دستور جلسه این هفته، پرسشهایی را برای ما مطرح کرده است. آیا همه افراد در کنگره برابرند؟ عدالت در کنگره چگونه است؟ آیا تازهوارد با فردی که سالها در کنگره حضور دارد یکسان است؟ آیا شغل و جایگاه اجتماعی افراد در کنگره تفاوتی ایجاد میکند؟ مهمتر از همه اینکه، قانون چگونه با همه به میزان مشابه رفتار میکند؟ برای کشف پاسخ این پرسشها گفتوگویی را با یکی از همسفران داشتیم، با ما همراه باشید.
همسفر سمیه، همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی هروئین و شیشه وارد کنگره شدند. به روش DST و داروی اپیوم به مدت سیزده ماه و بیست و شش روز به راهنمایی مسافر مرتضی و همسفر مینا سفر کردند. رشته ورزشی هر دو والیبال است. هماکنون دو سال است که از بند مواد به دستان پر مهر آقای مهندس رها هستند. ایشان پس از رهایی خدماتی در جایگاههای، دبیر جلسه خصوصی، دبیر و نگهبان لژیون سردار، دبیر صوتی، طراح سؤال و مصاحبهکننده، رابط خبری لژیون را داشتهاند. اکنون راهنمای تازهواردین همسفران نمایندگی نائین هستند.
برای اینکه بتوانیم به عدالت برسیم، چه ویژگیهایی را باید در درون خود پرورش دهیم؟
به نظر من زمانی به عدالت میرسیم که بتوانیم چرخه وادی دهم را اجرا کنیم. انسانی که با تفکر سالم به ایمان سالم برسد و با ایمان سالم، عمل سالم انجام دهد، آن وقت حس او سالم میشود و از حس سالم، میتواند به عقل سالم دست پیدا کند و در نهایت عشق سالم در او به وجود میآید و در این مرحله شخص میتواند به عدالت برسد؛ البته این مسیر به آموختن دانایی و آموزش جهانبینی و عملیکردن آنها نیاز دارد.
چرا کلمه «عدالت» در رأس مثلث (معرفت، عمل سالم و عدالت) لوگوی کنگره60 قرار دارد؟
این مثلث به ما میگوید: تا زمانی که به شناخت و معرفت نرسیم، درکی از عدالت ممکن نیست. ما باید اول با آموزشها معرفت را یاد بگیریم. در اجرای معرفت ما گاهی باید ببخشیم؛ گاهی باید بگذریم؛ گاهی باید بجنگیم و تمام اینها به دانایی و آگاهی نیاز دارد. زمانی که به دانش و آگاهی دست پیدا کردیم، میتوانیم تشخیص دهیم چه کاری خوب و چه کاری بد است و این یعنی عمل سالم. در پرتو معرفت و عمل سالم ما به عدالت خواهیم رسید.
اگر به موقعیت فعلی زندگی و برخوردهای اطرافمان نگاه کنیم، آیا میتوانیم بگوییم عدالت واقعاً در جریان است؟ در این میان، ما چه تواناییهایی داریم که خودمان معمار و تعیینکننده عدالت در زندگی خود باشیم؟
قبل از حضورم در کنگره همیشه به خداوند شکایت میکردم و میگفتم: «چرا زندگی من باید پر از سختی و مشکلات باشد؟» زمانی که با این دستور جلسه مواجه شدم، دریافتم، من هیچگاه در زندگی تلاش نکردهام و همیشه بدون تفکر کارهایم را انجام دادهام که این علتها همه باعث شد، من در سختی و مشکلات باشم؛ اما اکنون که به زندگی خود نگاه میکنم، به این پرسش اینگونه جواب میدهم: «بله»! واقعاً عدالت در زندگی من جریان دارد و من در هر جایگاهی که قرار دارم و هر رفتاری که با من صورت میگیرد، نتیجه اعمال و رفتار خود من است.
انسان موجود بسیار قدرتمندی است که میتواند با دستیابی به دانش و آگاهی و با تفکر درست به فرمان عقل برسد و بزرگترین معمار زندگی خود شود. بهترین روزها، ساعتها و ثانیههای لذتبخش را برای خود خلق کند و در بالاترین جایگاهها قرار بگیرد و آنگاه به درک این آیه شریفه «انسان چیزی غیر از سعی و تلاش خودش نیست.» میرسد.
چرا با تمام دردها و رنجهایی که در زندگی داریم؛ در کنگره به ما گفته میشود: «جایگاهی که در آن قرار داری عین عدالت است»؟
اگر به تاریخ و زندگی پیامبران نگاه کنیم، متوجه میشویم، همه آنها در زندگی سختیهای فراوانی داشتند. ما برای اینکه انس را تبدیل به انسان کنیم، باید از سختیها و مشکلات بگذریم تا به مرحله پختگی برسیم. سختی و مشکلات گاهی امتحان الهی و گاهی نتیجه اعمال ما است. هیچ شخصی از بُعد قبل خود آگاه نیست؛ شاید چکی را که قبلاً صادر کردهایم، امروز زمان پرداخت آن فرارسیده است.
عدالت؛ یعنی عادل بودن. انسانها گاهی فکر میکنند هر کس ظلمی انجام داد، باید آن ظلم به او برگردد و اگر من ظلمی انجام دادم و در سختی قرار گرفتم پس خدا عدالت را رعایت نکرده است؛ یعنی هر چیزی که به نفع من است عدالت و چیزی که به نفع من نیست عدالت نیست. ما گفتیم جایگاه ما بر مبنای خواسته و تلاش ما است. زمانی که بدون تفکر عملی انجام میدهیم، آن درد و رنجها که بابت آنها متحمل میشویم، نتیجه اعمال ما است؛ بنابراین جایگاهی که در آن قرار داریم میوه و ثمره اعمال ما است.
خواست، فرمان و تقدیر، جایگاه من را در زندگی مشخص میکند؛ کدام یک از این سه پارامتر عدالت را در زندگی من اجرا میکند؟
اولین ویژگی که انسان دارد اختیار است. تقدیر نتیجه کارهای فرد است که از قبل آنها را انجام دادهاست. هر کاری تا فرمان آن صادر نشود آن کار انجام نمیشود؛ بنابراین خواست است که عدالت را اجرا میکند؛ زیرا خواستهای که من دارم بر مبنای دانایی من است؛ بنابراین خواسته من و انتخاب مسیر تحقق آن بسیار مهم است؛ حال اگر خواسته من معقول باشد، من در جایگاه بهشت و اگر خواسته من نامعقول باشد، در جهنم قرار میگیرم؛ پس هر عملی عکسالعملی دارد که نتیجه آن عدالت میشود.
کلام آخر...
خداقوت به اعضای سایت و شما بابت مصاحبهای که انجام شد. بینهایت سپاسگزار خداوند هستم که من را لایق دانست تا در کنگره حضور پیدا کنم و آموزش بگیرم و در نهایت طعم شیرین زندگی را بچشم. سپاسگزار آقای مهندس و خانواده گرامی ایشان هستم که بستری فراهم کردند تا دوباره زندهبودن و در آرامش زندگیکردن را تجربه کنم. سپاسگزار راهنمای عزیزم هستم که هر کلمه و آموزشهای ایشان مرهمی بود برای التیام زخمها و دردهایم. امیدوارم از فرصتهایی که به من هدیه داده شده است، نهایت استفاده را ببرم و بتوانم رسالت خود را در این بُعد از زندگی به انجام برسانم.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نائین
- تعداد بازدید از این مطلب :
92