اولین جلسه از دوره پنجم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی کمالالملک به استادی دیده بان محترم آقای علی اشکذری و نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه «وادی ششم و تاثیر آن روی من» در روز شنبه 24 مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ شروع به کار کرد.

سخنان استاد:
خیلی خوشحال هستم که امروز در خدمت شما هستم و انشاءالله که بتوانیم به کمک همدیگر جلسه خوبی داشته باشیم.
دستور جلسه هفتگی ما عقل یا حکم عقل هست که اگر ما برگردیم به اوایل کنگره، اول شش وادی آمد و بعداً وادیهای دیگر به آن اضافه شد.
وقتی که ما به وادیها نگاه میکنیم، از اول تا وادی ششم یک فاز است؛ یعنی فازی است که ما آماده میشویم که تقریباً صور پنهان را بشناسیم.
ببینید، اگر ما بخواهیم مثالش را هم بزنیم، یک موقعی است که ما یک موبایل داریم. خوب، چقدر میتوانیم از این موبایل استفاده کنیم؟ به اندازهای که کارایی آن را بلد هستیم.
جسم انسان هم تقریباً یک ابرکامپیوتر است که دارای پتانسیلهای زیادی است؛ ولی چقدر از آن را بلدیم استفاده کنیم؟ مهمترین مسئله در مورد اعتیاد، همان بلد نبودن استفاده از پتانسیلهای جسم است که اگر کسی بلد باشد از آن پتانسیلها استفاده کند، احتیاجی به مواد مخدر نخواهد داشت.
پس همه اینها برمیگردد به اینکه ما سیستمهای جسم و تنظیمات جسم را بلد نیستیم.
در کنگره، از وادی اول تا وادی ششم درباره تنظیمات جسم میگوید؛ اینکه فکر چیست، ذهن چیست و همینطور جلو میآید تا میرسد به اساسیترین مؤلفه که عقل است.
یعنی تا قبل از آن، مقدمهای است تا برسیم به قسمت عقل. عقل مقدمه میخواهد تا بتوانیم درکش کنیم. در وادیهای قبل، فکر و تفکر است و همینطور جلو میآید تا میرسیم به عقل؛ که بتوانیم تعقل کنیم، بلد باشیم و یاد بگیریم که چگونه از عقلمان استفاده کنیم.
آیا همه موجودات عقل دارند؟ بله، عقل دارند؛ ولی تفاوتشان با عقل انسان در چیست؟
جواب سؤال ما این است که همه موجودات عقل دارند، ولی از نظر کیفیتی با همدیگر متفاوت هستند. ممکن است در گرید حیوانی هم با همدیگر از نظر کیفیت عقلی با یکدیگر متفاوت باشند.
مثلاً حشرات قابل آموزش نیستند؛ یعنی گریدشان پایین است، در برابر عقاب یا طوطی که آموزشپذیر هستند. ولی همانطور که عقاب، عقلش با سوسک فرق میکند، با انسان نمیشود عقلشان را مقایسه کرد.
انسان، عقلش به وسیله روح راهبردی میشود. یعنی روح میآید و عقل را کامل میکند. روح یاد میگیرد، سیو میشود در عقل و یاد میگیرد. اگر روح نباشد، آن عقل فایدهای ندارد؛ یعنی پتانسیلش هست، ولی در حد عقل حیوانی میتوان از آن استفاده کرد.
و این هم که فرمودند نفس یا مراتب نفس، خیلی خیلی در فرمان عقل تأثیر دارد.
وقتی که میگوییم حس، اولین قوه به کاراندازی عقل است، آیا وقتی که حس میآید و عقل را به کار میاندازد، نفس از خواب بیدار نمیشود؟ نفس زودتر از حس بیدار میشود. نفس هم بیدار میشود. صور پنهان را حس بیدار میکند.
چشم من وقتی که یک چیزی را میبیند، به آن حس میگوییم؛ این حس بینایی که خودش چیزی را نمیفهمد. چشم که نمیفهمد چه چیزی دیده است. چشم عکس میگیرد و میدهد به درون انسان. نفس و عقل میگویند که این چه چیزی است.
یعنی چشم ابزار دیدن است، خود دیدن نیست. پس حس، اولین قوه به کاراندازی عقل است.
من امروز پیشنیازهای وادی ششم را به شما میگویم. وقتی که پیشنیازها را بدانید، خیلی بهتر وادی ششم را متوجه میشوید.
وقتی میگوید: حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نمایید، آیا میتوانیم یا نمیتوانیم؟
اگر پیشنیازها را بلد باشید، میتوانید؛ ولی اگر پیشنیازها را نداشته باشید، به وسیله خواستههای نفس محکوم میشوید و میروید انجام میدهید.
این چیزهایی که من امروز به شما میگویم، فقط پیشنیازها هستند. به خود وادی هم اشاره دارم، ولی در کل به این دلیل است که دوباره ما حس داریم، ما ذهن داریم، عقل داریم، روح داریم، مغز داریم؛ اینها همه رابطهشان با یکدیگر چگونه است؟ این خیلی مهم است.
مغز چه کاری انجام میدهد؟
به مغز در خود وادی هم اشاره میکند. مغز مترجم است؛ مترجم است که زبان جسم را برای ما ترجمه کند. ما خیلی از جاها زبان جسم را نمیفهمیم، ولی آگاهی ما از مغز میآید و زبان جسم را برای ما ترجمه میکند.
تمام مشکلاتی که ما داریم، به آنجا برمیگردد که ما زبان جسم را نمیفهمیم. در سیدی «اضافهوزن» هم جناب آقای مهندس به این موضوع اشاره میکند که ما وقتی که زبان جسم را نمیشناسیم، جسم یک چیزی میگوید و ما یک کار دیگری انجام میدهیم. اینها همه با یکدیگر در رابطه هستند.
ذهن چیست؟
ذهن، حافظه موقت است که اگر پر باشد، نمیگذارد هیچ چیزی را ذخیره کنید. پس باید چیکار کنیم؟ باید اول ذهن را خالی کنیم.
یک سفر اولی وقتی که به کنگره ۶۰ میآید، اولین کار این است که ذهنش آرام شود. یعنی چه که ذهنش آرام شود؟ یعنی اینکه دالان ذهنش باز شود تا ما بتوانیم آن چیزی را که اینجا میگوییم، به او آموزش دهیم.
یک سفر اولی وقتی که به کنگره ۶۰ میآید، دالان ذهنش پرِ پر است. پس اول ذهنش خالی شود؛ که از خود موادش شروع میشود. وقتی که از آن لحاظ خیالش راحت شد، دالان ذهنش برای آموزش باز میشود. آن موقع میتواند یاد بگیرد که بتواند از عقلش استفاده کند.

مسئله دیگر که ما در این قسمت داریم، بهترین کار این است که بیاییم و سعی کنیم نفس را ارتقا بدهیم؛ یعنی مراتب نفس را عوض کنیم.
مراتب نفس توسط تربیت عوض میشود. نفس قابل تربیت است، قابل کشتن نیست، از بینبردنی نیست. نمیتوانی از بین ببری، ولی میتوانی آن را تربیت کنی.
آن هم تربیت با لطافت روح. روح میتواند نفس را تربیت کند و عقل را راهبردی کند، با آن لطافتی که دارد.
وقتی یک تازهوارد به کنگره ۶۰ میآید، ما به او نمیگوییم که مواد مصرفیات را قطع کن. خیلی لطیف و کمکم موادش را کاهش میدهیم.
ما در کنگره او را راهنمایی میکنیم که کمکم، اول یکپنجم از موادش بیاید پایین و یکپنجم دانایی او بالا برود که بتواند بر نفس خود غلبه کند.
در کنگره، سفر اول اینجوری هست و هر کس که وارد کنگره ۶۰ بشود، اگر شریعت را رعایت کند و طریقت را انجام بدهد، به حقیقت درمان میرسد.
هرکس که آمد در کنگره و این سه مورد را انجام داد، به درمان رسید.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، از همه شما متشکرم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
171