جلسه یازدهم از دوره دوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ ویژه مسافران نمایندگی کاشان، با استادی راهنمای محترم مسافر احسان و نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر حمیدرضا، با دستور جلسه "وادی پنجم (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید) و تاثیر آن روی من" سهشنبه 30 تیر ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان احسان هستم یک مسافر؛ از دبیر و دوستانی که نوشتارها را خواندند و از نگهبان، گروه مرزبانی و ایجنت محترم تشکر میکنم. خداقوت میگم به ساکنین آباد که باعث شدند این شعبه راهاندازی بشود. دیدهبان محترم آقای زرکش همیشه میگویند که یک تفکر هست برای آقای مهندس و همهی آنهایی که در آن تفکر حرکت میکنند. وادی پنجم امروز این را به ما میگوید، میگوید تفکر قدرت مطلق حل نیست، تفکرِ تنهای آقای مهندس کفایت نمیکرد، کسانی باید باشند که وادی پنجم این تفکر باشند، کسانی که خدمت میکنند و باعث راهاندازی شعب میشوند. خدا را شکر آدمهایی هستند که این شرایط را مهیا میکنند. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم.
دستور جلسه امروز وادی پنجم است؛ «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست، بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید» دکتر امین راجعب کار کردن وادیها در اوایل سیدی مسئولیت گفتند: یک زمین حاصلخیزی داریم که درونش پُر از سنگ است، برای اینکه زمینمان به برداشت محصول برسد باید بتوانیم آن را شخم بزنیم، آن زمین را شخم میزنند که بتوانند داخل آن زمین کشت کنند، وادیها هم در اینجا برای ما همین کار را انجام میدهند.
ما به کنگره60 آمدهایم تا سفر کنیم؛ سفر اول از مصرف مواد تا قطع آن، سفر دوم از قطع مواد تا رسیدن به خود، یا اینکه میگوییم: سفر میکنیم از ترس به شجاعت یا از قهر به مهر و ... وادیها همین کار را برای ما انجام میدهند، درون ما را شخم میزنند، ما را از آن آلایندگیهای داخلی پاک میکنند و برای اینکه بتوانیم در این مسیر حرکت کنیم آمادیمان میکند.
ما در چهار وادی گذشته که وادی اول، وادی تفکر بود، یک زمانی هر کاری دوست داشتیم میکردیم، از یک زمانی دیگر شروع کردیم به تفکر که دیگر کافیست و تا حالا هر کاری کردهایم دیگر باید یک جایی تمام بشود، شروع به تفکر میکنیم که چکار کنیم، تا کی میخواهیم ادامه بدهیم، در وادی دوم میگوید: امکان دارد در ادامهی تفکرها به یک جایی برسیم که بگوییم من چه آدم بدردنخوری هستم، من که هیچ کاری نکردم، من که بدرد نمیخورم، در وادی سوم به ما گفت که نه، شما هر حالتی که هستی باید بدانید که فایدهای داشتهاید که هستید، هیچ موجودی جهت بیهودگی خلق نشده، در وادی چهارم هم مرز مسئولیت خودمان و خداوند را شناختیم.
در وادی پنجم به ما میگوید: هر ساختاری که در ذهنت درست کردید، به هر تفکری که رسیدید، باید بدانید که با حلواحلوا گفتن دهان شیرین نمیشود، وادی پنجم میگوید: اگر چیزی میخواهی باید در جهت آن حرکت کنید، چرا؟ چون در جهان ما اینجوری هست، شاید در جهانهای دیگر این اتفاقات بیافتد، در جهان ذهن این اتفاق میافتد، الآن من اگر بگویم نوشابه، شما همه الآن در ذهنتان یک نوشابه تگری (الآن هم هوا گرم هست) در ذهنتان میآید، ولی در این جهان خاکی که الآن ما هستیم اگر نوشابه بخواهیم باید برویم بخریم، شاید در جهانهای دیگر اتفاقاتی بیافتد ولی اینجا اینجوری نیست.
اوایل این وادی میگوید بیایید راجعب انسان تفکر کنیم یا مثلا به درونش نفوذ کنیم، این نفوذ کردن مثلا همین صندلی که الآن اینجا هست و مینشینیم و ازش استفاده میکنیم، همین را میتوانیم به درونش نفوذ کنیم، یک وسیله هست که رنگش زرد است و چهارتا پایه دارد روی آن مینشینیم و ازش استفاده میکنیم، یک مقداری که درونش نفوذ کنیم؛ خب این صندلی کجا ساخته شده است؟ در کارخانه، کارگر هست دستگاه هست تشکیلات هست، یک مقدار جلوتر که برویم یک ماده اولیهای دارد، ماده اولیه پلاستیک است و باز در آن نفوذ کنیم میبینیم که یک پتروشیمی هست که این مواد اولیه را تولید میکند، باز درونش بیشتر نفوذ کنیم میبینیم که آن ماده اولیه از نفت درست میشود و همینطور که برویم تا به آن موجودات ما قبل تاریخ میرسیم؛ این نفوذ کردن باعث چه چیزی میشود؟ ما در هر موضوعی که نفوذ کنیم باعث میشود که یکسری حجاب برداشته بشود، هرچقدر که این حجابها برداشته میشود ما میتوانیم به آگاهی بیشتری برسیم، این داستانی که الآن من گفتم برای یک صندلی بود، حالا بیاییم درون انسان با صورآشکار و صور پنهان، 38 هزار میلیارد سلول در بدن ماست، ما هنوز یک دانه از آن را نمیشناسیم، یک سلول را نمیتوانیم با چشممان ببینیم ولی همان یک دانه سلول میلیونها جزء دارد که میتوانیم با میکروسکپ ببینیم، شاید میلیادها جزء داشته باشد که میکروسکپ هم نتوانیم ببینیمشان، همهی اینها باعث شناخت میشود، باعث آگاهی ما میشود و میتوانیم به عظمت هستی پی ببریم و بدانیم کجاییم، اگر بدانیم کجاییم و از کجا آمدهایم (از کجا آمدهام آمدنم بهر چه بود) اینها را بدانیم میتوانیم یک اتفاقات مثبتی در زندگیمان رقم بزنیم.
.jpg)
یکی از بزرگترین عظمتهایی که در این جهان است نعمت زندگیی هست که داریم، همین که ما هستیم، این بودنِ خودش بزرگترین نعمتی هست که خداوند به ما داده است، در این جهان داریم زندگی میکنیم، در این وادی به ما میگوید که ما همزمان در سه جهان زندگی میکنیم؛ جهان خواب، جهان ذهن و جهان خاکی، هر کدام از این جهانها قوانین خودش را دارد، ما در جهان خاکی قانون جاذبه را داریم، اگر من این خودکار را رها کنم حتما به پایین میافتد به سمت بالا نمیرود، در جهان خواب میگوید به صورت ناخودآگاه، چرا میگوید بصورت ناخودآگاه؟ بخاطر اینکه الآن که هستیم اگر درباره خواب صحبت کنیم میگوییم که الآن واقعی هست و جهان خواب واقعی نیستش ولی زمانی که خوابیم آن زمان برای ما جهان واقعی میباشد. جهان ذهن یکی از پیچیدهترین جهانهایی هست که ما درونش زندگی میکنیم، مثلا الآن میتوانیم در جهان ذهنمان کرهزمین را جا بدهیم، درجهان ذهنمان میتوانیم منظومه شمسی با تمام سیاراتش را جا بدهیم، ولی این جهان ذهن یک قانونی دارد، مثلا قانون خلا، اگر هوای درون این لیوان را خالی کنیم و یک مقدار گاز به داخل آن تزریق کنیم، کل فضای لیوان را گاز پُر میکند؛ جهان ذهن هم به همین گونه میباشد.
ما نمیتوانیم در ذهن هم زمان یک تفکر منفی درونش داشته باشیم و هم زمان یک تفکر مثبت داشته باشیم و به آنها فکر کنیم. اگر یک تفکر منفی به ذهن ما بیاید، ذهن ما را پُر میکند، منظومه شمسی به آن بزرگی درونش جا میشود ولی دو تا تفکر جا نمیشود. انسان موجودیست که گرایشش به مسائل منفی میباشد، یکی دیگر از خصوصیات جهان ذهن این است که چیزهای خیلی بزرگ را برای ما خیلی کوچک میکند و چیزهای کوچک را برای ما بزرگ میکند. مثلا یک ماشین بنز آخرین سیستم دارید، با تمام امکاناتی که دارد شاید شما را زیاد خوشحال نکند ولی اگر خطی روی آن کشیده شود، آن خط میتواند تا یک هفته شما را ناراحت کند.
چیزی که برای ما اهمیت بیشتری دارد همین جهان خاکی است که درون آن زندگی میکنیم، این جهان جهانی است که درونش آرامش نیست، توام با مشکلات است، هر کدام از این مشکلات را که پشتسر بگذاریم باعث به وجود آمدن مشکل بعدی میشود، پایان هر مشکل سرآغاز مشکل دیگریست، چرا؟ چون به اینجا آمدیم تا آموزش بگیریم. به قول دیدهبان محترم آقای زرکش که میگفتند جایگاه تشکیل شده از دو تا بخش «جای و گاه»، جای به معنی مکان است و گاه به معنی زمان است، چون ما در اینجا هم جایگاه داریم و هم زمان داریم، مثلا جایگاه میشود کاشان و در همین خیابان و مکانی که ما هستیم، جلسات آن هم از ساعت 5 تا 8 تشکیل میشود ولی جای دیگری که زمان و مکان نداریم میخواهیم بگوییم کجا؟ اینجا میتوانیم بیآییم و 10 ماه تا 11 ماه سفر کنیم و به درمان برسیم. بزرگترین خاصیت جهان خاکی این است که شرایط آموزش گرفتن در اینجا خیلی راحتتر از جاهای دیگر هست.
در ادامه وادی میگوید: ما میخواهیم ساختارهایمان را تغییر بدهیم، همهی آن ساختارهای ذهنیمان را میخواهیم عملیاتی کنیم، برای این کار باید بتوانیم از یکسری مسائل دوری کنیم و به یکسری از مسائل نزدیک بشویم. مثلا کینه و نفرت نداشته باشیم و بجای آنها عشق و آرامش داشته باشیم. وقتی ذهن از این مسائل خالی بشود جا را خالی میکنیم برای اینکه بتوانیم یادبگیریم، در این قضیه نیروهای منفی همیشه میآیند که سد راه بشوند البته سد نمیشوند در اصل همراه ما هستند و باعث میشوند که ما بهتر آموزش بگیریم که اصطلاحا به آنها نیروی مکمل میگوییم، شاید فکر بکنیم که سد راهمان میشوند مثلا هواپیما موقعی که میخواهد بلند بشود آن نیروی مخالف است که اجازه میدهد که هواپیما بلند بشود، اگر آن نیروی مخالف نباشد هواپیما نمیتواند پرواز بکند، برای ما هم همین است، نیروهای مخالف در مسیر راه ما هستند ولی برای این هست که ما را کامل کنند و باعث بشوند به تکامل برسیم، در این به تکامل رسیدن یکسری از پلهها را عنوان میکند که هفت تا پله هست؛ دوری از ضدارزشها، قناعت، صبر، پسانداز، غیبت، تجسس و درنهایت هم توکل و رضا و تسلیم.
حُسنی که کنگره60 برای ما داشت این بود که یکسری از تعریفها را برای ما عوض کرد، مثلا در قضیه قناعت یک زمانی ما فکر میکردیم یعنی گدا بازی، ولی قناعت میگوید از کمترین امکانات بیشترین استفاده را بکنید. آنهایی که سفر جونز میکنند دقیقا میتوانند این موضوع را درک کنند، مثلا در قضیه صبر، یک زمانی ما فکر میکردیم اگر اتفاقی بیافتد ما باید بنشینیم و به افق محو بشویم تا یک زمانی بگذرد و در نهایت یک اتفاقی بیافتد ولی در کنگره60 آموختیم که صبر کردن یعنی پشتسر گذاشتن زمان توام با تلاش و کوشش.
متشکرم، به افتخار خودتان دست بزنید.
.jpg)
عکس: مسافر ابوالفضل لژیون دوم
تهیه و تنظیم: گروه سایت نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
123