جلسه سوم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره60 نمایندگی رودکی با استادی همسفر پروانه، نگهبانی همسفر نجمه و دبیری راهنما همسفر نگین با دستور جلسه «عدالت، آیا همهی افراد در کنگره باهم برابرند؟» روز سهشنبه ۲۰ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوندا دریا و آسمان و دشت پوشیده از رقصندههای آسمانی است و روح ناآرام ما خواستار رهایی است نه از خلاصی بلکه دیدار معشوق است. خداوندا تنها تو را میستاییم و تنها تو را ستایش میکنیم برای انجام این عمل عظیم شکر، شکر، شکر. خدا را هزار بار شکر که من در این جایگاه قرار دارم تا به شما همسفران خدمت کنم. اول از همه از آقای مهندس و خانواده محترمشان خیلی تشکر میکنم که این بستر را برای ما فراهم کردند تا آموزش بگیریم، از ایجنت همسفر لیلا و مرزبانان همسفران فرحناز و مریم هم تشکر میکنم که مرا لایق دانستند تا در این جایگاه خدمت کنم، از راهنمای اولم همسفر ظریفه خیلی تشکر میکنم که همیشه مرا تشویق کردهاند که عضو لژیون سردار شوم و از راهنمای فعلیام همسفر سمیه خیلی تشکر میکنم که به من کمک کردند تا من در این جایگاه باشم و از نگهبان لژیون سردار همسفر نجمه خیلی تشکر میکنم که مرا لایق دانستند و استادی جلسه را به من واگذار کردند و همچنین از همسفر نگین دبیر لژیون سردار و همسفر زهرا خزانهدار لژیون سردار تشکر میکنم که همگی دست به دست همدیگر دادند تا من در این جایگاه قرار بگیرم.
دستور جلسه در مورد «عدالت، آیا همه افراد کنگره60 با هم برابرند؟» است. به اعتقاد من در ابتدا که افراد وارد کنگره میشوند باهم برابرند؛ یعنی همه افراد با یک روش، متد و دارو درمان میشوند و از نظر عشق و محبت با یکدیگر برابرند و در ادامه تلاش، کوشش و سفر کردن افراد آنها را متفاوت میکند. کسی که با یکبار سفر کردن به درمان میرسد و کسی که پنج سال به کنگره میآید و هنوز به درمان نرسیده این افراد باهم برابر نیستند؛ چون کسی که با یکبار سفر کردن به رهایی رسیده تلاش و کوشش فراوانی کرده و عین عدالت است. راهنمایان یا مرزبانان که در این جایگاه قرار گرفتهاند؛ نتیجه تلاش و کوشش خودشان است. اساس کار کنگره برمبنای «عدالت، معرفت و عمل سالم» است و هر کس برمبنای عدالت در هر جایگاهی قرار دارد.
ما در کنگره رهجویانی داریم که فرمانبردار هستند، سر موقع به کلاس میآیند، سیدیهایش را مینویسد، دارویش را به موقع میخورد و احترام راهنما را نگه میدارد و با رهجویی که هر موقع دلش بخواهد میآید، فرمانبرداری نمیکند، دائم در حواشی به سر میبرد؛ کاملاً باهم نابرابرند و عدالت برای هر کدام از این اشخاص در جایگاه خودش است. هر کدام از ما در هر جایگاهی قرار داریم؛ نتیجه عملکرد و تلاش خودمان است و این عین عدالت است. تعیین جایگاه بر اساس تلاش، آگاهی و عمل سالم است، اگر ما خواستار این باشیم که عدالت خداوند در زندگی ما اجرا شود؛ اول باید خودمان کاری کنیم که این عدالت اجرا شود؛ برای مثال در مسیر ضدارزشها حرکت نکنیم تا عدالت خداوند در زندگی ما اجرا شود. خداوند بزرگترین عادل در جهان است و همه انسانها را مثل هم آفریده و همینطور انسان با آن قدرت و اختیاری که خداوند به انسان داده که در چه مسیری حرکت کند؛ بهعبارتی عدالت یا بیعدالتی در حق خودش را بداند.
اگر بخواهم این دستور جلسه را به لژیون سردار ارتباط بدهم، من بهعنوان همسفر وقتی میآیم و مبلغی را به لژیون سردار هدیه میدهم تنها آن پرداخت پول نیست؛ بلکه باید سر موقع کلاسهایم را بیایم، سر موقع سیدیهایم را گوش بدهم، دستور جلسات را قشنگ مشارکت کنم و با آن کسی که بگوید من فقط پول دادم و نیستم؛ این اشخاص باهم برابر نیستند. میخواهم از تجربه خودم بگویم که قبل و بعد از آمدن به کنگره چگونه بودم و چگونه شدم. من قبل از کنگره بیعدالتی را در برابر خودم، دیگران و خانوادهام حتی در برابر خداوند هم انجام میدادم، همیشه از مشکلاتم پیش خدا شکایت میکردم، قرآن میخواندم، نماز میخواندم، دعا میکردم، نذر میکردم و هیچ اتفاقی در زندگیام نمیافتاد و گریه میکردم و همیشه از خداوند گله و شکایت داشتم و در برابر کسانی که برای من عدالت داشتند با منیت برخورد میکردم و میگفتم که من از شما بالاتر هستم و عدالت را من باید اجرا کنم؛ ولی خدا را شکر وقتی که وارد کنگره شدم، عدالت را در خودم اجرا کردم، به خداوند و اطرافیانم دیگر گله و شکایت نکردم.
آنقدر لژیون سردار برای من باارزش است و از دیروز برای من اتفاقات خیلی قشنگ و زیبایی رخ داده و حس قشنگی به من دست داده، وقتی استادان جلسه سردار مینشستند من همیشه تصویرسازی میکردم و میگفتم خدایا میشود من هم روزی استاد جلسه سردار شوم؟ اوایل میگفتم این افراد چه میگویند و در صحبتهایشان میگویند ما برکت داریم و من متوجه نمیشدم؛ ولی خدا را شکر الآن سه سال است که برکات مادی و معنویاش را دیدهام و هیچوقت خدا را شکر کارت بانکی من خالی نشده، حالا چه کم و چه زیاد حس خوبی به من دست میدهد.
انشاءالله که بتوانم در مسیر کنگره قرار بگیرم، دنور و پهلوان شوم. من در مشارکتهایم یکبار هم صحبت کردم، مهریه من سیو پنج سال پیش ۴۵۰ هزار تومان بود و الآن ۴۵۰ میلیون تومان میشود حالا ۵۰ تومان هم بگذارم و دوست دارم پهلوان شوم و پدر مسافرم همیشه میگوید هر چه میتوانی به کنگره کمک کن و همیشه به ایشان میگویم برایم دعا کن و آرزو میکند که من جزو دنورها و پهلوانان شعبه شوم. خدا را هزار بار شکر میکنم که در چنین جایی قرار دارم.


تایپیست: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون سوم)
عکاس: مرزبان خبری همسفر مریم
ویرایش و ارسال: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رودکی
- تعداد بازدید از این مطلب :
45