هفتمین جلسه از دوره سی و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی اسبیکو، با استادی راهنمای محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر علی اکبر و دبیری مسافر هومن با دستور جلسه «هفته دیدهبان» یکشنبه ۱ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهدی هستم یک مسافر.
خدا را شکر که یک بار دیگر فرصت شد در جمع همهٔ عزیزان باشیم و این جایگاه را تجربه کنیم. تشکر میکنم از نگهبان جلسه آقای علیاکبر و دبیرشان هومن، گروه مرزبانی و ایجنت محترم آقا فرهاد که بستر را فراهم کردند تا کنار هم بایستیم و آموزش بگیریم.
دستور جلسهٔ ما هفتهٔ دیدهبان است. ولی قبل از آن، باید یک تبریک ویژه بگوییم به شش نفر از مسافران عزیز شعبهمان که دیروز خدمت آقای مهندس بودند و شال نارنجی خود را دریافت کردند: آقای علی شاکرمی، آقا محمد، آقا حسین، آقا جواد، آقا ستار و آقا ساسان. خیلی به آنها تبریک میگوییم.
نکتهای که من داشتم، این است که بچههایی که شال گرفتند، همه را چند سال است میشناسم و از روز اول خدمتگزار بودند. این تأکید بر این است که دوستان بیایند و از همین جایگاههای اولیه خدمت کنند – آبدارخانه، OT، دبیری – تا ذره ذره آن بذر خدمت در دل انسانها کاشته بشود و نهایتاً به راهنمایی و خدمتهای بزرگتر برسد. نمیشود که کسی یک مرتبه بیاید و راهنما بشود؛ باید از زمین خاکی شروع کرد.
تبریک میگویم به آنها و ان شاءالله در ادامهٔ راه موفق باشند.
هفتهٔ دیدهبان را هم تبریک میگوییم خدمت آقای مهندس و دیدهبانان عزیز. دوستانی که سفر دوم هستند، میدانند دیدهبان چیست، ولی سفر اولیها شاید جایگاهها را نشناسند. در کنگره ۶۰، چهار جشن داریم: هفتهٔ راهنما، هفتهٔ دیدهبان، هفتهٔ ایجنت و مرزبانی و هفتهٔ همسفر. این چهار جشن برای قدردانی از کسانی است که برای ما زحمت میکشند.
الان شعبهٔ ما با حضور ایجنت و مرزبانان از ساعت دو باز میشود و تا ساعت نه شب فعال است. وقتی کولر هست، جا هست، همه چیز آماده است، یعنی به ما خدمت میشود.
یکی از آن خدمتگزاران عزیز، دیدهبانان هستند. بنیان کنگره، آقای مهندس، کنگره را به یک درخت تشبیه کردهاند. ریشه، خود آقای مهندس است که منابع را از زمین میگیرد. دیدهبانان، تنهٔ این درخت هستند. مرزبانان و راهنماها، شاخههای اصلی و فرعی هستند. و ثمره، رهاییهای شعبه است. این تعبیر واقعاً زیبایی است: تنه، استواری درخت و ارتباطی است که از ریشه انرژی را به ساقهها و شکوفهها میرساند.
دیدهبانان عزیز دو وظیفه دارند. ما نزدیک یکصد و پنجاه تا یکصد و شصت شعبه در سراسر کشور داریم. هر دیدهبان – که حدود چهارده، پانزده نفر هستند – مسئول نظارت بر ده تا دوازده شعبه است. دیدهبان ما، آقای حکیمی، چند ماه پیش به خرمآباد تشریف آوردند. هر کدام از دیدهبانان، دوازده شعبه را زیر نظر دارند و با ایجنت شعبه در ارتباط هستند. شاید ما در جریان نباشیم، اما ایجنت شعبه آقا فرهاد، مرتب با آقای حکیمی در ارتباط است.
علاوه بر این، دیدهبانان به شهرستانهای مختلف سر میزنند و فقط از راه تلفن نیست. یک ساختمان اداری در تهران داریم به نام «پلاک بیست» یا «ساختمان سیمرغ» – حدود سیزده، چهارده واحد. هر دیدهبان دفتری آنجا دارد. مثلاً آقای سلامی مسئول امور مالی کل کنگره، آقای مجدیان مسئول ساختوساز و امور مرزبانی، آقای لطفی مسئول روابط عمومی و OT، آقای حکیمی مسئول ورزش، آقای اشکذری مسئول پارکهای ورزشی، آقای ترابخانی مسئول تمام راهنمایان شالنارنجی کشور. این عزیزان روزهای زوج در ساختمان سیمرغ هستند و روزهای فرد به شهرستانها میروند. یعنی تمام وقت و انرژی خود را صرف میکنند. کمترین رهاییشان نزدیک بیست سال تا بیست و شش سال است و این مدت در خدمت آقای مهندس بودهاند.
در کنگره ۶۰ هیچ حقوقگیری نداریم. این عزیزان چیزی دیدهاند که ما هم دنبالهروی آنها هستیم. آقای مهندس تعبیر میکنند که دیدهبانان ستونهای کنگره هستند. تا ستونی نباشد، سقفی هم وجود نخواهد داشت.
ما چرا باید قدردان این عزیزان باشیم؟ آقای مهندس جایگاه خود را دارند، ولی نیاز به انسانهایی است که ایشان از آنها تعبیر میکنند: «جزو سادهترین افراد جامعهاند، جزو صالحترین افرادند.» اگر دیدهبانان نباشند، ما هم نیستیم. این حال خوشی که امروز داریم، علاوه بر بزرگیهای آقای مهندس، مدیون دیدهبانان عزیز است. اگر آنها نباشند، ما حقیقتاً وجود نخواهیم داشت.
امسال قرعه به نام شعبهٔ ما افتاده و استاد امین، جانشین بنیان کنگره ۶۰، برای جشن دیدهبان به خرمآباد میآیند. در کنگره ۶۰، قدردانی ما فقط با پاکت تقدیر است. استاد امین برای ما زحمت کشیدهاند. اگر ایشان و خانوادهشان نبودند، ما اینجا نبودیم. روز جشن را با آقا فرهاد هماهنگ میکنند و ان شاءالله تشریف میآورند. باید به بهترین شکل ممکن از آنها قدردانی کنیم – نه اینکه استاد امین منتظر ما باشند، بلکه به سیستم، به آفرینش و به خداوند نشان دهیم که انسانهای قدردانی هستیم. هر کسی برای ما کاری کرد، قدردانش باشیم.
آن کسی که برای ما چای میآورد، راهنما، دیدهبانان عزیز که این همه راه را میروند – همه را باید قدردانی کنیم.
ان شاءالله بچههای دیگر هم مشارکت میکنند و قدیمیترها صحبت میکنند تا بیشتر با کار دیدهبانان آشنا بشویم.
متشکرم که به صحبتهای من گوش دادید. خیلی متشکرم.
تایپ: مسافر هومن لژیون یازدهم
عکس: مسافر علیرضا لژیون ششم
ویرایش و ارسال: مسافر امیر لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
177