جلسه چهارم از دور دهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی الوند با استادی راهنمای محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر آرش و دبیری مسافر محمدصادق با دستور جلسه "دانایی، دانایی مؤثر و سواد" روز سهشنبه 10 شهریور ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
.jpg)
از نگهبان و دبیر محترم جلسه تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قراردادند تا در این جایگاه خدمت کنم.هفته گذشته، هفته دیدهبان بود و این هفته دستور جلسه ما «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است.همه ما درگذشته تصور میکردیم که سواد همان دانایی است؛ یعنی هرکس مدرک تحصیلی بالاتری داشت، تصور میکردیم انسان دانایی است، اما این تنها ظاهر قضیه است. هستند کسانی که در جایگاه دکتر و حتی بالاترین مدارج علمی قرار دارند، اما در مسائل ساده و پیشپاافتاده زندگی خود با مشکل مواجه هستند و حتی نمیتوانند یک جمع دو یا سهنفره را مدیریت کنند. ممکن است خیلیها سواد آنچنانی نداشته باشند، اما انسانهای بسیار دانایی باشند. بنابراین، دانایی باسواد یکی نیست و به متمدن بودن نیز ارتباط مستقیمی ندارد. دانایی یعنی درست اندیشیدن و انسانی اندیشیدن؛ یعنی تفکرات و اندیشه انسان در مسیر درست قرار داشته باشد.به نظر من، انسان دانا کسی است که میداند چه زمانی باید سخن بگوید، چه زمانی سکوت کند و چه زمانی نباید کاری انجام دهد. دانا کسی است که در برابر مسائل و مشکلات بداند چه باید بکند و خودش را نبازد. چندی پیش مطلبی مطالعه میکردم که در آن نوشته بود: مشکلات میآیند و میروند؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم، هیچ مشکلی ماندگار نیست. اما آنچه اهمیت دارد، عکسالعمل من در برابر مشکلات است؛ اینکه در مواجهه با یک مشکل چگونه رفتار میکنم.
.jpg)
خیلیها را میبینم که با کوچکترین مشکل به هم میریزند و میگویند: «خدایا، این چه وضعی است؟ چرا من؟» درحالیکه شاید لازم باشد بدانیم این مشکل آمده است تا مشخص شود من در این لحظه چه واکنشی از خود نشان میدهم. در مقابل، افرادی را هم میبینیم که حتی در شرایط سخت، آرامش و امنیت خود را حفظ میکنند و میدانند که این مشکل میتواند یک آزمون برای آنها باشد.طبق تعریفی که در جزوه جهانبینی آمده است، دانایی سه ضلع دارد: تفکر، آموزش و تجربه. زمانی میتوانیم به دانایی برسیم که هر سه ضلع این مثلث را به یک اندازه رشد بدهیم. ممکن است تفکر خوبی داشته باشیم و تجربه همکسب کرده باشیم، اما نسبت به آن موضوع آموزش ندیده باشیم. در این صورت، دانایی ما کامل نیست. قبل از اینکه وارد کنگره شوم، تصور میکردم باطریسازی شغل سادهای است. با یک پیچگوشتی قسمتی از ماشین را باز میکردم و شروع به تعمیر میکردم. گاهی موفق میشدم، اما گاهی یک خرج دوهزارتومانی را به خرج دویست هزارتومانی تبدیل میکردم! دلیلش این بود که آموزش لازم را ندیده بودم. اما امروز یاد گرفتهام که اگر در موردی آموزش و تخصص کافی ندارم، از یک متخصص کمک بگیرم.
.jpg)
کسی که بیشازاندازه ادعای دانایی میکند، اتفاقاً بویی از دانایی نبرده است. انسان دانا کسی است که بتواند سه ضلع مثلث دانایی، یعنی تفکر، آموزش و تجربه را بهدرستی رشد دهد. اما مسئله مهمتر این است که آیا دانایی خود را در زندگی به کار میبریم یا خیر؟ممکن است بدانیم پرخوری خوب نیست، اما وقتی سر سفره غذایی لذیذ قرار میگیریم، تمام دانستههای خود را فراموش کنیم. ممکن است بدانیم مصرف مواد مخدر چه پیامدهایی دارد، اما زمانی که کسی با ما تماس میگیرد و پیشنهاد مصرف میدهد، دانایی خود را کنار بگذاریم. زمانی یک انسان میتواند در موضوعی موفق باشد که در رابطه با آن موضوع به دانایی مؤثر رسیده باشد. اما چه چیزی ما را به دانایی مؤثر میرساند؟ابزارهایی که در جلسات کنگره جمعآوری میکنیم و آموزشهایی که در این مسیر میگیریم، همان ابزارهای جهانبینی هستند. با جهانبینی است که میتوانم در برابر وسوسهها و پیشنهادهای دیگران مقاومت کنم و بتوانم برای دوستان و اطرافیانم نیز نفعی داشته باشم. من هنوز هم وسوسه سیگار را تجربه میکنم و این وسوسه ممکن است همیشه وجود داشته باشد؛ اما مسئله این است که تا چه زمانی میتوانم در مقابل آن مقاومت کنم و چقدر میتوانم خودم را قوی کنم. یاد صحبتهای آقا کوروش افتادم که میگفتند: شیطان زمانی که میخواهد انسان را فریب دهد، ممکن است از سادهترین راه وارد شود. برای مثال، شخصی یک هفته است که مواد مصرف نکرده و برای خرید نان از خانه خارج میشود. در سر کوچه یکی از دوستانش را میبیند و دوستش میگوید: «سلام، بیا برویم یک چای بخوریم.» گاهی انسان در برابر همین پیشنهاد ساده مقاومت خود را از دست میدهد. ایشان میگفتند برای اینکه شخصی مثل من بخواهد فریب بخورد، باید هزینه بسیار بیشتری پرداخت شود؛ مثلاً تمام خانواده و بستگانم را با یک مینیبوس راهی مشهد کنند و در میانه راه اتفاق بسیار تلخی رخ دهد و همه آنها را از دست بدهم، و در اوج ناراحتی کسی به من پیشنهاد مصرف مواد بدهد؛ تازه در چنین شرایطی ممکن است بتواند مرا وسوسه کند.
مرزبان کشیک : مسافر وحید
تایپ: مسافر کیا
عکاس: مسافر کاوش
ویراستاری وتنظیم : مسافر پدرام
- تعداد بازدید از این مطلب :
81