English Version
This Site Is Available In English

اگرجسم و روان انسان از تعادل خارج شود، عقل هم نمی‌تواند درست فرمان صادرکند

اگرجسم و روان انسان از تعادل خارج شود، عقل هم نمی‌تواند درست فرمان صادرکند

سومین جلسه از دور دوم لژیون های سردار نمایندگی بردسکن به استادی مسافر مسلم نگهبانی پهلوان محترم مسافر علی و دبیری مسافرفرهاد با دستور جلسه: "وادی ششم و تاثیر آن روی من" روز پنج شنبه 29مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت15:45 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر می‌کنم که امروز توفیق پیدا کردم در خدمت کنگره باشم و در جایگاهی که به من سپرده شده، خدمت کنم.
از دیروز که به من زنگ زدند و گفتند باید استادجلسه باشم یک استرس خاصی پیدا کرده بودم. با خودم می‌گفتم فردا چه بگویم؟ چه کار کنم؟ آیا می‌توانم مسئولیتی را که به من داده‌اند، درست انجام بدهم؟ برای همین سعی کردم خودم را آماده کنم؛ کتاب خواندم و چند بار به CD گوش دادم. برای خودم خیلی جالب بود که چطور وقتی انسان واقعاً دنبال آموزش می‌رود، مطالب کم‌کم در ذهنش جا می‌گیرد.
این هفته که درباره وادی ششم صحبت می‌کنیم، بیشتر متوجه می‌شوم که موضوع اصلی، رسیدن به عقل سالم و به‌کارگیری آن در زندگی است. عقل سالم فقط این نیست که انسان مطالبی را بداند؛ باید بتواند دانسته‌هایش را در زندگی اجرا کند.
من در زمان مصرف هم عقل داشتم، اما از عقل خودم درست استفاده نمی‌کردم. خیلی چیزها را می‌دانستم؛ می‌دانستم سیگار برای من ضرر دارد، می‌دانستم بعضی کارها درست نیست، اما قبول نمی‌کردم. همیشه برای خودم دلیل می‌آوردم و خودم را قانع می‌کردم. اگر همسفرم چیزی می‌گفت، جوابم این بود که خودم کار می‌کنم و زحمت می‌کشم و کسی خرج من را نمی‌دهد. این‌ها افکار غلطی بود که در ذهن خودم ساخته بودم.
در زمان مصرف، غرور و منیت هم خیلی زیاد بود. فکر می‌کردم عقل کل هستم و بهتر از همه می‌فهمم. تصمیم‌های زیادی گرفتم که نه در رشته من بود، نه تخصصی در آن داشتم و نه تجربه‌ای. همیشه هدفم این بود که زندگی‌ام را بهتر کنم، اما هر کاری که انجام می‌دادم، در نهایت می‌دیدم شرایط را بدتر کرده‌ام.

امروز می‌فهمم که وقتی جسم و روان انسان از تعادل خارج باشد، عقل هم نمی‌تواند درست فرمان بدهد. قبلاً ساعت چهار صبح بیدار می‌شدم و حرکت می‌کردم، اما بیشتر به خاطر خماری و شرایط مصرف بود. امروز همان ساعت چهار صبح می‌توانم بیدار شوم، نماز بخوانم، صبحانه بخورم و با حال خوش حرکت کنم. این برای خود من یک تغییر بزرگ است.
قبلاً خیلی از کارهای ساده زندگی را انجام نمی‌دادم. مثلاً ظرف شستن یا جارو کردن خانه برایم کار مهمی نبود. امروز همین کارهای ساده را انجام می‌دهم و می‌بینم که خانواده و حتی همسایه‌ها هم متوجه این تغییر شده‌اند. به نظر من این‌ها نشانه‌های کوچک ولی واقعیِ به‌کارگیری عقل سالم در زندگی است.من امروز می‌خواهم یاد بگیرم که زندگی کنم؛ کار کنم، به خانواده‌ام آسیب نزنم، مسئولیت‌هایم را انجام بدهم و در کنگره هم خدمت کنم. اگر قرار است خدمتی داشته باشم، باید آن را درست انجام بدهم و اگر قولی می‌دهم، سعی کنم به آن عمل کنم.
خیلی از ما مسافران وقتی وارد کنگره شدیم، شاید خیلی چیزها خراب و به‌هم‌ریخته بود، اما با آموزش و خدمت، کم‌کم توانستیم زندگی‌مان را آباد کنیم. امروز اگر ساختمان کنگره هم نیاز به آبادانی و ساختن دارد، هرکدام از ما باید به اندازه توان خودمان قدم برداریم. شاید یکی بتواند با پول کمک کند، یکی با کارگری، یکی با آوردن آجر و یکی با انجام یک کار ساده.
مهم این است که هرکس از توان خودش استفاده کند و صد توان خودش را بکار گیرد.به قول آقای مهندس، هدف این نیست که کسی پولدار یا نیازمند است؛ هدف این است که ما یاد بگیریم از خودمان بگذریم و در ساختن و آباد کردن سهیم باشیم.
هفته آینده هم هفته دیده‌بان است. به نظر من دیده‌بان‌ها احتیاجی به پول ما ندارند؛ این مشارکت برای خود ماست، برای اینکه یاد بگیریم از خودمان بگذریم و در قبال جایی که به ما آموزش داده و زندگی‌مان را تغییر داده، مسئولیت‌پذیر باشیم.
من امروز خدا را شکر می‌کنم که توانسته‌ام مقداری از آموزش‌های کنگره را در زندگی‌ام اجرا کنم. هنوز خیلی راه دارم و هنوز باید آموزش بگیرم، اما همین تغییرات کوچک به من نشان می‌دهد که اگر آموزش ها را بگیرم و در عمل اجرا کنم، می‌توانم اسایش بیشتری در زندگی ام جاری کنم.
از خداوند می‌خواهم که توان بدهد تا بتوانم در کنگره خدمتگزار خوبی باشم، به تعهداتم عمل کنم و هر روز یک قدم در جهت درست بردارم.
از اینکه به صحبت‌هایم گوش دادید، سپاسگزارم.
عکاس:مسافر حسن لژیون یکم
ویراستارو ارسال خبر:مسافر علی لژیون یکم
مرزبان کشیک:مسافر محمد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .