دومین جلسه ازدوره اول سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره۶۰نمایندگی بردسکن به استادی دیده بان محترم مسافرجواد نگهبانی ایجنت محترم مسافر حمید و دبیری ایجنت گروه همسفران خانم معصومه با دستور جلسه(هفته دیده بان) در روز دوشنبه مورخ 9 شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت 16آغاز بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان جواد هستم یک مسافر.بسیار خوشحالم که امروز در جمع شما هستم. دستور جلسه این هفته، «هفته دیدهبان» است. این هفته را خدمت آقای مهندس، دیدهبانهای کنگره ۶۰ و همه اعضای خانواده بزرگ کنگره ۶۰ تبریک عرض میکنم.
نامگذاری دستور جلسات و هفتهها در کنگره ۶۰، هرکدام دارای حکمت و دلیل خاصی است. امیدوارم در این هفته بتوانیم به اهدافی که پشت انتخاب این دستور جلسه وجود دارد، برسیم و برداشت خوبی از آن داشته باشیم.در این هفته، دو هدف اصلی دنبال میشود. یکی اینکه اعضایی که در نمایندگیها حضور دارند، چه در سفر اول، چه سفر دوم و چه در جایگاههای مختلف خدمت، با جایگاه دیدهبانی و وظایف آن بیشتر آشنا شوند. ممکن است یک نفر در طول سفر خود، دیدهبان را خیلی محدود ببیند یا زمانی که دیدهبان به نمایندگی میآید، بهدرستی متوجه جایگاه و وظایف او نشود. این هفته فرصت خوبی است تا بیشتر با این جایگاه آشنا شویم.
موضوع دوم این است که دیدهبانها در این هفته، به نمایندگیهای مختلف کنگره ۶۰ سر میزنند و از نزدیک در جریان کموکیف فعالیت نمایندگیها قرار میگیرند. در ادامه، گزارشهایی تهیه میشود و در جلسات دیدهبانها موارد مختلف بررسی میشود و اگر نیاز به اصلاح یا نکتهای باشد، انجام خواهد شد.این دو مورد، از اهداف اصلی این هفته است.
اگر کمی از نگاه کلان به موضوع نگاه کنیم، انسان وقتی وارد هر مرحلهای میشود، یک جایگاه، یک شرح وظایف و یک هدف دارد. وقتی وارد زندگی میشویم، بهعنوان یک انسان، جایگاه مشخصی داریم و وظایفی بر عهده ماست.در کنگره ۶۰ هم همینطور است. وقتی یک نفر وارد کنگره میشود و مسیر درمان را آغاز میکند، مرحلهبهمرحله جایگاههایی را پشت سر میگذارد.
تازهوارد، اولین جایگاه اوست. سه جلسه در این جایگاه قرار دارد و در این مرحله وظیفهاش این است که با کنگره آشنا شود، با درمان آشنا شود و ببیند آیا میتواند این مسیر را ادامه بدهد یا خیر.
بعد وارد سفر اول میشود. در سفر اول، مبدا مشخص است؛ مصرف مواد، و مقصد مشخص است؛ قطع مواد. مدت و حد و حدود فعالیت هم مشخص است.بعد وارد سفر دوم میشود. مبدا سفر دوم، قطع مواد است و مقصد آن رسیدن به خود. بنابراین برای هر جایگاه، زمان، هدف، وظایف و حد و حدود مشخصی وجود دارد.
این را از این جهت عرض میکنم که فکر نکنیم چون خدمتی نداریم، پس جایگاهی هم نداریم. همه ما از همان روز اول دارای جایگاه هستیم. ممکن است میزان وظایف و مسئولیتها متفاوت باشد، اما همه ما در هر مرحلهای که هستیم، جایگاهی داریم.
.jpg)
در نمایندگی ها، مرزبانها وظیفه دارند از مرزهای نمایندگی حفاظت کنند؛ ورود و خروجها، امنیت و امور اجرایی را انجام دهند.
راهنما وظیفه آموزش دارد و کمک میکند مسافر مسیر درمان را بهدرستی طی کند.ایجنت، در سطحی بالاتر قرار دارد و وظیفه دارد ارتباط و هماهنگی لازم را بین نمایندگی و دفتر مرکزی برقرار کند و مسائل نمایندگی را بهدرستی دنبال کند.
در کنار همه این جایگاهها، جایگاه دیدهبانی هم وجود دارد.
دیدهبانها در کنگره ۶۰ چهارده نفر هستند. وظیفه دیدهبانها، نظارت بر نمایندگیها و در شرایط مورد نیاز، وضع قوانین است.
آنها با توجه به شرایط و نیازهای موجود، قوانین را وضع میکنند تا کنگره بتواند به اهداف اصلی خودش برسد. بعد از وضع قانون نیز بر اجرای آن نظارت دارند و اگر مشخص شود قانونی نیاز به تغییر دارد، آن را اصلاح میکنند.
نگاه دیدهبان، یک نگاه کلان است. در طول سال، جلسات مختلفی برگزار میشود، شرایط بررسی میشود و در صورت نیاز، تغییراتی در نحوه برگزاری جلسات و امور اجرایی کنگره ۶۰ ایجاد میشود.اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد.
تمام این جایگاهها و تمام این خدمتها، در نهایت برای این است که یک نفر به درمان برسد. برای این است که یک خانواده دوباره دور هم جمع شود. برای این است که مسافر در سفر اول به هدف خودش،یعنی قطع مواد، برسد و در سفر دوم نیز به سمت رسیدن به خود حرکت کند.
اگر این هدف اصلی محقق نشود، جایگاهها غیر از دردسر چیز دیگری نخواهند بود.
من اگر مرزبان، ایجنت، دیدهبان یا هر جایگاه دیگری باشم، اما از هدف اصلی غافل شوم و کاری که انجام میدهم در جهت تحقق آن هدف نباشد، آن جایگاه برای من تبدیل به مشکل خواهد شد.
پس من در هر جایگاهی که هستم، باید حد و حدود خودم را بدانم و هدفی را که برای آن جایگاه تعریف شده، همیشه مدنظر داشته باشم.
برای درمان اعتیاد، سفر اول و سفر دوم لازم است.اگر من این مسیر را پذیرفتم، باید آن را طی کنم.در سفر دوم است که من از طریق آموزش، خدمت و بودن در جمع، بیشتر با خودم و مشکلات خودم آشنا میشوم. در اینجا متوجه ایرادهای خودم میشوم و فرصت پیدا میکنم آنها را اصلاح کنم.
بنابراین میتوانیم به این نتیجه برسیم که بودن در کنگره ۶۰ و خدمت در سفر دوم، در مسیر درمان ما اهمیت بسیار زیادی دارد.
میتوانیم به این نقطه برسیم که درمان من زمانی پایدارتر میشود که دیگران هم به درمان برسند.
این کار، سینهبهسینه و دستبهدست منتقل میشود. کسانی که این آموزش و خدمت را از نسلهای قبل دریافت کردهاند، آن را به ما رساندهاند و ما هم باید آن را به نسل بعد منتقل کنیم.
کنگره ۶۰ بهعنوان یک جمعیت احیای انسانی، ساختاری دارد که به شکلی طراحی شده که قابل رشد و توسعه باشد. در این ساختار، همه اعضا نقش دارند و برای هر مرحله و هر جایگاه، شرح وظایف مشخصی وجود دارد.علت این است که این ساختار بر اساس یک اصل بنا شده است؛ اصل کمک فرد رهاشده از دام اعتیاد به فرد در حال مصرف.اگر هر عزیزی در هر جایگاهی که هست، این اصل را در نظر نداشته باشد، آن جایگاه برای او غیر از دردسر چیزی نخواهد بود.پایه خدمت، محبت است. ما در سایه محبت و آموزش، خدماتی را که از نسلهای قبل دریافت کردهایم، به نسلهای بعد منتقل میکنیم و در همین مسیر، درمان خودمان نیز کاملتر میشود.
دیدهبانی هم بخشی از همین ساختار است که در کنار راهنماییهای آقای مهندس، در جلسات مربوط به قانونگذاری و اداره کلان کنگره نقش دارد.در پایان، مجدداً این هفته را خدمت آقای مهندس، دیدهبانهای عزیز و همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم و برای نمایندگی بردسکن و همه خدمتگزاران آن،آرزوی موفقیت دارم.امیدوارم این نمایندگی روزبهروز رشد و توسعه بیشتری داشته باشد و افراد بیشتری وارد این مسیر شوند و از این بستر استفاده کنند.این بستر برای همه ما فراهم شده است؛ پس نگذاریم فقط برای خودمان بماند. با بودن، آموزش گرفتن و خدمت کردن، کمک کنیم دیگران هم بتوانند از آن استفاده کنند.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.
عکس و تایپ:مسافر حسن لژیون یکم
ویرایش و ارسال خبر:مسافرعلی لژیون یکم
مرزبان کشیک:مسافرمحمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
180