سلام دوستان، مصطفی هستم یک مسافر.
در مورد دستور جلسه میزان دانایی، دانایی مؤثر و سواد؛ هم آقای مهندس و هم آقای دکتر امین توضیحات ارزشمندی ارائه کردهاند. اول باید بدانیم دانایی چیست. دکتر امین دانایی را به سه ضلع تقسیم میکنند: آموزش، تجربه و تفکر. دانایی یعنی دانستن؛ اما دانستن دو شاخه دارد: دانایی خاص و دانایی عام. دانایی خاص یعنی هر فرد در رشته تخصصی خودش به سطحی از دانایی رسیده باشد. اشتباهی که بسیاری از ما داشتیم این بود که اگر کسی مهندس، دکتر یا فردی با مدرک بالا بود، خیال میکردیم در همه زمینهها داناست؛ در سیاست، در اخلاق، در رفتار اجتماعی و… در حالی که این تصور کاملاً اشتباه است. او فقط در همان رشته تخصصیاش داناست، نه در همه امور زندگی. قبل از ورود به کنگره، خود من هم همین اشتباه را داشتم. آقای مهندس در ادامه بحث میزان دانایی میفرمایند: سواد نیست، تمدن نیست، مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست؛ باید انسانی اندیشید. ما سالها ظاهر، لباس، ماشین و جایگاه اجتماعی افراد را معیار دانایی میدانستیم؛ اما اینها هیچکدام نشانه دانایی نیست. اما دانایی عام چیزی است که همه انسانها باید داشته باشند؛ یعنی علم زندگی، چگونه زیستن. این دانایی فراتر از دین، مذهب، فرهنگ، زبان، ملیت و قومیت است. آقای مهندس در بسیاری از سیدیها میفرمایند: انسان دانا کسی است که دشمن را تبدیل به دوست میکند؛ و انسان نادان کسی است که دوستانش را تبدیل به دشمن میکند. هرچه دانش انسان بیشتر باشد، به خدا نزدیکتر است؛ و هرچه کمتر باشد، از خدا دور میشود. بهشت و جهنم همین انتخابهای ماست؛ همین دانایی ماست. در مسیر سفرم در کنگره، بارها دیدم کسانی با مقام، پول، ظاهر خوب یا موقعیت اجتماعی بالا، رفتارهایی انجام میدادند که هیچ نشانی از دانایی نداشت؛ مثل رد کردن چراغ قرمز یا پرت کردن زباله از ماشین. اینها نشان میدهد دانایی نه به سواد است، نه به تمدن، نه به لباس؛ فقط و فقط به انسانی اندیشیدن است. انسان دانا از لحظهای که در آن قرار دارد بهخوبی استفاده میکند و از زندگی لذت میبرد. زندگی فقط ثروت نیست؛ آرامش و لذت واقعی در دانایی است. آقای مهندس میفرمایند: بعضیها در برج زندگی میکنند اما کارتنخواباند؛ بعضیها در خانه گِلی زندگی میکنند اما عشق میکنند. کسی که داناست، دروغ نمیگوید، غیبت نمیکند، ترس ندارد، به خداوند توکل میکند. مشکلات را دوست دارد، چون میداند برای رشد و بزرگ شدن آمدهاند.
.jpg)
انسان دانا میبخشد و دنبال پس گرفتن نیست؛ مثل آقای مهندس، دیدهبانان و خدمتگزارانی که از وقت و جانشان برای کنگره میگذارند. مثالی زیبا در این بحث آمده: ما یک درخت میکاریم، کمی آب و کود میدهیم، اما آن درخت چقدر میوه به ما میدهد. گاهی ما از یک درخت هم کمتر میشویم؛ چون آن درخت بدون انتظار، میدهد. این یعنی دانایی. در سیدی آموزگار دروس آقای مهندس میفرمایند: دانایی یعنی مردمداری، یعنی مسئولیتپذیری؛ دنبال مقصر نگردید. خلاصه کنیم: دانایی یعنی خوشرفتاری، خوشکرداری، خوشگفتاری؛ یعنی بتوانیم انسانها را دوست بداریم و دوست نگه داریم. ممنونم که به صحبتهای من توجه کردید.
عکس: گروه سایت
تهیه، تنظیم و ارسال: مسافر مهدی لژیون هشتم
نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
365