English Version
This Site Is Available In English

سواد زیستن

سواد زیستن

سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر

از دانایی به‌سوی زیستن امروز در میان تلاطم روزمرگی‌ها و در میان کشمکش‌های درونی، به حقیقتی تازه رسیدم؛ حقیقتی که از مرزهای صرف دانستن فراتر می‌رود. تا دیروز، فکر می‌کردم دانستن کافی است. فکر می‌کردم اگر بدانم چه کار باید کرد یا اگر راهکارها را بدانم، همه‌چیز درست می‌شود. اما امروز فهمیدم که میان دانایی و دانایی مؤثر گویی اقیانوسی از تجربه فاصله است. دانایی تنها دانستن قواعد است؛ دانستن این‌که چه چیزی درست یا غلط است. اما دانایی مؤثر یعنی توانایی به‌کارگیری آن دانسته‌ها در لحظه‌ درست، با جسارتی که همراه با آرامش باشد. من آموختم که گاهی دانستن بیش‌ازحد و تلاش برای درست کردن همه‌چیز تنها یک نقاب برای فرار از واقعیت است. من با جبران کردن مداوم درواقع مانع از آن شده بودم که حقیقت خودش را نشان دهد. من با گذشت‌کردن از خودم دیوار امنی ساخته بودم که نه تنها من را، بلکه دیگری را هم از مواجهه با مسئولیت‌های خودش محروم می‌کرد.

امروز یاد می‌گیرم که سواد زندگی در کنترل کردن همه‌چیز نیست؛ بلکه در آگاهی از مرزهای توانمندی است. سواد زندگی یعنی بدانم کجا باید قدم بردارم و کجا باید بایستم. یعنی بدانم که رها کردن، نه به‌معنای بی‌تفاوتی، بلکه به‌معنای احترام به فرآیند رشد زندگی و احترام به خودم است. من دیگر نمی‌خواهم قهرمان نجات‌دهنده‌ای باشم که در سایه‌ دیگران، خودش را گم می‌کند. من می‌خواهم دانای مؤثر باشم؛ کسی که با آگاهی، مسیر خود را می‌سازد، با هوشمندی، مرزهای خود را مشخص می‌کند و با آرامش، اجازه می‌دهد که هر چیزی در جای درست خود رشد کند. من از امروز، مسیر خود را انتخاب می‌کنم. نه از سر جدایی، بلکه از سر رسیدن به یک سواد جدید یعنی همان سواد زیستن در عین آگاهی. امیدوارم تمام کسانی که به این مکان مقدس وارد می‌شوند بتوانند اضلاع مثلث دانایی خود را که از سه ضلع «تفکر ،تجربه و آموزش» است به یک اندازه رشد بدهند تا بتوانند از آن حال خوش بهره‌مند شوند.

سلام دوستان منصوره هستم همسفر

خداوند بزرگ را سپاسگزار هستم که راه کنگره۶۰ را در مسیر زندگی من قرار داد تا بتوانم حال خوب و آرامش واقعی را تجربه کنم. قبل از این‌که وارد این مکان مقدس بشوم، همیشه فکر می‌کردم داشتن سواد یعنی داشتن مدرک تحصیلی یا جایگاه اجتماعی و این مورد می‌تواند نشان‌دهنده کمال و دانایی یک انسان باشد. تصور می‌کردم سواد داشتن به این معنی است که من همه‌چیز را بلد هستم و نیازی به آموزش جدید ندارم؛ اما در واقعیت این‌طور نبود با هر مشکل کوچکی که در زندگی پیش می‌آمد، آرامش خود را از دست می‌دادم و نمی‌توانستم تصمیم درستی بگیرم. وقتی وارد کنگره۶۰ شدم با مفاهیم بسیار عمیقی آشنا شدم. «دانایی به سواد نیست، به تمدن نیست، مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست؛ بایستی انسانی اندیشید.» سواد با دانایی بسیار متفاوت است.

سواد یعنی توانایی خواندن و نوشتن یا داشتن مدارک تحصیلی؛ اما دانایی قدرت تشخیص ماهیت خواسته‌ها است. دانایی یعنی این‌که من بتوانم تشخیص بدهم کدام خواسته درون من معقول و کدام نامعقول است و بتوانم کار درست و غلط را از همدیگر تشخیص بدهم. انسان دانا کسی است که قبل از انجام هر کاری، اول درباره آن فکر می‌کند تا دچار اشتباه نشود. در آموزش‌های کنگره یاد گرفتم که برای رسیدن به دانایی باید سه ضلع «آموزش، تجربه و تفکر» با هم و به یک اندازه رشد کنند. آموزش یعنی از سی‌دی‌ها و صحبت‌های راهنما مطالب جدید را یاد بگیرم. تفکر یعنی روی مطالبی که آموخته‌ام فکر کنم و بدون تفکر کاری را انجام ندهم. تجربه یعنی چیزهایی را که یاد گرفته‌ام در زندگی به کار بگیرم و امتحان کنم. موضوع مهم دیگری که آموختم تفاوت بین دانایی و دانایی مؤثر بود. خیلی وقت‌ها می‌دانستم رفتارهایی یا تصمیماتی اشتباه هستند مانند  قضاوت کردن، کینه‌‌ورزی یا ناامیدی و در  این موضوعات به دانایی رسیده بودم؛ اما باز هم آن‌ها را انجام می‌دادم.

کنگره به من یاد داد که این فقط دانایی خالی است و به تنهایی آرامش نمی‌آورد. زمانی دانایی من به دانایی‌مؤثر تبدیل می‌شود که بتوانم به دانسته‌هایم عمل کنم؛ یعنی وقتی عصبانی می‌شوم خشم خود را کنترل کنم، کینه دیگران را در دل نگه ندارم و در سخت‌ترین شرایط همیشه امیدوار باشم و با کمک ایمان، قوی‌تر حرکت کنم. در مقابل این مسیر، مثلث جهالت قرار دارد که شامل ترس، ناامیدی و منیت است. ترس، تفکر ما را می‌خورد و نمی‌گذارد درست تصمیم بگیریم. ناامیدی، انرژی ما را می‌گیرد و مانع از تجربه‌کردن کارهای جدید می‌شود و منیت جلوی آموزش‌گرفتن را می‌گیرد و باعث می‌شود فکر کنیم همه چیز را می‌دانیم. خدای بزرگ و مهربانم را شکرگزارم که با نوشتن سی‌دی‌ها و آموزش‌های کنگره، یاد گرفتم سواد فقط یک ابزار است؛ اما دانایی مؤثر یعنی هنر درست زندگی‌کردن و رسیدن به تعادل. امیدوارم ما همسفران بتوانیم این آموزش‌ها را در زندگی عملیاتی کنیم تا به میوه شیرین آن که آرامش و تعادل است برسیم.

رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
عکاس: همسفر نازیلا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم)
ویراستار و ارسال: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی وحید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .