جلسه دوازدهم از دوره بیستم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ساوه به استادی همسفر وجیهه، نگهبانی همسفر حدیث و دبیری موقت همسفر زهرا با دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر و سواد» روز دوشنبه ۹ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان وجیهه هستم همسفر، خداوند را شاکر و سپاسگزارم که قسمت وروزی من کرد که امروز دراین جایگاه خدمت کنم وآموزش بگیرم. از خانم فرشته ایجنت محترم وراهنمای خوبم تشکر میکنم وهمچنین از گروه مرزبانی که اجازه دادند من دراین جایگاه قرار بگیرم سپاسگزارم . اما در مورد دستور جلسه که دانایی دانائی موثر و سواد است، ما باید معنانی هر کدوم از این جملات را جداگانه بدانیم و مفهوم آنرا بفهمیم، نه فقط معنی لغوی را، و اینکه همه ما قبل از ورود به کنگره فکر میکردیم که هر کسی که سواد دارد یعنی آدم دانایی است و در مورد هر چیزی میتواند نظر درست بدهد، اما وقتی وارد کنگره شدیم متوجه شدیم که، کلا سواد با دانایی دو مقوله جدا هستند، همانطور که الان درمورد اعتیاد هم ثابت شده است که: متخصصانی هستند که درمورد اعتیاد به آن علم وآگاهی ودانایی نرسيده اند که درمان اعتیاد را پیدا کنند واین هم ریشه در آن نا آگاهی ها دارد.
مثلث دانایی، سه ضلع دارد: یکی تجربه، تفکر و آموزش است که اگر هر فردی این سه ضلع را داشته باشد میگویند فرد دانایی است اما اگر این سه ضلع باهم برابر باشد میگویند این فرد دانایی مؤثر دارد. استاد امین هم در جزوه جهانبینی در مورد این موضوع هم بسیار واضح صحبت کردهاند و در خود کنگره هم برای بالا بردن سطح دانایی و جهان بینی افراد در مقوله بیماری اعتیاد و جهان بینی و تبدیل کردن این دانایی به دانایی مؤثر این آموزش ها ادامه دار شده است. دانایی یعنی تشخیص ماهیت خواسته ها در هر شکل ولباسی، یعنی اینکه ما بدانیم چه کاری را در چه جایی انجام بدهیم و چه کاری را انجام ندهیم و اینکه چه کاری درست است و یا چه کاری غلط است واین تشخیص خواسته ها سبب طی کردن مراحل تکامل در شخص میشود. حالا ممکن است که این سوال پیش آید که چه کسی به دانایی میرسد؟ به گفته استاد امین اگر شخصی بخواهد به دانایی برسد باید مشکلات و سختی های زیادی را طی کند وبه راحتی نمیتوان گفت فلان شخص به دانایی رسیده است ، مثلا ما به عنوان یک همسفر برای رسیدن به دانایی در مقوله اعتیاد وکمک کردن به مسافر خودمان باید تفکر کنیم وراه نجاتی برای خودمان و مسافرهایمان پیداکنیم. البته باید تفکرات صحیح واصولی باشد و تفکر صحیح و اصولی هم زمانی اتفاق میافتد که من واقعا آن خواسته در وجود خودم داشته باشم وخواسته داشته باشم که مسافرم درمان شود و به حال خوب برسد و اگر این خواسته واقعا در قلب من وجود داشته باشد وقتی وارد کنگره میشوم آموزش هارا باقلب وجانم میپذیرم و آنها را عملی میکنم و بعد باتجربه ای که درزندگی درکنار یک فرد مصرفکننده داشته ام میتوانم به یک دانایی نسبی برسم و اینکه این دانایی هم فقط در مرحله دانستن است و اگر از آن به صورت اصولی استفاده نکنیم و نتوانیم آنرا عملی کنیم مانند کتابی میماند که یک عالم مطلب علمی در درونش است ولی ما توانایی استفاده از آن را نداریم، پس ما باید بتوانیم چیزی را که یاد گرفته ایم را کاربردی کنیم و تغییرات هم از همین جا آغاز میشود که من آنچه را که میدانم و میخواهم را به اجرا درآورم و بدانم چه چیزی که به ضرر من است و یا چه چیزی به سود من است . مثلا من این دانایی را دارم که نباید با فرد مصرفکننده که حال خرابی دارد جر و بحث و یا دعوا کنم، با وجود اینکه این دانایی را دارم ولی نمیتوانم تحمل کنم و شروع به جروبحث کردن و دعوا به پا کردن میکنم پس اینجا این دانایی هیچ فایده ای برای من ندارد و دانایی موثری نیست پس نتیجه میگیریم که دانایی هیچ ربطی به سواد ندارد مثل چوپانی است که علم وآگاهی در مورد دامداری وگوسفندان دارد و یک متخصصی که علم وآگاهی در مورد یک جراح تخصص ویک علم خاصی را دارد ولی نمیتواند با یک انسان مثل درست برخورد کند وآن دانایی و آگاهی برای صحبت کردن بایک انسان معمولی را ندارد. ودر نهایت اینکه دانایی به سواد وتمدن نیست و باید بدانیم که ما باید انسانی رفتار کنیم و اندیشهی ماانسانی باشد. انشالله که بتوانیم با کسب کردن دانش وآگاهی به دانایی برسیم ودر نهایت زندگی همراه با آرامش وآسایش راداشته باشیم. ممنون از اینکه با سکوت زیبای تان به حرفهای من گوش کردید

مرزبان کشیک: همسفر صدیقه و مسافر علی
تایپیست: همسفر مهرناز رهجوی راهنما همسفر حمیده (لژیون دوم)
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر صدیقه
همسفران نمایندگی ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
121