English Version
This Site Is Available In English

دلنوشته

دلنوشته

سلام دوستان عرفان هستم یک مسافر.
من با تخریب هفت سال مصرف قرص متادون و کلونازپام وارد کنگره شدم.
خدای متعال را شکر می گویم که در حال حاضر چهار ماه است که به سفر دوم راه پیدا کرده ام، خداوند یگانه را روزانه صد مرتبه شکر می گویم که به من کمک کرد تا از تاریکی ها و ظلمات مواد مخدر رهایی پیدا کنم تا بتوانم حال خوب و حضور خداوند را در زندگی ام درک نمایم.
من در سفر اول با چالش های گوناگونی روبه رو شدم، البته نا گفته نماند من یک سفر ناتمام داشتم که نتوانستم آن را به اتمام برسانم.
در مسیر سفرم چالش های زیادی را تجربه کردم، در کنگره درباره نیرو های منفی شنیده بودم ولی باوری به این ها نداشتم، راهنمای محترم، به من گوشزد می کرد، اگر به نیرو های منفی بها و خوراک بدهی تورا به اعماق تاریکی ها فرو می برد ولی من توجهی به این صحبت ها نداشتم و جدی نمی گرفتم، درحال سفر بودم که به یکباره همه چیز به قبل بازگشت و من باز هم در حال مصرف بودم، نمی توانستم کسی را مقصر بدانم چون می دانستم مسئولیت تمام کار هایم بر گردن خود من بوده است، من به گفته های راهنمای محترمم توجه نکردم و فرمان بردار خوبی نبودم و به همین خاطر منیتی که داشتم من  به اعماق تاریکی و ظلمات سقوط کردم وحال خرابی را تجربه کردم، ولی اینسری خبری از لذت بردن از مواد مخدر و قرص نبود، چون در کنگره به این آگاهی رسیده بودم که مواد مخدر نابود کننده است و نباید این کار را انجام داد، ولی وقتی با این که این ها را می دانستم و باز مصرف می کردم، حال بدتر و خراب تر از زمان مصرف اولم را تجربه کردم، روز به روز نفرتم از خودم بیشتر می شد، چون تمام مدت در کنگره برای به رهایی رسیدن من تلاش می شد، ولی من با ناسپاسی جواب این زحمات را دادم و بازگشت خوردم و چون  به سیستم کنگره و حال خوبی که به من داده شده بود ناسپاسی کردم، مشکلات گوناگونی برای من رخ داده شد و همین باعث شد مصرف من به سطح بالاتری برسد روزانه دو عدد قرص متادون به شش عدد و 60 عدد کلوناز پام رسید و به اعماق تاریکی و لجن زار ها نفوذ کرده بودم، حال بسیار بدی را تجربه می کردم.
بعد از گذشت دو سال، لطف خداوند شامل حال من شد و اجازه خداوند صادر شد که با تمام مشکلات بتوانم باز هم به کنگره بیایم و سفرم را شروع کنم، با این که مشکلات گوناگونی داشتم مشکلاتم دلیل این نشد که من دیگر به کنگره نیایم و سفرم را شروع کنم.
در زمان مصرف، از همه چیز نا امید بودم، دائم به خودم، به دنیا و همه چیز بد و بیرا می گفتم، حتی خانواده ام از من نا امید شده بودند و منتظر زنگ بودند که جنازه ام را بر اثر اوردوز تحویل بگیرند، ولی وقتی به کنگره بازگشتم، مرزبانان و راهنمای تازه واردین با لبخند و انرژی بسیار بالایی به استقبال من آمدند، انگار از جهنم وارد بهشت شده بودم،  خیلی تحت تاثیرانرژی کنگره  قرار گرفتم، همین انرژی بسیار بالا باعث شد که در کنگره قرار بگیرم و سفرم را شروع کنم و آرام آرام حس و حال من رو به بهبودی پیشرفت نمود، خدارا شاکر هستم که در حال حاضر چهار ماه است سفر اول را پشت سر گذاشته ام و وارد سفر دوم شده ام و بر این باور هستم که لطف خداوند بوده که مصرف کننده مواد شوم، تا بتوانم با کنگره اشنا شوم و خدارا شکر می گویم، که کنگره باعث شد مسیر تکامل و هدف از خلقتم را پیدا کنم و توانستم خدارا در همه جای زندگی ام ببینم، من هیچ ایمانی به به هیچ چیزی نداشتم وقتی با باری از مشکلات خداوند را صدا زدم مشکلاتم یکی پس از دیگری حل شد و واقعا قدرت خداوند را درک نمودم.ُُ
من ازتمام زحمت کشان کنگره60،  راهنمای عزیزم آقا مهدی اطاعتی و خانواده محترم ایشان نهایت تشکر را دارم که من و خانواده ام  را همراهی کرد تا بتوانیم به حال خوب و رهایی برسیم.

عگاس:همسفر سامیار
تایپیست:مسافر امید
ویرایش:همسفر یوسف
تنظیم و ارسال:مسافر بنیامین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .