English Version
This Site Is Available In English

برای رسیدن به دانایی مؤثر باید مثلث دانایی را اجرا کنیم

برای رسیدن به دانایی مؤثر باید مثلث دانایی را اجرا کنیم

دهمین جلسه از دوره ششم سری کارگاه های اموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی بردسکن به استادی مسافرمحمدرضا نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافرمحمدرضا با دستور جلسه« دانایی، دانایی موثر،سواد»درروزسه شنبه مورخ 10شهریورماه۱۴۰۵راس ساعت۱۷ شروع بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمدرضا هستم، یک مسافر.تشکرمیکنم از نگهبان عزیز، ایجنت محترم،گروه مرزبانی و راهنمای عزیزم که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.
امروزمی خواهم در مورد دانایی و دانایی مؤثر صحبت کنم. من حدود دو سال پیش، بعد از ده سال مصرف مواد، شرایط خیلی خوبی نداشتم. قبل از ورود به کنگره، زندگی و خانواده‌ام شرایط خوبی نداشت وعشق و محبت خیلی کمرنگ شده بود. پدرم هم مصرف‌کننده بود و من هم درگیر مصرف مواد بودم.
خدا را شکر با کنگره آشنا شدم. وقتی وارد کنگره شدم، به من گفتند باید سفر کنی، آموزش بگیری و به حال خوش برسی. در جهان‌بینی هم به ما آموزش دادند که برای رسیدن به دانایی مؤثر باید مثلث دانایی را اجرا کنیم؛ یعنی تفکر، آموزش و تجربه.
من فهمیدم بدون تفکر نمی‌توانم کاری را درست انجام بدهم. باید اول فکر کنم که کجا بودم و امروز کجا قرار دارم. منِ دو سال پیش با محمدرضای امروز خیلی فرق دارد. آن زمان خیلی زود عصبانی می‌شدم، نمی‌توانستم با خانواده‌ام درست صحبت و مشورت کنم و نمی‌توانستم برای مسائل زندگی درست تصمیم بگیرم؛ چون تفکر درست و آموزش کافی نداشتم.
در کنگره به من گفتند باید آموزش بگیری، باید تجربه کنی و باید فرمانبردار باشی. من هم سعی کردم این موضوع را اجرا کنم. در سفر اول، یکی از مهم‌ترین چیزهایی که یاد گرفتم، صادق بودن با خودم و گوش دادن به فرمان راهنمایم بود. اگر راهنمایم می‌گفت این کار را انجام بده، باید انجام می‌دادم. اگر می‌گفت کمتر یا بیشتر بخور، باید همان چیزی را که می‌گفت اجرا می‌کردم.
امروز می‌فهمم اگر فرمانبرداری نباشد، آموزش هم به نتیجه نمی‌رسد. من باید منیت خودم را کنار می‌گذاشتم و می‌پذیرفتم که کسی که این مسیر را رفته، می‌تواند راه را به من نشان بدهد. اگر می‌خواستم با تفکرات خودم جلو بروم، مطمئناً به نتیجه‌ای که امروز رسیده‌ام نمی‌رسیدم.

یکی از بزرگ‌ترین تغییرات من، برگشتن عشق و محبت به خانواده‌ام بوده است. امروز یک خانواده گرم و خوب دارم. با پدرم خیلی راحت صحبت می‌کنم، می‌خندیم و با هم مشورت می‌کنیم. این برای من خیلی ارزشمند است و شاید قبل از کنگره اصلاً فکر نمی‌کردم دوباره چنین رابطه‌ای داشته باشم.
امروز که در جمع شما هستم، خدا را شکر حال خوبی دارم. دیگر خبری از آن حال خراب و خماری و مصرف مواد نیست. انرژی می‌گیرم و می‌توانم این انرژی را با خودم به بیرون از کنگره ببرم و در زندگی‌ام استفاده کنم.
دیروزهم که جشن دیده‌بان بود و من لازم دانستم در آن جلسه حضور داشته باشم و از دیده‌بانان تشکر کنم؛ چون زحمت فروانی می‌کشند. همان‌طور که از راهنمایم تشکر می‌کنم، چون برای من و امثال من زحمت می‌کشد.

در پایان، از آقای مهندس و دکترامین تشکر می‌کنم که این بستر را برای ما فراهم کردند تا آموزش بگیریم، تجربه کنیم و به دانایی مؤثر برسیم و حال خوش را تجربه کنیم.
ممنون که به صحبت‌های من گوش کردید.
عکس،تایپ و ارسال خبر: مسافرعلی لژیون یکم
مرزبان کشیک: مسافرحسین
 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .