هشتمین جلسه از دوره ششم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی بردسکن، با استادی مسافررضا ، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه «عدالت،آیا همه افراد درکنگره60 با هم برابرند؟ »روز یکشنبه18مردادماه ۱۴۰۵راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، رضا هستم، مسافر.در ابتدا میخواهم از گروه مرزبانی و راهنمای خوبم، نگهبان عزیزو آقای دبیر، تشکر کنم که این فرصت را به من دادند تا در این جلسه حضور داشته باشم و خدمت کنم.
دستورجلسه درباره«عدالت،آیاهمه افراد درکنگره 60 با هم برابرند»می باشد.وقتی صحبت از عدالت میشود، شاید در گذشته تصور ما این بود که عدالت یعنی همهچیز و همه افراد کاملاً با هم برابر باشند. اما آقای مهندس در صحبتهایشان توضیح دادهاند که این نوع نگاه اگر بدون در نظر گرفتن جایگاه و شرایط افراد باشد، میتواند مشکلات زیادی ایجاد کند. عدالت به این معنا نیست که همه دقیقاً یکسان باشند؛ بلکه یعنی هر چیزی در جایگاه خودش قرار بگیرد و هر کس متناسب با تلاش و مسئولیتی که دارد، جایگاه خودش را پیدا کند.
در کنگره ۶۰، همه افراد از نظر ارزش انسانی با هم برابرند. برای مثال، در رأی دادن همه حق یکسانی دارند. اما کسی که خدمتگزار است، مسئولیت و وظیفه متفاوتی دارد. راهنما با رهجو از نظر انسانی برابر است، ولی جایگاه و مسئولیت آنها یکسان نیست. رهجو باید به صحبتهای راهنمایش گوش کند و حرمت جایگاه راهنما را نگه دارد.
آقای مهندس همیشه روی حرمتهای کنگره ۶۰ تأکید زیادی دارند. به نظر من، یکی از پایههای مهم کنگره همین حرمتهاست. اگر حرمتها رعایت نشود، نظم و آرامش از بین میرود.
من قبل از کنگره، مدتی به جلسات NA هم میرفتم. آنجا تصورم این بود که فقط باید ذهنم را تخلیه کنم و هر چیزی که در ذهنم هست بگویم. شاید آن روش برای بعضی افراد مفید باشد، اما چیزی که من در کنگره یاد گرفتم، فقط تخلیه ذهن نبود؛ کنگره به من درس زندگی داد. یاد گرفتم چگونه با دیگران صحبت کنم، چگونه احترام بگذارم و چگونه رفتار خودم را اصلاح کنم.

حتی امروز که با چند نفر در یک محیط کاری هستم، تفاوت رفتارها را میبینم. شاید مدتها با کسی کار کرده باشم، اما به خاطر آموزشهایی که در کنگره یاد گرفتهام با احترام با دیگران صحبت کنم. به همین دلیل خودم را مدیون کنگره میدانم.
گاهی ما وقتی وارد کنگره میشویم، فکر میکنیم خیلی چیزها را یاد گرفتهایم؛ اما هر سیدی که گوش میدهیم، میبینیم هنوز چیزهای زیادی هست که نمیدانیم. من قبلاً فکر میکردم وظیفه راهنما فقط این است که رهجو را به رهایی برساند. اما وقتی بیشتر با کنگره و زحمات راهنمایم آشنا شدم، متوجه شدم چه انسانهای بزرگی برای این مسیر زحمت کشیدهاند.
حتی شنیدم که بعضی از راهنمایان در گذشته با سختیهای بسیار زیادی روبه رو بودهاند و برای اینکه این مسیر به اینجا برسد، از خیلی چیزها گذشتهاند وباید ما قدر این زحمات را بدانیم.
در مورد عدالت، من فکر میکنم یکی از نکات مهم این است که هر کس باید خودش را ارزیابی کند و ببیند در کنگره چه جایگاهی دارد و برای به دست آوردن آن جایگاه چه کرده است. اگر من در کنگره خدمت میکنم، باید بدانم این خدمت یک مسئولیت است و نباید باعث غرور من شود. برعکس، باید تلاش کنم ارزش خدمتم را با رفتار درست و رعایت حرمتها حفظ کنم.درکنگره وقتی خدمتی به من داده میشود، باید بدانم که این مسئولیت،امانت است و باید به بهترین شکل انجامش بدهم.
آقای مهندس در صحبتهایشان درباره سنگ آسیاب مثال زیبایی میزنند. تازه وارد مثل گندمی است که وارد آسیاب میشود. شاید در ابتدا یک دانه گندم هیچ تصوری از آنچه قرار است اتفاق بیفتد نداشته باشد، اما وقتی وارد مسیر میشود و آموزش میبیند، کمکم تغییر میکند.
من خودم این تغییر را در کنگره دیدهام. یک نفرکه یک ماه در کنگره سفرمی کند و آموزش می گیرد، میتواند تغییر را در خودش احساس کند. دلیلش این است که کنگره فقط درباره درمان صحبت نمیکند؛ بلکه به انسان درس زندگی کردن میدهد.
در کنگره یاد میگیریم که هر حرفی را نباید بزنیم، هر رفتاری را نباید انجام بدهیم و باید حرمت دیگران را نگه داریم.در پایان، از آقای مهندس، راهنمایان، مرزبانان و تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ تشکر میکنم. امیدوارم بتوانیم آموزشهایی را که در کنگره یاد میگیریم درزندگی کاربردی کنیم.
سپاسگزارم که به صحبتهای من گوش کردید.
عکاس: مسافر مجتبی لژیون یکم
تایپ و ویراستار: مسافر حسن لژیون یکم
ارسال خبر: مسافرعلی لژیون یکم
مرزبان کشیک:مسافرعلی
- تعداد بازدید از این مطلب :
55