پیامبر اکرم (ص) برای تعالی و پیشرفت انسان، به فراگیری علم تشویق میفرمودند. در دنیای امروز، پیش از هر چیز باید به علم و مهارتهای کاربردی مجهز شویم تا بتوانیم به درک عمیقتری از مفاهیم نائل آییم. ایشان میفرمایند: «ز گهواره تا گور دانش بجویید.» این سفارش بدان معنا است که انسان همواره در جستجوی علمی باشد که به رشد فردی و جامعه بیانجامد؛ اما باید توجه داشت که سواد، تنها یکی از ابزارهای دانستن است و بهتنهایی کافی نیست؛ چهبسا داشتن مدرک تحصیلی بالا هرگز نشانه دانایی محسوب نمیشود. متأسفانه بسیاری از افراد با ارتقاء سطح تحصیلات خود، دچار این توهم اشتباه میشوند که همه باید به آنها احترام بگذارند و به حرفشان گوش دهند؛ چراکه خود را فردی دانا میپندارند؛ در حالیکه این طرز فکر کاملاً نادرست است.
انسان هر چقدر تحصیلات و آگاهیش بالا برود، اگر چنانچه فرد دانایی باشد افتادهتر و فروتنتر میشود؛ بنابراین دچار غرور و تکبر نمیشود. میزان دانایی به سواد، تمدن و به انساننمایی و پوشش، سنجیده نمیشود؛ بلکه معیار آن، اندیشه و رفتار انسانی است. دانایی به معنای یادگیری قوانین چگونه زیستن است؛ همچنین دانایی به معنای یادگیری قوانین درست زیستن است و انسان با تصمیمهای درستی که در زندگی میگیرد و آزمایشهای الهی که برایش پیش میآید، شایستگی خود را نشان میدهد و مورد قبول (درگاه الهی) قرار میگیرد. انسان دانا، انسانی است که خواستههایش را با تفکر و تعقل انتخاب میکند و بهمرحله اجرا میگذارد، ممکن است ما در موضوع خاص به دانایی رسیده باشیم؛ اما قدرت و توان عمل به دانایی یا به اجرا درآوردنش را نداشته باشیم، مثلاً میدانیم که پرخوری چیز بدی است و در این موضوع به دانایی رسیدهایم؛ اما زمانیکه توان عمل کردن به دانایی خود را نداریم و به تشخیص ماهیت خواستههای معقول و غیر معقول نرسیده باشیم به این معنا است که دانایی ما به دانایی مؤثر تبدیل نشده است.
زمانی انسان به دانایی مؤثر خواهد رسید که بتواند ماهیتها را تشخیص دهد. در دانایی، اضلاع مثلث تفکر، تجربه، آموزش با هم برابر نیستند، ممکن است یکی زیاد و یکی کم باشد و همین امر باعث میشود انسان نتواند به دانایی خود عمل کند ولی زمانیکه دانایی متساوی الاضلاع باشد یعنی هر سه ضلع در حد مطلوب و یکسان رشد کرده و میتوان به دانستهها عمل کرد و این دانایی مؤثر میشود. در مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت قرار میگیرد که سهضلع آن ترس، منیت و ناامیدی است، ناامیدی مانع از تجربه میشود ما باید با صور پنهان خود آشنا شویم و دانایی را به دانایی مؤثر نزدیک کنیم و بهسوی ارزشها و شناخت دنیای درون و برون خود حرکت کنیم.
مثلث دانایی شامل سه ضلع تفکر، آموزش، تجربه، است کسی یک عمر تفکر کرده و یک عمر آموزش دیده است؛ اما اگر نتواند از آن استفاده کند و در زندگی آنرا تجربه نماید و به عمل برساند دانایی او مؤثر نیست، برای کسب دانایی باید شاگرد و فرمانبردار خوبی بود در اینصورت است که الفبای جهانبینی و زندگی را میآموزیم و میفهمیم که انسان دارای خواستههای متعدد و گوناگونی است و این دانایی است که تشخیص میدهد کدام خواستهها معقول و کدام خواستهها نامعقول است و برای ورود به خواستههای نامعقول به قلعه عقل مانند فیلتر عمل مینماییم و قبل از پذیرفتن آن، تحلیل و بررسی میکنیم بعد ایمان پیدا میکنیم که هر علمی که انجام میدهیم عکسالعمل آن را خواهیم دید. مسئله بعدی این است که دانایی بهتنهایی آرامش را برای شخص فراهم نمیکند.
این هدف زمانی به دست خواهد آمد که دانا بودن به مرحله علم برسد؛ یعنی فرد وارد مرحله دانایی مؤثر شود، آموختههای خود را در زندگی عملی کند و بداند که اگر گندم بکارد، گندم درو میکند و اگر باد بکارد، طوفان درو خواهد کرد. شخصی که به مرحله دانایی مؤثر رسیده باشد، میداند که مواد مخدر و افکار خراب بر سیستم تعادل انسان اثر منفی میگذارند؛ بنابراین سراغ آنها نمیرود. ایمان پیدا میکند که خداوند سریعالحساب است و اگر ذرهای کار خیر یا شر انجام دهد، نتیجه آن را خواهد دید. همچنین میداند که سواد یعنی توانایی خواندن، نوشتن و درک ساده؛ اما سواد بهتنهایی باعث تکامل انسان نمیشود. چه بسیار انسانهای باسوادی که وارد مقوله اعتیاد و بسیاری از ضدارزشهای دیگر شدند و این خود نشانه نادانی آنها بوده است. اینجا است که به آموزشهای کنگره پی میبریم و درمییابیم که تنها حرکت در صراط مستقیم و مسیر دانایی و عمل به قوانین است که ما را به تعادل، آرامش و آسایش رهنمود میکند.
منابع: سیدی جهانبینی (۲ و ۱)، سایت کنگره۶۰
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
نویسنده: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
عکاس: همسفر نازیلا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
107