هشتمین جلسه از دوره ششم سری کارگاه های اموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی بردسکن به استادی راهنما مسافررضاو نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافرمحمدرضا با دستور جلسه«وادی ششم و تاثیرآن روی من» درروز سه شنبه مورخ 27مردادماه۱۴۰۵راس ساعت۱۷ شروع بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان رضا هستم، مسافر.خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر توفیق حضور در کنگره ۶۰ و خدمت در این جایگاه را پیدا کردم.
در ابتدا، به رسم کنگره ۶۰، از نگهبان محترم، دبیر عزیز، مرزبانان محترم و ایجنت گرامی تشکر میکنم که فرصت خدمت را در اختیار بنده قرار دادند.
در ادامه لازم میدانم از مرزبانان محترم و ایجنت عزیز تشکر ویژهای داشته باشم. این شعبه، شعبهای بسیار مرتب، منظم و آرام است و قطعاً فراهم شدن چنین بستری، چه در صور آشکار و چه در صور پنهان، حاصل زحمات و تلاشهای زیادی است.
ممکن است ما مسافران بسیاری از این زحمات را نبینیم، اما وقتی وارد شعبه میشویم و احساس آرامش و امنیت داریم، قطعاً بخشی از آن حاصل خدمت همین عزیزان است.
از همه این عزیزان سپاسگزارم و برایشان آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.اما دستور جلسه امروز، «وادی ششم؛ حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم» است.
وادی ششم یکی از وادیهای بسیار مهم کنگره است؛ چرا که در مورد عقل صحبت میکند. موضوع عقل آنقدر گسترده و مهم است که میتوان جلسات زیادی را به آن اختصاص داد، اما از آنجا که آموزشهای کنگره بسیار عمیق و گسترده هستند، هر سال فرصتی داریم تا بیشتر با این وادی آشنا شویم و از آموزشهای آن استفاده کنیم.
در ابتدا باید بدانیم عقل چیست و چگونه میتوانیم آن را رشد و ارتقا بدهیم.
کلمه عقل از واژه «عقال» گرفته شده است؛ همان وسیلهای که برای مهار کردن شتر استفاده میشود. اما در انسان، عقل تابع اطلاعات و داناییای است که در اختیار دارد.
به عبارتی، عقل بر اساس اطلاعاتی که ما به آن میدهیم، تصمیمگیری میکند.اگر آن اطلاعات درست باشد، عقل میتواند تصمیم درست بگیرد و اگر اطلاعات نادرست باشد، تصمیم عقل نیز میتواند نادرست باشد.
برای من، این موضوع شبیه یک قاضی است. قاضی زمانی که میخواهد در مورد یک موضوع حکم صادر کند، بر اساس اطلاعات، مدارک و شواهدی که در اختیار دارد تصمیم میگیرد. اگر اطلاعات ناقص یا اشتباه باشد، طبیعتاً نتیجه حکم نیز میتواند اشتباه باشد،عقل نیز به همین شکل عمل میکند.در کنگره، ما با مثلث دانایی آشنا شدهایم؛ یعنی آموزش، تفکر و تجربه.
عقل ما بر اساس آموزشهایی که گرفتهایم، تفکری که انجام دادهایم و تجربهای که کسب کردهایم، تصمیمگیری میکند.
بنابراین هرچقدر دانایی ما افزایش پیدا کند و این دانایی از جنس دانایی مؤثر و صحیح باشد، تصمیمات عقل نیز به سمت درست هدایت خواهد شد.
یکی از دلایلی که اعضای کنگره به مرور در زندگی خود به تعادل و آرامش بیشتری میرسند، این است که اطلاعات و آموزشهای درست دریافت میکنند.
به لطف آقای مهندس و علمی که در کنگره وجود دارد، ما بهتدریج دانایی خود را افزایش میدهیم. این افزایش دانایی فقط در زمینه درمان اعتیاد نیست، بلکه در تمام ابعاد زندگی خودش را نشان میدهد؛ در خانواده، مسائل اجتماعی، مسائل مالی، کار و حتی نوع نگاه ما به زندگی.
وقتی اطلاعات و دانایی انسان تغییر میکند، تفکر او نیز تغییر میکند و در نتیجه، عقل میتواند تصمیمات صحیحتری بگیرد.

در اینجا موضوع دیگری هم مطرح میشود و آن «القائات» است.
انسان دارای اختیار است و همواره در معرض القائات قرار دارد. هرچقدر انسان در مسیر ارزشها و صراط مستقیم حرکت کند، زمینه دریافت القائات مثبت و سازنده در او بیشتر میشود.
وقتی دانایی انسان افزایش پیدا میکند و به سمت ارزشها حرکت میکند، عقل نیز بر اساس همان دانایی، تصمیمات درستتری خواهد گرفت.
اما قسمت مهم دیگر وادی ششم، «فرمان عقل» است.
فرمان عقل یعنی وقتی عقل حکمی میدهد، آن حکم را اجرا کنیم.به زبان سادهتر، فرمان عقل با عملگرایی ارتباط مستقیم دارد.ممکن است من بدانم انجام یک کار درست است، اما آن را انجام ندهم. در اینجا هنوز فرمان عقل را بهطور کامل اجرا نکردهام.
ممکن است عقل من مدتها به من فرمان بدهد که کاری را انجام بدهم، اما من آن را عقب بیندازم. اینجا مشکل در دانستن نیست؛ مشکل در اجرا کردن است.برای رسیدن به فرمان عقل، باید از کارهای کوچک شروع کنیم.لازم نیست از همان ابتدا یک سنگ بزرگ برداریم.
اگر کاری را میتوانم امروز انجام بدهم، آن را به فردا موکول نکنم. اگر چیزی را در خانه میبینم که باید سر جای خودش قرار بگیرد، همان موقع انجام بدهم. اگر کاری بر عهده من است، آن را به تأخیر نیندازم وهمین کارهای کوچک، تمرین اجرای فرمان عقل هستند.
در کنگره، روش DST نیز برای من یک نمونه بسیار زیبا از همین حرکت تدریجی است.ما مواد را یکباره کنار نمیگذاریم؛ بلکه بهصورت تدریجی و طبق برنامه، در یک بازه زمانی مشخص، مصرف را کاهش میدهیم.
جهانبینی نیز به همین شکل تغییر میکند.
راهنما از من نمیخواهد که یکشبه صد و هشتاد درجه تغییر کنم. آموزشها بهصورت تدریجی انجام میشوند و من بهمرور ظرفیت لازم را پیدا میکنم.در سفر اول نیز دقیقاً همین اتفاق برای من افتاد.
من قبلاً بارها تصمیم گرفته بودم که از فردا مصرف مواد را کنار بگذارم. میگفتم این آخرین بار است. یک روز، دو روز یا سه روز تحمل میکردم و دوباره به مصرف برمیگشتم.
اما در کنگره این اتفاق افتاد؛ چرا؟چون در طول یازده ماه، مواد بهتدریج از من گرفته شد و همزمان جهانبینی من نیز بهتدریج تغییر کرد.
جهانبینی من یکدفعه از صفر به صد نرسید.از صفر شروع شد؛ یک، دو، سه و بهتدریج افزایش پیدا کرد تا جایی که توانستم خودم را قانع کنم و به نفس خودم آموزش بدهم که مواد مخدر راه نجات من نیست.
بنابراین یکی از آموزشهای مهم وادی ششم برای من این است که برای رسیدن به فرمان عقل، باید حرکت تدریجی داشته باشم و متناسب با ظرفیت خودم حرکت کنم.
در اینجا میخواهم به موضوع نماز هم اشاره کنم.
این موضوع تجربه شخصی من است و احساس میکنم نماز اول وقت میتواند تمرین بسیار خوبی برای عملگرایی و اجرای فرمان عقل باشد.
وقتی انسان در زمان مشخصی باید از خواب بیدار شود و نماز خود را بهجا آورد، در واقع دارد نظم، تعهد و اجرای فرمان را تمرین میکند.
وقتی انسان یاد میگیرد کارهایش را در زمان خودش انجام دهد، کارها کمتر عقب میافتند و این موضوع میتواند تأثیر زیادی در حال انسان داشته باشد.در یکی از آموزشهای آقای مهندس در مورد افسردگی نیز به موضوع عقب انداختن کارها اشاره شده است. وقتی انسان دائماً کارهایش را به تأخیر میاندازد، کارهای انجامنشده روی هم جمع میشوند و این موضوع میتواند حال انسان را تحت تأثیر قرار دهد.
بنابراین اجرای فرمان عقل میتواند از همین مسائل ساده و روزمره شروع شود.از اینکه با سکوت به حرف های من گوش کردید از شما ممنونم.
عکاس: مسافر مجتبی لژیون یکم
تایپ و ویراستار:مسافر حسن لژیون یکم
ارسال خبر:مسافر علی لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
77