به نام خالق زیبایی
دیدهبان است، دیدهبان باشد او
خوب دیدن، از صفاتش باشد او
وقت گفتن، دُر فشاند از دهان
گفتنش حقِ کلام، باشد از او
پای حرفش مُهر و امضای عمل
خدمتی باشد، نمایان است از او
دیدهبان بر خود زده یک سوزنی
تا که سوزنها به اعضا شد از او
گاه خنده بر لب و گاهی غمین
لیک با عشق و محبت باشد او
گاه تندی میکند، در جای خود
گاه صبرش همچو ایوب است او
مصلحت در کار اوست با کنگره
مصلحت در کار اعضا است از او
او گرفته بار سنگینی به دوش
چون ستونِ استواری باشد او
شمسِ بنیان نور را جاری کند
نور هر یک، منشأی دارد از او
نور رحمت حاصلش رهایی است
پاسبانی از درخت کنگره، آمالِ او

ارادتمند شما
مسافر موعود
عکس: گروه سایت
تنظیم و ارسال: مسافر مهدی لژیون هشتم
نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
624