English Version
This Site Is Available In English

دیده بانان فرمان عقل را بی چون و چرا اجرا می کنند

دیده بانان فرمان عقل را بی چون و چرا اجرا می کنند

نهمین جلسه از دوره چهاردهم از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دلیجان، با استادی  مسافر جلال، نگهبانی  مسافر منصور و دبیری  مسافر منصور ، با دستور جلسه" هفته دیده بان" در روز چهارشنبه 4 شهریور ماه ۱۴۰۵، ساعت۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان؛ جلال هستم، یک مسافر. در ابتدا شاکر و سپاسگزار خداوند هستم که در این دستور جلسهٔ هفتهٔ دیدبان، این سعادت را داشتم که استاد جلسه باشم. واقعاً هفتهٔ بسیار خوبی است. انرژی این هفته را در رأس به آقای مهندس و خانوادهٔ محترمشان، اعضای کنگره ۶۰ و همهٔ دوستان عرض می‌کنم. همچنین از محمدآقا، لژیون دوم، که راهنمای بنده بودند، و از گروه مرزبانی و نگهبان جلسه، آقا منصور، صمیمانه تشکر می‌نمایم.

دربارهٔ دستور جلسهٔ هفتهٔ دیدبان، اگر بخواهیم سخن بگوییم، حرف بسیار است و شاید ساعت‌ها بتوان در این باره صحبت کرد. اما آنچه خودم از دیدبانی برداشت کردم، این است که در زمان‌های قدیم، به فردی که بر فراز کوه یا بلندی می‌ایستاد و از آن موضع، چشم‌اندازی وسیع و دورنما داشت، «دیدبان» می‌گفتند. این مفهوم در کنگره ۶۰ نیز به معنی واقعی مصداق دارد؛ دیدبانان کنگره، این دورنما را دارند و آنچه را که ما شاید حتی در پیش روی خود نبینیم، آن‌ها از دور مشاهده می‌کنند.

در جلسهٔ گذشته گفته شد که حکم عقل، در قالب یک فرمانده، به نظر من دیدبانان کسانی هستند که آن حکم عقل را به اجرا درمی‌آورند. آن‌ها از همین مسائل کوچک که در وادی ششم مطرح می‌شود، مانند جمع‌آوری آشغال یا مسواک زدن، مشارکت را آغاز کرده و این روند را ادامه می‌دهند تا جایی که اگر به آن‌ها گفته شود از تهران به مشهد یا بندرعباس بروند و خدمت کنند، بی‌درنگ می‌روند. با وجود هزاران برنامه و مشغلهٔ شخصی، هفته‌ای یک بار یا دو بار این مسیرها را طی می‌کنند. اگر حساب کنیم، شاید در طول سال چندین بار کرهٔ زمین را دور زده باشند. چه چیزی آن‌ها را می‌کشاند؟ به نظر من، فقط خدمت است. یعنی هدفشان صرفاً خدمت‌رسانی است؛ هرگز به سود و منفعت شخصی نمی‌اندیشند. این هدفی بسیار مقدس است که شخص به چنین درجه‌ای از تکامل عقل رسیده باشد که فرمان عقل را بی‌چون و چرا اجرا کند. به‌گونه‌ای که اگر به ایشان گفته شود برای خدمت به شعبه‌ای در فاصلهٔ هزار کیلومتری بروند، بدون تردید می‌روند. حتی اگر در سیارهٔ دیگری باشند، به نظر من باز هم می‌روند، زیرا هدفشان مشخص است.

اما وظیفهٔ من چیست؟ آقای مهندس در دو سیدی اخیر خود بارها بر این نکته تأکید فرمودند که ابتدا باید از درون، چیزی را بشناسیم. باید از خود بپرسیم که چرا باید به دیدبان احترام بگذاریم و روی این موضوع عمیقاً بیندیشیم. من برای خودم چنین تصور کردم که در دوران مصرف، از جامعه و حتی از خانوادهٔ خود طرد شده بودم؛ به اندازهٔ پوست پیازی برایم ارزش قائل نبودند. اما یک فرد دیدبان می‌آید تا به خاطر من و برای خدمت به من، حال مرا بهبود بخشد. او وقت و زندگی خود را می‌گذارد، از شهری دیگر می‌آید و به کارهای من رسیدگی کرده و به من احترام می‌گذارد. پس وظیفهٔ من این است که همواره این روند را حفظ کنم؛ یعنی کسی که به من احترام می‌گذارد، برای من قابل احترام است. من وظیفه دارم در قبال خدمتی که به من کرده، همه‌گونه تقدیر و تشکر را به‌جا آورم.

آقای مهندس می‌فرمایند تقدیر و تشکر ابتدا باید از اندیشه آغاز شود. باید از درون به این نتیجه برسیم که این شخص چقدر برای ما قابل احترام است. او به من احترام می‌گذارد و من نیز باید به بهترین نحو احترام بگذارم، زیرا با احترام به دیدبان، در حقیقت به خودم احترام گذاشته‌ام. پس این نکته بسیار مهم است که آقای مهندس می‌فرمایند: «ستون‌های کنگره، دیدبانان هستند» و واقعاً آن‌ها ستون‌های این مجموعه‌اند.

عکس: مسافر حسین- لژیون چهارم

ارسال و بارگزاری خبر:همسفر مسعود- لژیون دوم

نمایندگی دلیجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .