استاد امین دژاکام در مورد دو ساختار قدرت و گره قدرت صحبت میکند و اینکه فاصله دانایی و دانایی موثر خیلی کم است، گاهی ما یک چیزی را میفهمیم و درک میکنیم ولی آن را نمیتوانیم اجرا کنیم و اجرای آن گاهی طول میکشد. قدرت؛ توانایی انجام کار است، هر انسانی در حیطه کار خودش قدرتی دارد که این میزان این قدرت متفاوت است بعضیها قدرت بیشتر و بعضیها قدرت کمتری دارند. هر انسانی در بیشه قدرت خودش، زمانیکه توان انجام کاری را دارد نباید در انسانهای دیگر حالت معذب بودن را به وجود بیاورد، مثلا یک راهنما یا مرزبان در حیطه کار خودشان دارای قدرت میباشند، اگر قدرت نداشته باشند، هیچکاری نمیتوانند انجام دهند، باید از این قدرت به نحوی استفاده کنند که به کسی آسیب نزنند، در دیگران تخریب به وجود نیاورند و قدرت در آنها تبدیل به گره قدرت نشود.
زمانیکه انسان دچار گره قدرت میشود اگر کاری را انجام میدهد، دنبال این است که اسم او را همیشه مطرح کنند، اگر این کار انجام شد خیلی خوشحال میشود ولی اگر اسم او مطرح نشد، ناراحت میشود و احساس خوبی در او بهوجود نمیآید، اینجا قدرت از شکل خودش خارج و تبدیل به گره قدرت شده است. دو منشا انرژی وجود دارد؛ اول اینکه اگر یک کاری به خوبی انجام بگیرد، شما از آن کار احساس رضایت دارید یعنی از کیفیت کار راضی هستید. دوم اینکه کار به چه شکلی انجام شود، اصلاً برای شما هیچ اهمیتی ندارد، مهم این است که دیگران راضی باشند و کیفیت برای شما مهم نیست فقط تایید دیگران مهم است. البته هر کاری خوب و شایسته انجام بگیرد، تایید و رضایت دیگران را هم به دنبال دارد.
در ساختار قدرت اگر شخصی در حالت تعادل قدرت باشد ابتدا کیفیت و نحوه انجام کار و در مرحله دوم تایید و رضایت دیگران برای او اهمیت دارد و از تایید و رضایت دیگران انرژی جذب میکند، وقتی این شرایط حاکم باشد، ساختار قدرت ما سالم و به خوبی پیش میرود. اما گاهی جای این دو مرحله عوض میشود، یعنی شخص ابتدا دنبال تایید و رضایت دیگران است و کیفیت و نحوه انجام دادن کار در مرحله دوم قرار دارد و اینجا ساختار قدرت تبدیل به گره قدرت میشود.
اگر انسان فقط دنبال تایید و رضایت دیگران باشد، دچار ترس و اضطراب میشود که منشأ اصلی آن دیگران هستند، اگر دیگران راضی و موافق نباشند و تایید نکنند انرژی لازم دریافت نمیشود و همین باعث میشود که آن شخص روی درست انجام دادن کار تمرکز نداشته باشد و کار را به خوبی انجام ندهد.
ساختار قدرت زمانی درست کار میکند که در واقع نیازهایی را برطرف میکند، مانند یک لژیون؛ در واقع کاری را که انجام میدهد برطرف کردن نیازهای معقول یکسری انسانهای نیازمند است. حالا وقتی که این نیازهای درست برآورده شد، تعادل هم به وجود میآید. یک ساختار قدرت درست و متعادل انرژی خود را از انجام عمل سالم و درست میگیرد، ولی در ساختار گره قدرت، انرژی خودش را از تایید دیگران میگیرد. ساختار قدرتی که درست باشد در آن زایش و تولید علم وجود دارد و انرژی از پایین به بالا شروع میشود. ولی ساختار گره قدرت برعکس عمل میکند یعنی شکلهای بالاتر انرژی را تبدیل به شکلهای پایینتر انرژی میکند. وقتی که ساختاری به گره قدرت تبدیل میشود، زایش و تولید و تبادل در آن بههم میریزد و هیچ تبادل انرژی صورت نمیگیرد و تراکم و تورم بهوجود میآید. تراکم؛بیشتر از ظرفیت انرژی جذب کردن است.گاهی اوقات ما به بعضی چیزها آنقدر انرژی میدهیم که دچار تراکم میشوند.
ساختار گره قدرت انرژی خود را از ساختارهای دیگری میگیرد، وقتی در جامعه ساختارهای گره قدرت رشد میکنند، انرژی ساختارهای مجاور خودشان رو میگیرند، بههمین دلیل گاهی میبینیم چیزهایی که ارزشمند هستند، بیارزش میشوند و چیزهایی که ارزش چندانی ندارد، باارزش میشوند. وقتی به کسی مسئولیتی داده میشود، باید به همراه آن مسئولیت، قدرت هم به او داده شود تا بتواند آن مسئولیت را به خوبی انجام دهد. در هر مسئولیتی، داشتن قدرت برای انسان لازم و ضروری میباشد. در پایان با توجه به سخنان استاد امین دژاکام در این سیدی ما باید در مورد مسائلی که هیچ اطلاع و هیچ علم و دانشی نداریم اصلاً اظهار نظر و یا دخالت نکنیم و هر کاری که انجام میدهیم و در هر جایگاهی که هستیم؛ محبت ،عشق، دوستی، رفاقت و مسئولیت، قدرت و یا مسائل دیگر باید تعادل را رعایت کنیم.
منبع: سیدی گره قدرت استاد امین دژاکام
نویسنده: راهنمای تازه واردین همسفر بتول
رابط خبری: همسفر هایده رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر ندا نگهبان سایت
نمایندگی همسفران گوجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
234