در گذشته، سواد به صورت آکادمیک امروزی رواج نداشت و بیشتر طبقات اشراف این موقعیت را داشتند و زنان و دختران اکثرا در حاشیه بودند؛ اما امروزه با امکاناتی که در اختیار افراد قرار گرفته است، تقرییا بیسوادی ریشهکن شده است، اما مسئله مهم این است که این سواد و تحصیلات در چه راهی استفاده میشود؟ آیا در راه مثبت هزینه میشود؟ آیا در راستای پیشرفت انسان صرف میشود؟
سواد صرفا مهارت خواندن، نوشتن و مدرک تحصیلی نیست؛ بلکه کسی با سواد است که بتواند در تمام ابعاد عقلی، اجتماعی، عاطفی و خیلی موارد دیگر تفکری سازنده داشته باشد.
میزان دانایی به سواد نیست، سواد یکی از ابزار دانستن است اماکافی نیست. بسیاری از افراد سواد بالایی دارند اما آن آرامش وتعادل لازم را ندارند.
کسی که سواد خود را رشد داده باشد و حتی در کوچکترین اجتماع که خانواده است، سواد تربیت درست، تفکر اقتصادی و عقل معاش داشته باشد و اگر از این ویژگی برخوردار نباشد، نسل او تربیت درست پیدا نکرده اسن و این به جوامع بزرگتر نیز انتقال پیدا خواهد کرد.
در مبحث دانایی مثلثی وجود دارد با اضلاع «تفکر، تجربه، آموزش».
زمانی دانایی ما به دانایی موثر تبدیل میشود که همه اضلاع آن برابر باشند؛ یعنی به یک اندازه رشد کرده باشند برای مثال: تجربه زیاد باشد یا تفکر کم و یا آموزش کافی نباشد، مثل این است که من بسیاری از کارهای خود را بدون تفکر انجام دهم و اگر تجربه زیادی داشته باشم نتیجه خوبی به دست نمیآید و فقط وقت و نیروی خود را از دست دادهام.
در مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت است که اضلاع آن « ترس، ناامیدی، و منیت» است که ترس تفکر را می خورد و منیت جلوی آموزش را می گیرد و ناامیدی اعتماد به نفس را مورد هدف قرار میدهد که باعث میشود انسان تجربه کسب نکند.
دانایی به تنهایی باعث بهتر زیستن انسان و یا صلح وآرامش انسان نخواهد بود این هدف در صورتی به دست خواهد آمد که دانا بودن به مرحله عمل برسد یعنی: فرد وارد مرحله دانایی موثر بشود و علم و آموزش به دست آورده را در زندگی عملی کند.
شخصی که به مرحله دانایی موثر برسد میداند که مواد مخدر و همچنین افکار خراب، روی سیستم تعادل انسان اثر منفی میگذارد و آنها را انجام نمیدهد.
چه انسانهای باسوادی که وارد مقوله اعتیاد و خیلی از ضد ارزشهای دیگر شدند، که همین امر نشاندهنده نادانی آنها بوده است. پس اینجا است که به آموزشهای کنگره پی میبریم و میفهمیم که تنها حرکت در صراط مستقیم و مسیر دانایی و عمل به قوانین است که ما را به تعادل و آرامش و آسایش رهنمون میسازد.
دانایی و سواد را هر شخصی ممکن است داشته باشد؛ ولی دانایی به تفکر مثبت برمیگردد و قدرت تشخیص را بالا میبرد؛ پس میتواند برای رسیدن به آرامش بیشتر و حال بهتر من باشد. در جزوه جهانبینی میخوانیم که دانایی نگهبان قلعه عقل است و مانند یک صافی عمل میکند و اجازه نمیدهد که خواستههای نامعقول نفس به قلعه عقل برسد و این بستگی به دانایی انسان دارد که خواستههای نامعقول و معقول را تشخیص میدهد.
امیدوارم که همه ما این راه درست را تشخیص بدهیم و نفس خود را کنترل کنیم تا به روشنایی برسیم.
منبع: اپلیکیشن دژاکام
رابط خبری: راهنما همسفر معصومه ( لژیون هشتم )
نویسنده: همسفر کوثر رهجوی راهنما همسفر معصومه ( لژیون هشتم )
ویرایش و ارسال: همسفر وجیهه نگهبان سایت
نمایندگی همسفران ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
72