسوس باشد یعنی من مسیر خودم را جلو رفته ام  و همیشه یادمان باشد که ما برای حل کردن مسائل دنیای بیرونمان باید جلوی آینه خودمان بایستیم همه چیز در درون ما اتفاق می افتد خیر در درون ماست شر هم در درون ماست امیدوارم که همه کنار همدیگر در همین مسیر رشد باشیم و من بتوانم از حضور شما انرژی بگیرم ممنونم با سکوتتان به صحبت های من گوش کردید.

در ادامه جشن هفته دیده بان با شکوه فراوان برگزار شد:


ضبط صدا: مسافر اشکان(لژیون دوم)
تایپ و نگارش: مسافر علی (لژیون دوم)
عکاس: مسافر اشکان(لژیون دوم)
انتشار:مسافر علی نگهبان سایت(لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .