English Version
This Site Is Available In English

حکم عقل؛ راه رسیدن به آرامش و تکامل

حکم عقل؛ راه رسیدن به آرامش و تکامل

هشتمین جلسه از دوره چهاردهم از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دلیجان، با استادی راهنما مسافر یدالله، نگهبانی موقت مسافر محمد و دبیری موقت مسافرمجتبی ، با دستور جلسه" وادی ششم و تاثیر آن روی من" در روز چهارشنبه 28 مرداد ماه ۱۴۰۵، ساعت۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

خداوند را شکر می‌کنم که امروز در جمع شما دوستان حضور دارم و از نگهبان و دبیر محترم تشکر می‌کنم که فرصت صحبت کردن درباره وادی ششم را در اختیار من قرار دادند.وادی ششم می‌گوید:«حکم عقل را در قالب فرمانروای بزرگ، اجرا نماییم.»به نظر من، وادی ششم یکی از وادی‌های بسیار مهم کنگره ۶۰ است؛ چون به ما آموزش می‌دهد که در وجود انسان، نیرویی به نام عقل وجود دارد که می‌تواند خوب و بد، راه درست و راه نادرست را تشخیص بدهد. اما تنها داشتن عقل کافی نیست؛ انسان باید بتواند حکم عقل را بشناسد و آن را در زندگی خود به اجرا درآورد.


در کنگره یاد می‌گیریم که مغز با عقل تفاوت دارد. مغز یکی از ابزارهای جسم است، اما عقل از صور پنهان انسان محسوب می‌شود و مانند فرمانروایی است که باید در وجود انسان حکومت کند. اگر فرمانروای وجود انسان عقل باشد، تصمیم‌ها به سمت تعادل، آرامش و تکامل حرکت می‌کنند؛ اما اگر نفس اماره فرمانروایی کند، انسان به‌تدریج از مسیر ارزش‌ها دور می‌شود.نفس اماره همیشه با یک خواسته آشکار و مشخص وارد نمی‌شود. گاهی خودش را در قالب توجیه، عجله، خشم، کینه، ترس و ناامیدی نشان می‌دهد. برای مثال، ممکن است به انسان بگوید: «امروز به جلسه نرو»، «دارویت را سر وقت مصرف نکن»، «به قولت عمل نکن» یا «در برابر دیگران کوتاه نیا». این خواسته‌ها شاید در ابتدا کوچک به نظر برسند، اما اگر انسان به آن‌ها توجه کند، کم‌کم از فرمان عقل فاصله می‌گیرد.

تأثیر وادی ششم بر روی من این بود که متوجه شدم بسیاری از مشکلاتم به دلیل نداشتن عقل نبوده، بلکه به دلیل اجرا نکردن حکم عقل بوده است. گاهی می‌دانستم کار درست چیست، اما به آن عمل نمی‌کردم. می‌دانستم باید صبر کنم، اما عجله می‌کردم. می‌دانستم باید منظم باشم، اما کارهایم را به تأخیر می‌انداختم. می‌دانستم باید به قولم عمل کنم، اما گاهی تحت تأثیر خواسته‌های نفس قرار می‌گرفتم.در کنگره ۶۰ یاد می‌گیریم که دانایی به‌تنهایی کافی نیست. دانایی زمانی ارزشمند است که به دانایی مؤثر تبدیل شود؛ یعنی انسان بتواند دانسته‌های خود را در زندگی به اجرا درآورد. اگر بدانم دارو را باید طبق برنامه مصرف کنم، اما این کار را انجام ندهم، هنوز حکم عقل را اجرا نکرده‌ام. اگر بدانم حضور در جلسات و دریافت آموزش برای درمان ضروری است، اما در این مسیر بی‌نظم باشم، آموزش من به نتیجه نمی‌رسد.

راهنما به مسافر کمک می‌کند که از فرمان‌های کوچک شروع کند. به‌موقع آمدن به جلسه، منظم بودن، نوشتن سی‌دی‌ها، مشارکت کردن، انجام دادن وظایف و پایبندی به برنامه درمان، شاید در ظاهر کارهای ساده‌ای باشند، اما همین فرمان‌های کوچک، پایه‌های اجرای فرمان عقل را در انسان به وجود می‌آورند.در گذشته ممکن است انسان به دلیل ترس، ناامیدی یا قضاوت دیگران، خودش را از جمع دور کند و در انزوا قرار بگیرد. اما آموزش‌های کنگره به ما کمک می‌کند که به‌تدریج از این حالت خارج شویم. مشارکت کردن، صحبت کردن و حضور در جمع، باعث می‌شود توانایی‌های خود را بهتر بشناسیم و اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا کنیم.البته حرکت در مسیر فرمان عقل همیشه آسان نیست. درون انسان کشمکش و جنگی میان خواسته‌های نفس اماره و فرمان عقل وجود دارد. گاهی نفس اماره با استدلال‌های ظاهراً منطقی، انسان را فریب می‌دهد. ممکن است فرد تصور کند کاری که انجام می‌دهد درست است، اما پس از مدتی متوجه شود که تصمیم او از روی خشم، عجله یا کینه بوده است.

در چنین شرایطی، انسان نباید ناامید شود. همه انسان‌ها ممکن است دچار اشتباه شوند، اما مهم این است که اشتباه خود را ببینند، مسئولیت آن را بپذیرند و برای جبران حرکت کنند. در کنگره یاد می‌گیریم که سقوط ممکن است سریع اتفاق بیفتد، اما بازسازی به زمان، آموزش و حرکت تدریجی نیاز دارد.تأثیر دیگر وادی ششم بر روی من این بود که یاد گرفتم پیش از هر تصمیمی، کمی مکث و تفکر کنم. امروز تلاش می‌کنم به‌جای اینکه تحت تأثیر خشم، ترس یا خواسته‌های لحظه‌ای تصمیم بگیرم، ببینم این تصمیم از عقل سرچشمه می‌گیرد یا از نفس اماره.

فرمان عقل معمولاً با آرامش، صبر، محبت، نظم و دوراندیشی همراه است؛ اما نفس اماره بیشتر با عجله، عصبانیت، کینه، ناامیدی و توجیه کردن همراه می‌شود. اگر انسان بتواند این تفاوت را تشخیص دهد، کم‌کم اختیار بیشتری بر رفتار و تصمیم‌های خود پیدا می‌کند.درمان در کنگره ۶۰ فقط رهایی از مواد نیست؛ بلکه درمان یعنی بازسازی جسم، روان و جهان‌بینی. ممکن است فردی از نظر جسمی به تعادل برسد، اما اگر هنوز بی‌نظمی، بدقولی، خشم، دروغ یا مسئولیت‌گریزی در زندگی او وجود داشته باشد، هنوز لازم است در بخش جهان‌بینی و رفتار خود نیز حرکت کند.وادی ششم به ما آموزش می‌دهد که عقل باید در تمام بخش‌های زندگی فرمانروایی کند؛ در خانواده، در محیط کار، در ارتباط با دیگران و در مسیر درمان. هر زمان که به قول خود عمل می‌کنیم، به دیگران احترام می‌گذاریم، دارو و برنامه خود را منظم انجام می‌دهیم و در برابر مشکلات با آرامش رفتار می‌کنیم، در حقیقت در حال اجرای حکم عقل هستیم.به نظر من، یکی از سؤالاتی که می‌تواند به ما کمک کند این است:«امروز فرمانروای وجود من عقل است یا نفس اماره؟»

اگر هر روز این سؤال را از خودمان بپرسیم و در رفتارمان به دنبال پاسخ آن باشیم، به‌تدریج می‌توانیم تصمیم‌های درست‌تری بگیریم.در پایان، وادی ششم به من آموخت که عقل همیشه در وجود انسان حضور دارد، اما برای اینکه بتواند فرمانروایی کند، باید با آموزش، تفکر و عمل، جایگاه آن را تقویت نماییم. باید از فرمان‌های کوچک شروع کنیم و با نظم و استمرار به سمت فرمان عقل حرکت کنیم.امیدوارم همه ما بتوانیم آموزش‌های این وادی را در زندگی خود به اجرا درآوریم و در مسیر درمان، تعادل و تکامل، حرکت کنیم.از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، سپاسگزارم.

عکس: مسافرحسین- لژیون چهارم
ویرایش و بارگذاری خبر: مسافرمحمد- لژیون یکم
نمایندگی دلیجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .