اگر بخواهیم تفاوت دانایی و دانایی مؤثر را بیان کنیم، میتوان گفت دانایی، یعنی داشتن اطلاعات، شناخت و آگاهی درباره یک موضوع. برای مثال دانستن اینکه ورزش برای سلامتی مفید است؛ اما دانایی مؤثر دانشی است که بتواند در تصمیمگیری، رفتار و عمل انسان تأثیر واقعی بگذارد؛ یعنی فرد فقط چیزی را نداند، بلکه بتواند دانسته خود را به درستی در زندگی به کار گیرد. کسی که میداند مدیریت زمان اهمیت دارد دارای دانایی است؛ اما کسی که بر اساس این آگاهی برنامهریزی میکند، اولویتهای خود را مشخص میسازد و زمان را به درستی مدیریت میکند به داناییمؤثر دست یافته است، بنابراین به زبان ساده، دانایی مساوی است با دانستن و دانایی مؤثر مساوی با دانستن، توانستن و به کار بستن است. در واقع ارزش واقعی دانایی زمانی آشکار میشود که از سطح اطلاعات و آگاهی فراتر رفته و به رفتار، عمل و نتیجه تبدیل شود.
دانایی را میتوان یکی از نگهبانان اصلی قلعه عقل دانست؛ نگهبانی که از قدرت ویژهای برخوردار است و این قدرت چیزی نیست جز توانایی تشخیص ماهیتِ خواستهها در هر شکل و لباسی که ظاهر شوند و هرچه این توانایی تشخیص در انسان بیشتر شود، کار عقل آسانتر و امنیت قلعه عقل نیز بیشتر خواهد شد. دانایی یکی از مهمترین مسائل در مسیر رشد و تغییر انسان محسوب میشود که در مدل قلعه عقل نیز میتوان نقش حساس و کلیدی دانایی را به خوبی مشاهده کرد. از این منظر بدون افزایش دانایی هرگونه تغییر درونی ممکن است ناپایدار و کم اثر باشد؛ چرا که تا زمانیکه قدرت تشخیص در انسان ایجاد نشده باشد ممکن است مفاهیم را صرفاً به صورت طوطیوار حفظ کند بدون آنکه حقیقت و کاربرد آنها را درک کرده باشد؛ بنابراین صرف داشتن اطلاعات و حفظ کردن مطالب به تنهایی ارزش چندانی ندارد و مهم این است که انسان بتواند حقیقت را تشخیص دهد و دانستههای خود را در زندگی به کار گیرد.
آقای امین دانایی را به یک مثلث تشبیه کردهاند که سه ضلع آن عبارتند: از تفکر، تجربه و آموزش. این سه ضلع در کنار یکدیگر، فرآیند شکلگیری و تکامل دانایی را ایجاد میکنند. تفکر، حرکتی ذهنی است که میتواند انسان را از مجهول به معلوم یا از یک مبدأ به مبدأ دیگر برساند؛ انسان از طریق تفکر اطلاعات و تجربیات خود را بررسی و تحلیل میکند و به درک و شناخت تازهای میرسد. تجربه، فرآیند یا رویدادی است که انسان آن را با تمام یا بخشی از وجود خود احساس کرده، انجام داده یا در حال انجام آن است؛ تجربه موجب میشود دانستهها از حالت ذهنی خارج شده و با واقعیت زندگی پیوند بخورند.
آموزش، بهرهگیری از دانش و تجربه فردی است که پیش از ما مسیری را پیموده و در آن موضوع به شناخت و دانایی رسیده است؛ آموزش به ما کمک میکند مسیر را بهتر بشناسیم از تجربیات دیگران استفاده کنیم و راه رسیدن به هدف را با اشتباهات کمتر طی کنیم، اگر سه ضلع مثلث دانایی، یعنی تفکر، تجربه و آموزش در وضعیت متعادل و هماهنگ قرار داشته باشند، میتوان این مثلث را نمادی از دانایی مؤثر دانست. دانایی مؤثر تنها به معنای آشکارشدن یک موضوع برای انسان و تشخیص درست یا نادرست بودن آن نیست؛ بلکه مرحلهای بالاتر است که در آن فرد قدرت اجرای دانسته خود را نیز به دست آورده است؛ بنابراین ممکن است انسان درباره موضوعی اطلاعات کافی داشته باشد، درباره آن تفکر کرده باشد و حتی تجربههای متعددی نیز داشته باشد؛ اما هنوز نتوانسته آن دانسته را در عمل اجرا کند در چنین شرایطی آن دانایی هنوز به دانایی مؤثر تبدیل نشده است. مفاهیم و موضوعات موجود در هستی بسیار گسترده و بیانتها هستند و انسان نمیتواند درباره همه آنها شناخت و آگاهی داشته باشد، میتوان این مجموعه عظیم را به یک فضای بسیار بزرگ تشبیه کرد که مثلث دانایی انسان درون آن قرار دارد.
نتیجه میگیریم دانایی صرفاً مجموعهای از اطلاعات و محفوظات نیست، دانایی واقعی زمانی ارزشمند است که انسان بتواند از طریق آن ماهیت خواستهها و موقعیتهای مختلف را تشخیص دهد. تفکر، تجربه و آموزش سه ضلع اصلی شکلگیری دانایی هستند و هنگامی که این سه در کنار یکدیگر و به صورت متعادل عمل کنند زمینه برای شکلگیری دانایی مؤثر فراهم میشود. دانایی به ما میآموزد که چه چیزی درست یا نادرست است و دانایی مؤثر به ما توانایی میدهد که بر اساس آن تشخیص، درست عمل کنیم و در نهایت ارزش دانایی زمانی آشکار میشود که به دانایی موثر تبدیل شود، یعنی از ذهن و زبان عبور کرده و در رفتار و زندگی انسان نمود پیدا کند.
منبع: جزوه جهانبینی
نویسنده و رابط خبری: همسفر رضیه رهجوی راهنما همسفر نرجس (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر یوکابد رهجوی راهنما همسفر امالبنین (لژیون هفدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر نرجس (لژیون پنجم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی سمنان
- تعداد بازدید از این مطلب :
173