عقل در تکامل؛ مانند ماشین تابع خود میباشد در حالی که روح با لطافت منحصربهخود با اراده عقل راهبری میشود. در این وادی به یکی از اساسیترین مؤلفههای صور پنهانی انسان؛ یعنی عقل میرسیم. عقل یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین مسائلی است که آغاز و پایان مشخصی ندارد و ما بایستی در تمام مسیر تکاملی خود به فرمان آن؛ یعنی فرمان عقل برسیم. عقل کل؛ مانند خورشیدی است که به تمام هستی و نیستی میتابد. ما و همه موجودات بهسان خانههایی هستیم که از یک روزنه، نور وارد آن میشود و هرچه به طرف ارزشها یا روشناییها حرکت کنیم این روزنه بزرگتر میشود و نور بیشتری وارد خانه ما میشود و هرچه به طرف ضدارزشها یا تاریکیها حرکت کنیم این روزنه تنگتر میشود.
تناقضی که ما درگیر آن هستیم این است که خیال میکنیم عقل در مغز ماست. اگر عقل در مغز باشد با مرگ، مغز از بین میرود در صورتی که اینچنین نیست. عقل از گوشت، پوست و استخوان نیست و با مرگ از بین نمیرود. حتی خاطرات و حافظه ما نیز با مرگ از بین نمیرود و ممکن است فقط به آنها دسترسی نداشته باشیم. مغز، جایگاه یا وسیله و یا بهتر است بگوییم مترجمی برای عقل است. عقل در کیهان یا کشور وجودی ما در حکم یک فرمانروایی عادل و بزرگ است که ما را به طرف نیروی مثبت و راه خوبی و درستی هدایت میکند. هرچه عقل حساب شده و برنامهریزی شده باشد انسان در صلح، آسایش و آرامش است و هرچه عقل کم باشد انسان در بدبختی و بیچارگی است.
اجرای کلیه فرامین این فرمانروای بزرگ ما را به راه مستقیم و رسیدن به هدف والای انسانی هدایت مینماید تا به جایی برسیم که بگوییم شو، بشود. در مسائل زندگی خود هرچه فرمان بدهیم همان را به اجرا درآوریم؛ مانند زمانی که تصمیم میگیریم ناامید نشویم، همهچیز را سیاه نبینیم یا یک کار ضدارزشی را دیگر تکرار نکنیم و موفق به انجام آن تصمیم میشویم. اگر در شرایط خاصی قرار گرفتیم که اوضاع و روزگار به نفع ما نیست و یا شرایط برای انجام کار ضدارزشی مناسب است، صدایی در درون میشنویم که میگوید: ناامید نباش، شرایط تغییر میکند، امیدوار باش، صبر کن، تلاش کن و کار ضدارزشی انجام نده.
صدای دیگر میگوید: زندگی پوچ و بیارزش است، آخرش مرگ است، دم غنیمت است، کارت را انجام بده هرگز کسی متوجه نمیشود. حالا متوجه میشویم که اولی، صدای عقل و دومی، صدای نفس امرکننده است. در وادیهای قبل گفته شد که تفکر میتواند مثبت یا منفی باشد. آنچیزی که منطقی و درست باشد تعقل نامیده میشود و تفکری که منفی باشد تفکر شیطانی یا ضدانسانی است. عقل برای اینکه بفهمد کاری درست یا غلط است، احتیاج به اطلاعات و آگاهی دارد. همه میدانیم چه کاری خوب است و چه کاری بد، ولی اجرا کردن آنها را بلد نیستیم وقتی توانستیم اجرا کنیم؛ یعنی به فرمان عقل نزدیک شدهایم.
در اینجا نبردی در درون ما بهوجود میآید؛ زیرا در مقابل این فرمانروایی عادل؛ یعنی عقل، نیرویی فوقالعاده قوی و زیرک وجود دارد که نمیگذارد ما به فرامین عقل توجه نماییم و اسم این نیرو نفس امرکننده است. جسم خود یا شهر وجودی درون و بیرون خود را به یک سرزمین تشبیه میکنیم. در این سرزمین اقوام مختلفی وجود دارند و شورایی است که تصمیمها و خواستهها در آن بررسی میشود و نتیجه به عرض حاکم یا فرمانروا میرسد. اگر فرمانروا آن را درست تشخیص داد، فرمان صادر میکند و فرامین اجرا میشود. تا زمانی که شورا تصمیمهای منطقی و عقلانی بگیرد، همهچیز در صلح و آرامش است، ولی وقتی در اثر فشار نیروهای فاسد و منحرف، تصمیمهای غیرمنطقی گرفته شود، اوضاع تغییر میکند. در این شرایط عملاً عقل کنار گذاشته میشود و زمام امور در اختیار نفس امرکننده قرار میگیرد.
ساکنین این شهر در اثر فساد، افکار منفی، انتقام و ضدارزشها، خودشان را تا سرحد نابودی و سقوط پیش میبرند تا زمانی که نفس سرزنشکننده یا لوّامه شروع به نکوهش و سرزنش میکند و سایر نیروها را از خواب بیدار مینماید تا قدرت را به آرامی از نفس امرکننده بگیرند.از این مرحله به بعد اوضاع کشور کمکم بهتر میشود. هروقت خطا میکنند، نگران و پشیمان گشته و بهدنبال صراط مستقیم میگردند. گاهی اوضاع خوب و گاهی آشفته است ولی بهطور کلی شهر در حال پالایش خود است تا از ضدارزشها دوری کند و راه ارزشها را در پیش گیرد تا اینکه یک روز نفس مطمئنه به قدرت برسد.
اگر روزی نفس مطمئنه به قدرت برسد، آن روز، روز فرمانروایی فرمانروای عادل یا عقل خواهد بود و ما به فرمان عقل نزدیک خواهیم شد. برای بعضی از ما این انهدام ادامه دارد و هر زمان تصمیم میگیریم یأس را کنار بگذاریم، نفس امرکننده افکار منفی را القا میکند و شهر تحت سلطه ناامیدی درمیآید.به هرحال راه چاره فقط در یک چیز است، فرمانهای عقل را به اجرا درآوریم. برای این حرکت لازم نیست دست به کارهای بزرگ بزنیم، بلکه با کارهای ساده هم میتوان شروع کرد. در پایان بایستی بدانیم از فرماندهی عقل تا فرماندهی نفس اماره از نظر مکانی یک مو فاصله است ولی از نظر زمانی، هزاران سال به طول میانجامد؛ پس آن کنیم که فرمان است.
منبع: سیدی وادی ششم
نویسنده: راهنما همسفر الهام
رابطخبری: همسفر شکوفه رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون دوم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملایر
- تعداد بازدید از این مطلب :
34