English Version
This Site Is Available In English

تفاوت بین دانستن و عمل کردن

تفاوت بین دانستن و عمل کردن

جلسه چهارم از دور نهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی زاهدان با استادی راهنما همسفر مهری و نگهبانی همسفر فرزانه و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه << وادی پنجم،در جهان ما تفكر،قدرت مطلق حل نيست، بلکه توام با رفتن و رسيدن، آن را كامل مي نمايد و تأثیر آن روی من >> در تاریخ ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکرم که بار دیگر فرصت حضور در کنگره ۶۰ را به من داد تا از آموزش‌های ارزشمند این مکان استفاده کنم. همچنین از جناب مهندس دژاکام، خانواده محترم ایشان، راهنمای عزیزم و تمامی خدمتگزاران کنگره صمیمانه تشکر می‌کنم؛ زیرا اگر این آموزش‌ها نبود، شاید امروز نگاه من به زندگی کاملاً متفاوت بود و نمی‌توانستم بسیاری از مشکلات را به درستی مدیریت کنم.

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در کنگره آموختم، تفاوت بین دانستن و عمل کردن است. ممکن است همه ما مطالب ارزشمندی را بشنویم، اما تا زمانی که آن‌ها را در زندگی اجرا نکنیم، تغییری در ما ایجاد نمی‌شود. کنگره به من یاد داد که آموزش زمانی ارزشمند است که به رفتار تبدیل شود.

یکی از این آموزش‌ها، قناعت است. قبلاً تصور می‌کردم قناعت یعنی نداشتن یا کنار آمدن با کمبودها؛ اما امروز می‌دانم قناعت یعنی از آنچه در اختیار دارم بهترین استفاده را بکنم و آرامشم را وابسته به امکانات و شرایط بیرونی نکنم. اگر امسال نتوانم سفر بروم یا امکانات مالی زیادی نداشته باشم، باز هم می‌توانم در کنار خانواده‌ام لحظات زیبایی بسازم. می‌توانم با امکانات ساده، فضایی سرشار از محبت ایجاد کنم. این نگاه باعث می‌شود احساس کمبود نکنم و شکرگزاری در وجودم بیشتر شود.

دکتر امین بارها فرموده‌اند: که بسیاری از افراد با کمترین امکانات وارد کنگره شدند، اما چون آموزش گرفتند، تفکرشان تغییر کرد و زندگی‌شان نیز تغییر کرد. این جمله همیشه به من امید می‌دهد که اگر انسان مسیر درست را انتخاب کند، شرایط زندگی هم به مرور تغییر خواهد کرد.

موضوع مهم دیگری، که برای من بسیار ارزشمند بود، شناخت تفاوت صبر و تحمل است. سال‌ها فکر می‌کردم آدم صبوری هستم، اما وقتی به رفتار خودم نگاه کردم، متوجه شدم فقط تحمل می‌کنم. ناراحتی‌ها، دلخوری‌ها و مشکلات را درون خودم جمع می‌کردم و چیزی نمی‌گفتم، اما بعد از مدتی همه آن‌ها به یکباره بیرون می‌ریخت و باعث تخریب رابطه‌ام با مسافرم و اطرافیانم می‌شد.

در کنگره فهمیدم که صبر،یعنی همراه با آگاهی، آموزش و گذشت زمان حرکت کردن. یعنی اگر امروز مشکلی وجود دارد، با عجله و عصبانیت به دنبال حل آن نباشم، بلکه اجازه بدهم زمان، آموزش و عمل صحیح نتیجه خود را نشان دهند. این نگاه زندگی مرا تغییر داد.

قبلاً در کار مسافرم دخالت می‌کردم، تجسس می‌کردم، می‌خواستم همه چیز را کنترل کنم و تصور می‌کردم این کارها از روی دلسوزی است؛ اما امروز می‌دانم این رفتارها کمکی به درمان نمی‌کند، بلکه آرامش هر دو نفر را از بین می‌برد. وقتی یاد گرفتم مسئولیت خودم را انجام بدهم و اجازه بدهم مسافرم مسئولیت خودش را بپذیرد، آرامش بیشتری وارد زندگی ما شد.

یکی دیگر از آموزش‌های مهم برای من، دوری از قضاوت، غیبت و تجسس بود. گاهی بدون اینکه حقیقت را بدانیم، درباره دیگران قضاوت می‌کنیم، در حالی که فقط ظاهر زندگی آن‌ها را می‌بینیم. کنگره به من یاد داد که تنها کسی که حق دارم درباره او قضاوت کنم، خودم هستم. هرچه کمتر به زندگی دیگران وارد شوم، فرصت بیشتری برای اصلاح خودم پیدا می‌کنم و انرژی بیشتری برای رشد و پیشرفت خواهم داشت.

در طول این مسیر، بارها با مشکلات و اتفاقات سختی روبه‌رو شدم. گاهی احساس می‌کردم راهی برای حل آن‌ها وجود ندارد، اما هر بار که به آموزش‌های کنگره، مخصوصاً کتاب ۱۴ وادی مراجعه کردم، احساس کردم پاسخ سؤالاتم را پیدا کرده‌ام. انگار این آموزش‌ها دقیقاً برای همان شرایط نوشته شده بودند و راه را به من نشان می‌دادند.

یاد گرفتم که بعد از تفکر، مشورت و تلاش، نتیجه را به خداوند بسپارم. همیشه لازم نیست همه چیز مطابق خواسته من پیش برود؛ گاهی خیر واقعی در چیزی است که من از آن خبر ندارم. وقتی این موضوع را پذیرفتم، آرامش بیشتری وارد زندگی‌ام شد و نگرانی‌هایم کمتر شد.

آموزش دیگری که برای من بسیار ارزشمند بود، موضوع جبر و اختیار است. شاید بسیاری از شرایط زندگی در اختیار ما نباشد، اما نوع برخورد ما با آن شرایط کاملاً در اختیار خودمان است. امروز باور دارم که با انتخاب‌های درست، با آموزش، با صبر و با عمل سالم می‌توانم مسیر آینده خود را تغییر دهم و تقدیر بهتری برای خودم و خانواده‌ام رقم بزنم.

یکی از مسائل و تجربیات که  برایم پیش آمد، با اینکه اتفاقی بود که خیلی باید آن را تحمل می‌کردم و باید خیلی صبور می‌بودم و خداوند آن صبر را به من داد و من تسلیم شدم و گفتم،خدایا خودت آنچه را که بهتر می‌دانی اگر آن اتفاق بیفتد که خواهد افتاد و گفتم خداوند من تو را قبول دارم و می دانی آنچه صلاح من است برایم رقم میزنی زمانی که می خواهم در کنگره کاری را انجام بدهم یاد گرفتم اول تفکر می‌کنم وبعد شرایط را می‌سنجم و بعد می‌گویم خدایا هرچه که خیر است؛ خدایا من نمی‌دانم ولی بقیه‌اش با خودت اگر این کار انجام بشود و لژیون من باز بشود اگر من باز این خدمت را انجام بدهم باز من تسلیمم.اگر من باید به فلان شعبه بروم و آن خدمت را انجام بدهم باز هم تسلیمم و این کار را انجام می‌دهم و بعد دیدم یه خیری در آن است که این‌ها تجربیاتی و آموزش‌های که در کنگره ۶۰ دیدم می‌توانم به آن خواستی که می خواهم برسیم.

خدمت در کنگره نیز یکی از نعمت‌های بزرگی بود که نصیب من شد. هر بار که فرصت خدمت پیدا می‌کنم، احساس می‌کنم بیش از آنکه من به کنگره خدمت کنم، این کنگره است که به من خدمت می‌کند. حضور در کنار اعضا، شنیدن مشارکت‌ها، دریافت محبت و انرژی مثبت، سرمایه‌ای است که در هیچ جای دیگری نمی‌توان آن را پیدا کرد.

 

دریافت نشان پیمان وادی هشتم همسفر مرزبان گلناز رهجوی راهنما همسفر مهدیه(لژیون اول)

تشکر از مسئول قبلی امتحانات و معرفی مسئول امتحانات جدید

مرزبان کشیک:همسفر مرزبان ام البنین و مسافر فریدون
تایپیست:همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول )
عکاس:همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول)
ارسال:مرزبان خبری همسفر ام البنین
نمایندگی همسفران زاهدان 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .