English Version
This Site Is Available In English

چهار جشن سالانه کنگره ۶۰؛ فرصتی برای قدردانی از جایگاه‌ها

چهار جشن سالانه کنگره ۶۰؛ فرصتی برای قدردانی از جایگاه‌ها

گزارش جلسه اول از دوره سیزدهم لژیون ویلیام وایت

اولین جلسه از دوره سیزدهم لژیون ویلیام وایت پارک دو کمال تبریز
با استادی مسافر سیگار حسین، نگهبانی مسافر سیگار عزیز و دبیری مسافر سیگار رضا با دستور جلسه «هفته دیده‌بان»
جمعه ۶ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۸:۱۰ برگزار شد.

سخنان استاد:
سلام دوستان، حسین هستم مسافر.

امروز در آخرین روز هفتهٔ دیده‌بان قرار گرفته‌ایم. این هفته را نخست به مهندس و خانوادهٔ محترمشان، و سپس به تک‌تک دیده‌بانان گرامی تبریک و تهنیت می‌گویم. امیدوارم که ان‌شاءالله این خدمت‌های خالصانه، برکت خود را در زندگی‌شان نمایان کند – که مطمئناً خواهد کرد. به تک‌تک اعضا نیز این هفته را شادباش می‌گویم و از خدا می‌خواهم که ما نیز رهجوی شایسته‌ای برای کنگرهٔ ۶۰ باشیم و بتوانیم قدرشناس زحماتی باشیم که این راه از ما دریغ نکرده است.

در کنگرهٔ ۶۰، هر سال چهار جشن بزرگ داریم؛ در هر فصل، یک جشن. جشن اول، ویژهٔ راهنماست؛ سپس جشن ایجنت و مرزبان، بعد جشن همسفر، و در نهایت جشن دیده‌بان. در هر یک از این جشن‌ها، وظیفه داریم آموخته‌هایمان را به عرصهٔ عمل بیاوریم. مثلاً امروز بر من واجب است که از همسفر و راهنمای خود صمیمانه تقدیر کنم؛ چراکه این جشن‌ها دقیقاً برای پاسداشت همین جایگاه‌ها طراحی شده‌اند.

واقعیت این است که دیده‌بانان زحمتی طاقت‌فرسا می‌کشند. هر دیده‌بان باید دست‌کم به هشت شهر سرکشی کند. این رفت‌وآمدها هزینهٔ مالی دارد، یا اگر از جیب خود خرج نکند، از وقت کار و زندگی‌اش می‌زند تا خود را به شعبه‌ها برساند. منِ مسافرِ سفر اولی، با آسایش و راحتی به جلسه می‌روم و درمان را دریافت می‌کنم. به‌همین‌دلیل، قدردانی از این عزیزان نه یک انتخاب، که یک ضرورت است.

اما بیایید صادق باشیم؛ من و امثال من، اگر مبلغی مثلاً دو، پنج یا حتی ده میلیون تومان در پاکتی بگذاریم و به دیده‌بان یا همسفر یا راهنما یا ایجنت و مرزبان بدهیم، هیچ گره‌ای از کار آن‌ها باز نمی‌کند و آن‌ها هم چشمداشتی به آن پاکت ندارند. ولی این رفتار، نشان‌دهندهٔ کیفیت آموزش‌های من است. نشان می‌دهد که منی که ادعا می‌کنم در کنگرهٔ ۶۰ درمان شده‌ام و تربیت یافته‌ام، این آموزه‌ها تا چه اندازه در وجودم ریشه دوانده است.

امید که بتوانیم آموزش‌های کنگره را به نیکوترین شکل پیاده کنیم و در جشن‌ها، از همهٔ جایگاه‌ها – همسفر، راهنما، ایجنت، مرزبان و دیده‌بان – به شایستگی قدردانی کنیم.

امروز من در شهر خودم، در محلهٔ خودم، کنار خانهٔ خودم برای درمان خودم می‌آیم. زحمت چندانی متحمل نمی‌شوم؛ اما گاهی مثلاً از دو روزِ جلسه در هفته، یکی را به بهانه‌ای سر می‌کنم و راهنما را دور می‌زنم تا نیایم. در مقابل، دیده‌بان به هفت، هشت شهر سر می‌زند و زمان و انرژی زیادی صرف می‌کند. در این وضعیت اقتصادیِ دشوار، همهٔ ما لمس می‌کنیم که یک روز بی‌کاری، گاه یک ماه پس‌رفت به همراه دارد.

البته درست است که هرکس در کنگره خدمتی صادقانه و درست انجام دهد، خداوند عوض آن را خواهد داد. آقای مهندس هم بارها فرموده‌اند که خداوند در قرآن می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ»؛ یعنی خداوند سریع‌الحساب است و دیده‌بانی که از تهران به تبریز، ارومیه و اردبیل می‌رود، کارش هرگز روی زمین نمی‌ماند و به نحوی شایسته گشایش می‌یابد.

پس منِ مسافر یا سفر اولی، در هر جایگاهی که باشم، وظیفه دارم از همهٔ نفرات و جایگاه‌ها قدردانی کنم و آموزش‌های خود را به عرصه ظهور برسانم؛ تا نشان دهم که این آموزه‌ها در من تأثیر داشته‌اند – یا نداشته‌اند.

زیاد وقت شما را نمی‌گیرم. ان‌شاءالله دوستان مشارکت کنند و من هم از مشارکت آن‌ها بهره‌مند شوم. سپاسگزارم.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .