سومین جلسه از دوره اول کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی صبا با استادی دیدهبان مسافر علی، نگهبانی ایجنت مسافر اردلان و دبیری مسافر محمود با دستور جلسه «جشن هفته دیدهبان» در روز شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد
سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم یک مسافر؛ خدا را شکر میکنم و خیلی خوشحالم که فرصتی فراهم شد به بهانه هفته دیدهبان در این جایگاه در خدمت شما عزیزان باشم. به خاطر شرایط کشور، آقای مهندس فرمودند که جشن آنچنانی نداریم، برای همین پذیرایی نداریم، تزئینات نداریم، موزیک نداریم، استقبال به آن شکل نداریم و امسال این مسائل را اجرا نمیکنیم. همچنین فرمودند یکی از مهمترین اهداف هفته دیدهبان، سرکشی دیدهبانها از نمایندگیها است که حدود ۱۰ نمایندگی به هر دیدهبان میرسد چرا که الان در کنگره۶۰، تعداد نمایندگیها به ۱۷۰ عدد رسیده است.
آقای مهندس به کمک دبیر شورای دیدهبانان یک چکلیست تهیه کردهاند که دیدهبانها باید همه موارد نمایندگی را کنترل و در آن چکلیست یادداشت کنند که شامل دفتر نشریات، دیسپ، دفاتر لژیون مرزبانی، دفاتر بخش اوتی، دفاتر دبیری جلسات از ابتدای تأسیس نمایندگی تا به حال، پورتال، آبدارخانه، موارد ایمنی، سیستم صوتی، پوشش اعضا، میزان مشارکتها، نسبت جمعیت همسفران به مسافران، مدت زمان صحبت استاد و موارد دیگر است که باید در گزارش قید بشود.
این موضوع، کنترل نمایندگیها و یک فرمان به جایخود است که در آن، انتخاب نمایندگی به عهده دیدهبانها نیست بلکه به ما برنامهای را میدهند که توسط آقای مهندس و دبیر شورای دیدهبانان تنظیم شده است که به این حدود ۱۰ نمایندگی بروید و چکلیست را پر کرده و بیاورید. این موضوع برای تمام نمایندگیها اتفاق میافتد و در اولین جلسه شورای دیدهبانان مواردی که مشکل دارند، مطرح میشود تا برای نمایندگیهایی که بازدهی خوبی نداشتهاند، تصمیمگیری شود تا مشکل آنها رفع گردد. و این اتفاقی است که امسال بصورت جدی در حال انجام است.
در نمایندگی شما، تعداد همسفران از مسافران بیشتر است که این از موارد نادر است و از جهاتی خیلی خوب است چرا که وقتی من مسافر تلاش کنم که در ابتدای ورودم، همسفرم به کنگره بیاید، این کمک به خودم است و سبب پیشرفت من میشود. آقای مهندس علاوه بر شرح وظایف دیدهبانان روی این موضوع تکیه میکنند که از دوران اوایل شروع به کار کنگره بگویید. چیزهایی را که دیدید تا آنجا که یادتان هست بگویید تا اعضا متوجه تفاوت آن زمان با الان بشوند.
تفاوت آن زمان با الان که از زمین تا آسمان است و چیزهایی که الان شایسته و نیکو است، آن موقع ایراد محسوب میشد. آن موقع آموزشهای الان نبود و زمانی که ما وارد شدیم تنها یک کتاب شصت درجه بود با تعدادی پنفلت که نوشتارهایی مثل آوا و دعا و از این قبیل بود و بعدا سه، چهار وادی اول نیز اضافه شد.
.jpg)
من یادم هست روز اولی که وارد کنگره شدم به زور مادرم را همراهم آورده بودم. برای مشاوره که آمدم به من گفتند کتاب شصت درجه را بخر که من قهر کردم و آمدم بیرون ولی مادرم نگفت برو بخر که اگر گفته بود لج میکردم و نمیخریدم. یک ربع با خودم کلنجار رفتم و پیش خودم گفتم اگر بری معلوم نیست دفعه بعدی زنده باشی که بیایی و کتاب را بخری و ممکن است ده سال دیگر مصرف کنی و گذرت این طرفها نیفتد. حالا که تا اینجا آمدی برو کتاب را بخر، باز یک نیروی دیگری میگفت که اگر قرار بود با کتاب خوب بشی تا الان خوب شده بودی این همه کتاب خواندی.
بالاخره نیروی مثبت پیروز شد و من کتاب را خریدم و یک بندهخدایی هم بود که دو جمله ساده به من گفت که باعث جذب من به کنگره شد و امروز آن بنده خدا که از دیدهبانهای کنگره۶۰ بود به رحمت خدا رفته است و انشاالله در ادامه سفر خوبی داشته باشد. جمله خاصی نبود همان بود که مشاور گفته بود ولی او با یک زبان دوستداشتنی گفت و پیوند محبت در من ایجاد شد و گفت ما فردا در شعبه انقلاب جلسه باز داریم و میتوانی همسفرت را هم بیاوری.
من از روز اولی که مواد مصرف کرده بودم به خانواده خودم گفته بودم. اولین بار به پدر و مادرم گفتم که مصرف کردم و آنها اول جدی نگرفتند و خندیدند و بعد گفتند که اشتباه کردی و من با باور آن موقع به آنها میگفتم شما اشتباه میکنید که مصرف نمیکنید من خیلی هم بهتر به کارهایم میرسم و در ادامه هم برای ترک و مسائل مربوط به اعتیادم همیشه در جریان کار من بودند و همیشه کنار من ایستاده بودند و مشکلی با هم نداشتیم و خیلی اوقات هم در خانه مصرف میکردم. شما تصور کنید با این پیش زمینه، من به مادرم گفتم که بیا بریم جلسه و رفتیم شعبه انقلاب که یک اتاقی بود که همسفرها کنار هم مینشستند. و اینقدر آموزشهای نامناسبی در آن جلسات داده شد که آقای مهندس به فکر تشکیل جلسه برای همسفران مثل مسافران افتادند.
مادرم به من گفت حدود بیست نفر بودیم که از ما درباره مسافرمان پرسیدند که چه کار میکند و اینها و گفتند شب که به خانه میآید باید لباسهایش را بگردی که با خودش مواد به خانه نیاورد! مادرم در جواب گفته بود که خوب مواد را همان بیرون میگذارد تا بعدا به سراغش برود و اگر ما این کارها را میخواستیم انجام بدیم که الان مسافر من خودش با پای خودش برای درمانش اقدام نمیکرد. خلاصه میگفت من دیگر اینجا نمیآیم. از این بابت ناراحت شده بود و میگفت چون فکر میکنم کارم درست است نمیآیم و تا مدتی هم نیامد.
این خاطره را گفتم تا این چیزی که هست را قدر بدانیم. من که همسفرم را به زور آورده بودم و البته خودش هم مشتاق بود که بیاید، در اثر آموزشهای نامناسب آن روز به این نقطه رسید که دیگر نیاید. در واقع افرادی که آموزش ندیده بودند، دور هم نشسته بودند و آن چیزهایی که فکر میکردند درست است را به همدیگر منتقل میکردند ولی امروز راهنمایان همسفرانی که ما در کنگره داریم دستکمی از مسافران ندارند، عین همان امتحان که مسافران می دهند را دادهاند و عین همان آموزشها را دیدهاند، منتها در قسمت خودشان در حال کار کردن هستند.
در یک مصاحبهای از من پرسیدند که برای همسفرانی که مسافرشان نمیآید چه توصیهای دارید؟ گفتم: من نمیدانم، این را شما باید از کسی بپرسید که تجربه همسفر بودن را داشته است. من اصلا در جایگاه همسفر نیستم و حس آنها را درک نمیکنم. من چیزی را میتوانم انتقال بدهم که خودم آن را تجربه کرده باشم و این به این دلیل است که آنقدر همسفران ما توانمند شدهاند که نیاز نیست من نوعی این کار را بکنم.
مرحله بعدی آن چیزی که عرض کردم این شده بود که راهنمای مسافران که تنها راهنمایان کنگره۶۰ بودند به همسفرها راهکار میدادند. یعنی همسفرهای رهجوها از من سوال میکردند و من دائم از زیر این سوالات فرار میکردم چون کمک خاصی به آنها نمیتوانستم بکنم چون اولا تخصصی در آن زمینه نداشتم و ثانیا یک سری از حریمها باید حفظ میشد که به تمام این دلایل جایگاه همسفر به وجود آمد و خدا را شکر که امسال تعداد دیدهبانهای همسفران به عدد ۲ رسیده است.
اصولا شورای دیدهبانان مثل مجلس قانونگذاری یک کشور است که وظیفه اصلاح، حذف یا افزودن قوانین را به عهده دارد. اعضاء، نماینده شهرهای مختلف، احزاب و اقوام و ادیان مختلف هستند تا اگر قانونی میخواست به ضرر آنها تصویب بشود نمایندهها حضور داشته باشند تا از حقوق موکلین خود دفاع کنند تا حقوق اقلیت ضایع نشود. در کنگره دیدهبانان هم باید به همین صورت باشد امروز در بخش همسفران دو نفر هستند که در آینده بیشتر خواهند شد، از بخش همسفران آقا بایستی باشند. از بخش خانومهای مسافر یک نفر هست و اگر در آینده بخشهای دیگری اضافه بشود بایستی در شورای دیدهبانان از آنها عضو داشته باشیم. از اینکه به صحبتهای من گوش کردید از همه شما متشکرم.
در ادامه مراسم جشن دیدهبان در نمایندگی صبا برگزار گردید:


.jpg)













.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
عکس: مسافر ابوالفضل
تایپ: مسافر حیدررضا
ارسال: مسافر مجتبی
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
450