English Version
This Site Is Available In English

« فرمان عقل ، امن ترین مسیره»

« فرمان عقل ، امن ترین مسیره»

جلسه نهم از دور بیست وهشتم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 شعبه تخت جمشید شیراز با استادی مسافر حامد و نگهبانی مسافر کنعان ودبیری مسافر ابراهیم با دستور جلسه وادی ششم در تاریخ 1404/05/29 رأس ساعت 17 آغازبه کارکرد.

خلاصه سخنان استاد،


به نام خدا
سلام دوستان حامدهستم مسافر، خداوند را سپاسگزارم بابت اینکه در محضر اساتید و معیت مسافران وهمسفران درکنگره هستم و آموزش میگیرم، واز ایجنت محترم شعبه و گروه مرزبانی تشکر میکنم و همچنین از راهنمای محترم لژیون هشتم که اعتماد کردند و این فرصت خدمتگزاری رو در اختیار بنده قرار دادند. همچنین از گروه مرزبانی سابق بسیار ممنونم از بابت زحمتهای فراوانی که درزمینه آموزش و نظم درشعبه ایفا کردند و تبریک به مرزبانان جدید بابت این جایگاه خدمتی مقدس و امیدوارم خوش بدرخشند.
خوب دستور جلسه وادی ششم(حکم عقل را درقالب فرمانده، کاملأ اجرانماییم) و تأثیر آن روی من هست
که متقارن با انتخابات مرزبانی اخیر درشعبه هستش که همیشه پیام انتخاباتی این بود :خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهد داد مگر چیزی در آنها تغییر کند که برگرفته از آیه 11 سوره رعد هست و یعنی باید سعادت انجام کار نصیب شود تا انجام شود که قطعأ توکل بهمراه تعقل در این مسیر لازمه، در کنگره در مورد عقل و فرمان عقل بسیار شفاف  صحبت شده وکاملأ علمی شکافته شده و میشه ساعتها درموردش صحبت کرد منتها  درمورد تأثیر آن روی خودم صحبت کنم، خوب ، متوجه شدم اولین مخلوق خداوند شعور کیهانی هستش و در تمام هستی بصورت نور و امواج گسترش پیدا کرده و درتمام ذرات هستی وجود دارد یعنی ذره به ذره تمام هستی دارای عقل از نوع خودش هست و این تعریف عقل کل هستش منتها عقل خودم یعنی فرمانروایی که به خواسته های من  فرمان اجرا میده، ودراینجا مشخص میشه خواسته های من چی هست!؟ معقول یا نامعقول! و فرمان عقل به شکل درست یعنی اجرایی کردن خواسته های معقول که لازم و ضروری هستند، و درقبلأ هم عقلم حکم میکرد و فرمان عقل رو انجام میدادم ولی کدام فرمان ؟ فرمان مصرف ، فرمان ضدارزشی ... که ناشی از نفس امرکننده بود ونتیجه ای بجزتاریکی نداشت، زمان مصرف میدونستم و عقلم میگفت که مصرف خوب نیست و لی دلم نمیومد رها کنم یعنی عقل حتی اگر فرمان درستی میداد ، زورش به خواسته ی نامعقول نفس اماره نمیرسید وحالا من در مکتب کنگره فقط فرمان عقل رو نشناختم بلکه فرمان درست عقل رو یاد گرفتم که ضمن تزکیه وپالایش اول خواسته های خودم رو معقول کنم تا در اجرا بتونم فرمان عقل رو پیاده کنم، من آنتی ایکسم الکل بود و زمانی رسیده بود که دیگه توان یک لیوان آب خوردن هم نداشتم و فقط الکل مصرف میکردم ، خیلی خسته شدم و تصمیم گرفتم کلأ ترک کنم و همینکارو کردم و کارم به بیمارستان و بستری شدن به شکل خیلی بدی رسید، یعنی توکل کردم ولی در اون تعقل نبود ، حالا درکنگره یاد گرفتم که اراده و توکل به تنهایی نتیجه ای نداره بلکه تعقل میتونه ثمربخش باشه، به کنگره اومدم و همینطور که تمام دروس و راهکارهای درمانی درکنگره به روش تدریجی پیاده میشه رسیدن به فرمان عقل هم با انجام فرمان های کوچک باید شروع بشه که از انجام کارهای روز مره و کار امروز رو به فردا نینداختن گرفته تا به اجرایی کردن خواسته ی معقول در امور حیاتی برسه، واجرایی بشه ، و بخودم میگفتم اگر عقل امروزم رو داشتم ،مشکلات دیروز  رو نداشتم ، ولی اگر مشکلات دیروز نبود عقل امروزم رو نداشتم، امیدوارم که همگی بتونیم ضمن شناخت خواسته هامون به فرمان عقل نزدیک بشیم، ممنونم بابت همراهی شما.

 

 

تنظیم وبارگذاری: مسافر هادی لژیون دهم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .