English Version
This Site Is Available In English

دیده‌بانان؛ گردانندگان بی‌ادعای کنگره ۶۰

دیده‌بانان؛ گردانندگان بی‌ادعای کنگره ۶۰

گزارش جلسه دوم از دوره چهل و چهارم (عمومی)

دومین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی صائب تبریزی
با استادی مسافر احمد، نگهبانی مسافر عزیز و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه «هفته دیده‌بان»
پنج‌شنبه ۵ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار شد.

تصویر جلسه

سخنان استاد:
خدارو شاکرم دوباره در کنگره ۶۰ هستم، دوباره در مکانی که ما هر چقدر هم بخواهیم از این مکان ببریم، به هیچ عنوان قادر نیستیم. از نگهبان جلسه هم سپاسگزارم که لطف فرمودند و بنده را دعوت کردند تا در این جایگاه آموزش ببینم.

دستور جلسه، هفته دیده‌بان است و همه عزیزان با این جایگاه آشنایی کامل دارند و زمینه‌های کاری این جایگاه را کامل می‌دانید.

هر سیستمی بخواهد امورات خودش را پیش ببرد، در ادارات و ارگان‌ها مثلاً هیئت‌مدیره دارند یا گردانندگانی که تعدادی هستند و در کنگره هم دیده‌بانان، گردانندگان کنگره و نقش ستون‌های یک بنا را دارند.

اینکه بخواهیم این جایگاه را با دیگر ارگان‌ها و مکان‌ها قیاس کنیم، درست نیست و این جایگاه واقعاً متفاوت از دیگر مکان‌هاست.

اکثر دیده‌بانان عزیز حداقل ۱۵ سال است که در جایگاه دیده‌بانی خدمت می‌کنند. اکثر انسان‌ها قیاس‌هایی که می‌کنند، اکثراً مادی است و جهان، جهان مادی است. با حساب مادیان باید قیاس کنیم و اگر بخواهیم با مادیان بیان کنیم، شما حساب کنید: یک فرد برای این جایگاه اگر بخواهیم حقوق در نظر بگیریم، حداقل باید ۵۰ میلیون برای هر ماه در نظر بگیریم و دیده‌بانی که مثلاً بیست سال است در کنگره خدمت می‌کند، از چه مبلغی گذشت می‌کند. هر چند که قیاس مادی واقعاً درست نیست، چون این عزیزان برای مادیات کار نمی‌کنند، ولی برای روشن شدن موضوع این مثال را زدم تا بدانیم که این عزیزان چقدر از خودگذشتگی دارند و در مثل هم مناقشه نیست.

بعضی از مواقع برای من کاری پیش می‌آمد و به دیده‌بانان مراجعه می‌کردم و سختی کار این عزیزان را شاهد بودم و کار بسیار سختی است.

دیده‌بانان عمل سالم را اجرا می‌کنند و به همین دلیل به این جایگاه رسیده‌اند و صاحب این خدمت شده‌اند. خدمت کردن هر نوع می‌شود؛ یکی می‌تواند از پولش بگذرد، یکی می‌تواند از وقتش بگذرد، یکی از علمش و من در دیده‌بانان همه این موارد را شاهد بودم؛ یعنی هم از پولشان می‌گذرند، هم از زمانشان، هم از جانشان و هم از خانواده‌شان.

مثلاً آقای خدامی ازدواج نکرده است یا آقای امین هم همین‌طور. نه اینکه تارک دنیا باشند، نه؛ بلکه به خاطر مسئولیت و کارهایی که دارند و می‌دانند که به خانواده نخواهند رسید و این مسئولیت را نمی‌پذیرند و این‌ها همه به خاطر خدمت کردن است.

با اینکه این جایگاه واقعاً سخت است، اما برای این عزیزان هم لذت‌بخش است و از این جایگاه لذت می‌برند از خدمت کردن.

باید قدر این عزیزان را بدانیم، خصوصاً دستیاران دیده‌بان عزیز را. اگر دیده‌بانان را ستون بدانیم، اجزای تشکیل‌دهندهٔ ستون که باید جنس مرغوبی باشد، همین دستیاران هستند. باید قدرشناس باشیم و از عزیزان قدردانی کنیم و ممنون زحماتی که می‌کشند باشیم.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .