English Version
This Site Is Available In English

عدالت یعنی رعایت تعادل برای رسیدن به بیداری

عدالت یعنی رعایت تعادل برای رسیدن به بیداری

جلسه هشتم از دوره چهارم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره60 نمایندگی گوجان به استادی همسفر زینب، نگهبانی همسفر توران و دبیری همسفر لیلا با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ باهم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ مرداد‌ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۳۰ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:

در مسیر حرکت و جستجوی حقیقت، یکی از بزرگ‌ترین موانعی که بر سر راه عدالت قرار دارد، درک نادرست از معنای آن است. بسیاری تصور می‌کنند عدالت یعنی برابری مطلق، اما با نگاهی عمیق‌تر به آموزش‌های جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ می‌آموزیم که عدالت یعنی هر چیز در جایگاه درست خود قرار گیرد. این تعادل نه در تساوی مادی، بلکه در تناسب تلاش، ظرفیت و بیداری حواس نهفته است. برای درک این حقیقت باید به شکلی عمیق‌تر به درون خود و سیستم پیچیده وجودمان بنگریم.

بیایید به سیستم عصبی بدن نگاه کنیم؛ سیستمی که وظیفه‌اش انتقال پیام برای بقا و رشد است. در بدن ما میلیاردها سلول عصبی در حال فعالیت‌ هستند تا ما را از جهان پیرامون آگاه کنند؛ اما گاهی این سیستم برای سازگاری با شرایط دشوار دچار نوعی خود محافظتی مخرب می‌شود، مثالی که در میان زنان سخت‌کوش و مادران فداکار می‌بینیم، گویای این حقیقت است. پیرزنانی را تصور کنید که سال‌ها درگیر کارهای طاقت‌فرسا، کشاورزی، دامداری یا قالی‌بافی بوده‌اند، آن‌ها چنان تحت‌فشار کار و مشغله‌های بیرونی بوده‌اند که فرصت توجه به پیام‌های درونی خود را از دست‌ داده‌اند.

زمانی که دست این زنان با ظرفی داغ برخورد می‌کرد، عصب پیام سوختن را به مغز مخابره می‌کرد؛ اما ذهن آن‌ها به دلیل خستگی مفرط و تمرکز بر بقای روزمره این پیام را نادیده می‌گرفت، این بی‌توجهی مکرر باعث شد که سیستم عصبی برای سازگاری با آن شرایط سخت آن حس را به خواب ببرد؛ عصب دیگر پیام را نمی‌فرستاد، نه چون درد وجود نداشت؛ چون حس دریافت به خواب‌رفته بود. این همان نقطه جدایی میان موجود زنده و موجودی است که در خواب آگاهی به سر می‌برد.

در مقابل می‌توان جوان ورزشکاری را دید که در ابتدا بدنی ورزیده نداشت، اما با تکرار، تمرین و پذیرش پیام‌های خستگی و درد، سلول‌های بدنی خود را بازسازی کرد و به قدرت رسید. این جوان مانند یک دیده‌بان یا راهنما با بیدار نگه‌داشتن حواس و پذیرش آموزش، توانسته است جایگاه خود را ارتقاء دهد. تفاوت او با کسی که تسلیم‌شده در بیدار بودن حس‌ها و پذیرش تلاش است. این مفهوم دقیقاً زمانی که به بحث مشارکت مالی و لژیون سردار می‌رسیم، معنایی حیاتی پیدا می‌کند. در جهان مادی پول یکی از ابزارهای اصلی زندگی است؛ اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که پول از جایگاه ابزار خارج‌ شده و به هدف نهایی تبدیل می‌شود. وقتی صحبت از مشارکت در لژیون سردار می‌شود، ما با یکی از حساس‌ترین تمرین‌های بیداری روبه‌رو هستیم بخشش مال.

بسیاری از افراد در مسیر حرکت، با یک مانع بزرگ روبه‌رو می‌شوند: نبخشیدن اما چرا نمی‌بخشند؟ پاسخ در همان مثال پیرزن نهفته است؛ همان‌طور که عصب دست برای سازگاری با سختی، حس داغی را به خواب برد، بسیاری از انسان‌ها نیز در اثر دلبستگی‌های افراطی، ترس از فقر یا منیت، حس سخاوت و حس جریان یافتن مال را به خواب می‌برند، آن‌ها برای محافظت از آنچه دارند، حواس درونی خود را خاموش می‌کنند. در واقع نبخشیدن، نشانه‌ بی‌کفایتی نیست، بلکه نشانه‌ خواب رفتن حس است. کسی که نمی‌تواند بخشی از داشته‌های خود را برای بقای بستری که به او آموزش می‌دهد هزینه کند، درواقع حواس دریافت و جریان زندگی خود را در اثر ترس و دلبستگی به خواب برده است.

عدالت در لژیون سردار می‌گوید: اگر تو خواهان رهایی، آرامش و رشد هستی؛ باید بهای این خواسته را بپردازی. مشارکت مالی، تنها یک انتقال پول نیست؛ بلکه یک تمرین آگاهانه برای بیدار نگه‌داشتن حس جریان است. با بخشش ما به پول می‌گوییم که تو ابزاری برای آبادانی و خدمت هستی، نه قدرتی که ما را در بند خود بگیرد. این کار همان بازسازی سلول‌های بدن آن جوان ورزشکار است؛ ما با هر مشارکت، ظرفیت روانی و معنوی خود را برای دریافت آموزش‌های بالاتر، ورزیده می‌کنیم.

لژیون سردار به ما می‌آموزد که عدالت یعنی رعایت تعادل. وقتی ما از خواسته‌های غیرضروری و دلبستگی‌های افراطی عبور می‌کنیم و بخشی از مال خود را در جایگاه درست یعنی در خدمت رشد خود و دیگران قرار می‌دهیم، درواقع در حال بیدار کردن آن عصب‌های خفته هستیم. ما با این کار، از حالت انباشته‌گری ایستا به حالت جریان پویا تغییر وضعیت می‌دهیم. درنهایت عدالت در کنگره‌۶۰ و در لژیون سردار به معنای این است که هر کس بر اساس میزان تلاش، آگاهی و ظرفیت خود سهمش را ادا کند. اگر کسی به دلیل منیت یا جهل، حواس خود را به خواب برده و از بخشش بازایستاده، درواقع از عدالت و از جایگاه واقعی خود بازمانده است؛ اما کسی که با بیداری حس‌ها، پول را در جایگاه ابزار و مشارکت را در جایگاه مسئولیت قرار می‌دهد، درواقع راه را برای رسیدن به جایگاه‌های رفیع‌تر هموار کرده است.

تایپیست: همسفر هایده رهجوی همسفر زینب (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر تارا رهجوی همسفر سمانه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر ندا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گوجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .