English Version
This Site Is Available In English

کلید مسیر آرامش وتعادل

کلید مسیر آرامش وتعادل

جلسه پنجم از دوره سوم جلسات لژیون سردار به استادی راهنما همسفر مهری و نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر فرزانه بادستورجلسه<<وادی پنجم،در جهان ما تفكر قدرت مطلق حل نيست، بلکه توام با رفتن و رسيدن، آن را كامل مي نمايد.>>در تاریخ ۳۱ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را سپاسگزارم، که امروز این فرصت نصیبم شده است تا در کنار شما عزیزان باشم، از آموزش‌هایتان بهره بگیرم، انرژی دریافت کنم و ان‌شاءالله بتوانم این دریافت‌ها را در مسیر زندگی خود به کار بگیرم.

دستور جلسه امروز،وادی پنجم و تأثیر آن بر من است،وادی‌ای که برای من سرشار از زیبایی و آموزش است. یکی از زیباترین مفاهیمی که در این وادی آموخته‌ام، این است که تنها سرمایه‌ای که هرچه بیشتر بخشیده شود، نه‌تنها کم نمی‌شود، بلکه افزایش می‌یابد، محبت و خدمت به دیگران است.

وادی پنجم، وادی حرکت از تفکر به عمل است؛ یعنی آنچه را در اندیشه خود پرورش داده‌ایم، باید به مرحله اجرا و عمل برسانیم. در این وادی می‌آموزیم که برای رسیدن به آرامش و تعادل، نیازمند تزکیه و پالایش هستیم و باید تلاش کنیم پندار، گفتار و کردارمان همواره سالم و نیکو باشد.

جناب مهندس دژاکام نکته بسیار زیبایی را بیان کردند،که همیشه باید از خود بپرسیم: «من اینجا چه می‌کنم؟ برای چه آمده‌ام؟» زمانی که انسان پاسخ این پرسش را پیدا کند، گویی کلید مسیر خویش را به دست آورده است و می‌تواند با آگاهی بیشتری قدم بردارد.

در کنگره بستری ارزشمند، برای خدمت کردن فراهم شده است. اگر بتوانم در این مسیر خدمت کنم، به مرور این باور در وجودم شکل می‌گیرد که می‌توانم بخشنده باشم و از داشته‌های خود برای رشد و کمک به دیگران استفاده کنم.

چند روز پیش به این فکر می‌کردم که ما معمولاً نسل‌های نزدیک خود را می‌شناسیم؛ نامشان را به یاد داریم و گاهی از آن‌ها یاد می‌کنیم. اما آیا از چند صد سال قبل، از کسانی که پیش از ما زندگی کرده‌اند، چیزی می‌دانیم؟ آیا نامی از آن‌ها در ذهن ما باقی مانده است؟ آیا برایشان دعایی می‌کنیم یا خیراتی می‌فرستیم؟ شاید بسیاری از آن‌ها به مرور زمان از یادها رفته باشند. چیزی که از انسان باقی می‌ماند و می‌تواند چراغ راه او باشد، همان اعمال نیک و باقیات صالحاتی است که از خود به جا گذاشته است.

با خود اندیشیدم، که اگر این آموزش را به درستی دریافت کنم، باید از همین امروز برای آینده خود سرمایه‌ای معنوی فراهم کنم؛ سرمایه‌ای که پس از رفتنم نیز همراه من باشد. گویی بخشی از وجود و توان خود را در بانکی ذخیره می‌کنم که در بُعد دیگری از زندگی، نتیجه آن را دریافت خواهم کرد.

وقتی به این موضوع فکر کردم، به این باور رسیدم که خدمت به دیگران، یکی از زیباترین شکل‌های این سرمایه‌گذاری است؛ گاهی با یک لبخند، گاهی با یک نگاه محبت‌آمیز و گاهی تنها با دوست داشتن و احترام گذاشتن به دیگران.در کنگره این فرصت‌ها به زیبایی برای ما فراهم شده است. ما با خدمت کردن، در حقیقت برای خودمان پس‌انداز می‌کنیم. پس‌انداز تنها به معنای کنار گذاشتن پول نیست؛بلکه خدمت معنوی نیز نوعی ذخیره ارزشمند است. اینکه مرزبان شویم، راهنما شویم، صندلی‌ای را جابه‌جا کنیم یا حتی زباله‌ای را از روی زمین برداریم، همه و همه در کارنامه انسان ثبت می‌شود و در کوله‌بار او باقی خواهد ماند.

در وادی پنجم، جناب مهندس به زیبایی به ما آموزش می‌دهند که از آنچه داریم، مقداری را کنار بگذاریم و برای روز مبادا ذخیره کنیم. شاید در نگاه اول، روز مبادا برای بسیاری از انسان‌ها به معنای بیماری، حادثه یا مشکلات مالی باشد؛ اما در کنگره یاد می‌گیریم که نگاه ما به پس‌انداز می‌تواند تغییر کند. می‌توانیم با حس خوب و نیت خیر پس‌انداز کنیم تا بتوانیم گره‌ای از کار خود یا دیگران باز کنیم.

من از آموزش‌های راهنمایم یاد گرفته‌ام که همیشه بخشی از داشته‌هایم را برای کنگره و عضویت لژیون سردار کنار بگذارم. تجربه کرده‌ام که وقتی این کار را با حس خوب و نیت خیر انجام می‌دهم، برکتی همراه آن می‌آید؛ گاهی چیزی که دریافت می‌کنم، فراتر از انتظار من است.

در کنار پس‌انداز، قناعت نیز اهمیت زیادی دارد. قناعت به این معنا نیست که انسان از زندگی لذت نبرد، بلکه یعنی قدر داشته‌هایش را بداند و با آگاهی انتخاب کند.

گاهی با خودم فکر می‌کنم که آیا واقعاً به وسایل جدید نیاز دارم؟ وقتی می‌بینم لباس یا وسیله‌ای دارم که هنوز قابل استفاده است، ترجیح می‌دهم آن هزینه را برای کاری ارزشمندتر کنار بگذارم. تجربه به من نشان داده است که وقتی با نیت درست قدم برمی‌دارم، نه‌تنها چیزی از دست نمی‌دهم، بلکه بسیاری از خواسته‌هایم در زمان مناسب خودشان فراهم می‌شوند.

زمانی که می‌خواهیم ببخشیم، باید ارزش بخشش را با تمام وجود احساس کنیم. بخشش واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که انسان از بخشی از خواسته‌های خود می‌گذرد تا بتواند خدمتی انجام دهد.به یاد دارم چند سال پیش قصد داشتم وسیله‌ای ورزشی تهیه کنم و امسال مبلغی را برای خرید آن کنار گذاشته بودم، اما متوجه شدم برای رسیدن به هدفم نیاز به تلاش بیشتری دارم. همین تجربه‌ها به من یاد می‌دهد که صبر، قناعت، بخشندگی و خدمت، انسان را به سمت رشد، آرامش و تعادل هدایت می‌کند.

تایپیست:همسفرمبینا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول)
عکاس :مرزبان خبری ام البنین
ارسال:همسفر زهرا.خ رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)نگهبان سایت
نمایندگی همسفران زاهدان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .