امروز ششمین جلسه از دور سوم سری کارگاه های آموزش عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره ۶۰ شعبه پاسارگاد شیراز روز پنج شنبه مورخ ۲۵ مردادماه ۱۴۰۵ با استادی مسافر محسن، نگهبانی مسافر محمد، و دبیری مسافر علی اکبر، راس ساعت ۱۷ برگزار شد

سلام دوستان. محسن هستم. یک مسافر.
اول از همه شاکر و سپاسگزار خداوند منان هستم که در وحله ی اول، زنده هستم و در وحله ی دوم، ورودی کنگره رو به من و همسرم نشان داد تا من بتوانم حضور داشته باشم تا به درمان برسم. از مهندس دژاکام شاکر و قدردان هستم که اینمتد درمانی رو کشف کردند تا افرادی مانند من که بیرون از درب، هیچ امیدی برایشان وجود ندارد، بتوانند در این مکان امن و مقدس حضور پیداکنند و به رهایی و درمان برسند. واقعیتی که وجود دارد، این است که بیرون از کنگره، هیچ راه درمانی برای ترک موادمخدر شیشه و برای یک شیشه ای وجود ندارد. اکثر افراد شیشه ای، یا در خیابان ها درحال صحبت با خود میمانند و چه بسا که بمیرند، یا در زندان ها برای مرتکب شدن به انجام جرمی گرفتارند، و یا در تیمارستان ها بستری هستند. مواد مخدر شیشه، به خودی خود، هیچ ماده ای به بدن اضافه نخواهد کرد. به جز یک دستور. آمفتامین با رد شدن از سدخونی مغز، شروع به تحریک غده دپامین میشود. مصرف مواد مخدر میتواند تا ۱۱ برابر ترشح دپامین را در بدن افزایش دهد که باعث میشود انرژی های پتانسیل درون سلولی انسان آزاد گردد. این انرژی های پتانسیل، برای روزهای مبادا نهفته شده است. اما یک مصرف کننده شیشه، تمامی این انرژی های درون سلولی را به واسطه مصرف شیشه، آزاد گردد. این انرژی بسیار زیاد، باعث میگردد که قلب، با قدرت و سرعت بیشتری کار کند. همچنین تمام سلول ها و نورون های مغز نیز چندبرابر کار میکنند که این انرژی زیاد، به سمت و سوی باطلی و تباهی حرکت میکند. یکی از عواملی که فرد شیشه ای خواب ندارد، همین موضوع میباشد کهخود بنده هم تجربه کرده ام.
نورون هایی که در بدن فرد مصرف کننده شیشه چند برابر کار میکند، باعث میگردد افراد چیز هایی را بشنوند که شاید برای ما توهم باشد، اما برای فرد مصرف کننده، عین واقعیت هست. برای مثال، زمانی که. در مدرسه فرزندم درباره شپش صحبت شد، بنده به عنوان یک فرد مصرف کننده شیشه هرلحظه فکرمیکردم که شپش روی سر من درحال راه رفتن است و همین امر باعث گردید که من تمام موهای سرم را شب تا صبح با دست بکنم. این حس زیاد و این انفجار حس، درنهایت باعث بسته شدن ذهن میگردد. برای مثال من به عنوان یک مصرف کننده شیشه، آنقدر ریزبین میشدم که کریستال های شیشه را روی پرز قالی میدیدم، اما فرزندم را که درکنارم نشسته بود را نمیدیدم که دوست داشت با من تا پارک قدم بزند. اما من درحال انجام کار دیگری بودم و این امر باعث تاسف است. همه ما افرادی که وارد کنگره شده ایم، در عمقی از تاریکی ها قرارداریم که باید با سعی و تلاش و با بهره گیری از آموزش های کنگره از این تاریکی ها خارج شویم. امیدواریم همگی ما بتوانیم در کنگره به رهایی و درمان برسیم. ممنون که با سکوت من را همراهی نمودید.
تنظیم و ارسال :مسافر احمد
نمایندگی پاسارگاد شیراز
- تعداد بازدید از این مطلب :
105