English Version
This Site Is Available In English

لژیون سردار، باعث گشایش در زندگی‌ام شد

لژیون سردار، باعث گشایش در زندگی‌ام شد

دهمین جلسه از دوره نهم جلسات لژیون سردار مسافران نمایندگی شیخ بهایی، با دستور جلسه «وادی پنجم؛ در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن آنرا کامل می‌نماید» با نگهبانی پهلوان مسافر مهدی، دبیری مسافر مسعود، خزانه‌دار مسافر محمد و استادی پهلوان مسافر آرمین روز یکشنبه تاریخ ۲۸ تیرماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۰ شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

  • سلام دوستان، آرمین هستم یک مسافر
  • ‏آخرین آنتی‌ایکس مصرفی: قرص متادون، تریاک، شیره، حشیش و انواع مواد مخدر.
  • ‏روش درمان: "D.S.T" 
  • ‏راهنما: مسافر سعید 
  • ‏مدت رهایی: حدود ۱۰ سال
  • راهنمای سفر نیکوتین: مسافر امید
  • مدت رهایی: ۹ سال

‏از اینکه به بنده فرصت خدمت داده‌اید، بسیار سپاسگزارم. دستور جلسه امروز، وادی پنجم است که در این وادی بیان می‌شود: «در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌نماید». به‌ صورت تیتر‌ وار به هفت مرحله وادی پنجم اشاره می‌کنم: «برگشت از ضدارزش‌ها، خودداری، قناعت، صبر، تجسس، قضاوت و غیبت، پس‌انداز، وکیل، رضا و تسلیم».

‏این هفت مورد، همان موضوعاتی هستند که در وادی پنجم به آنها اشاره شده است. بهترین چکیده و برداشت از این وادی را آقای مهندس دژاکام در فایل‌های صوتی بیان کرده‌اند و دوستان نیز به آنها دسترسی کامل دارند. ‏من فقط می‌خواهم به دو مورد از آنها اشاره کنم که تجربه شخصی خودم بوده و از نظر خودم بسیار چشمگیر بوده است.

‏مورد اول، «برگشت از ضدارزش‌ها» است. تا زمانی که از یکسری ضدارزش‌ها برنگشته بودم و آنها را کنار نگذاشته بودم، پیشرفت چشمگیری نداشتم و آن گشایش‌ها و برکات مالی برایم به‌ وجود نمی‌آمد. در سفر اول نیز همین‌گونه بود. تا زمانی که یکسری از ضدارزش‌ها را کنار نگذاشتم، نتوانستم سفر اولم را به پایان برسانم. به‌ محض اینکه این اتفاق افتاد و از ضدارزش‌ها برگشتم، سفر اولم در مسیر قرار گرفت و به سرانجام رسید.

‏مورد بعدی «قناعت» است. قناعت در واقع کم‌مصرف کردن نیست؛ بلکه درست مصرف کردن است. آقای مهندس می‌فرمایند: «بهتر است در سفر اول به داشته‌های خودمان قناعت کنیم». ابتدا باید داشته‌های خودم را بشناسم و بدانم چه چیزهایی دارم. من زمانی که در سال ۱۳۹۲ وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، شدم، یک دانشجوی اخراجی بودم و تقریباً همه‌ چیزم را از دست داده بودم یا در حال از دست دادن آن بودم؛ هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی. من که جزء نفرات برتر کنکور و از نخبگان آن دوره بودم، وارد جهان اعتیاد شده بودم.

‏خدا را شکر بعد از پایان سفر اول و ورودم به کنگره۶۰، توانستم دوباره به دانشگاه برگردم. می‌خواهم عرض کنم که به‌ واسطه کنگره۶۰، توانستم داشته‌های خودم را درک کنم؛ اینکه چه استعدادهایی دارم، چه نیروهایی می‌توانند به من کمک کنند و چه نیروهایی در وجودم نهفته بوده است که خودم از آنها خبر نداشتم. با پایان سفر اول به‌ راحتی توانستم به دانشگاه برگردم، درسم را تمام کنم، فارغ‌التحصیل شوم و وارد بازار کار شوم؛ کاری که به‌ واسطه جهان اعتیاد برایم بسیار سخت شده بودم.

‏از سال ۱۳۹۶ من وارد لژیون سردار شدم. آن هم به‌ صورت اتفاقی بود. آقای آرندیان عزیز آمدند و از من پرسیدند چقدر واریزی داشته‌ام و مبلغ آنها چقدر بوده است. من هم گفتم فکر می‌کنم حدود ۴ یا ۵ میلیون تومان بوده است. سپس گفتند فیش‌ها را برای من بفرست. من هم فیش‌ها را فرستادم. بعد از چند هفته فرمودند که بله، عضو لژیون سردار شده‌اید و حالا به جلسه بیایید. من هم خیلی خوشحال شدم. البته این موضوع کاملاً ناخواسته بود و قصدی برای آن نداشتم.

‏به همین منوال ادامه می‌دادم و گاهی اوقات پرداختی داشتم تا سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ که در رشته تحصیلی خودم وارد بازار کار شدم. از آن موقع با خودم پیمان بستم که هر ماه یا هر هفته، حتماً بخشی از درآمدم را به کنگره۶۰، اختصاص بدهم. همان‌طور که آقای مهندس می‌فرمایند: «۵ تا ۱۰ درصد از درآمد». سهم من هم تقریباً همین مقدار بوده است؛ گاهی ۵ تا ۱۰ درصد، گاهی بیشتر و گاهی کمتر. من خودم را موظف می‌دانستم و باید که این کار را انجام بدهم؛ زیرا همه چیز من از کنگره۶۰ است؛ مال، جان، خانواده و همه داشته‌هایم را از کنگره۶۰ دارم.

‏حالا نمی‌خواهم وارد این موضوع بشوم؛ اما هر وقت واریزی داشته‌ام یا دارم، قبل از هر چیز احساس امنیت و آرامش کرده‌ام. از این موضوع لذت می‌برم و برایم بسیار لذت‌بخش است. ‏وقتی به زندگی گذشته خودم برمی‌گردم، می‌بینم هیچ کار مثبتی انجام نداده بودم. هر چه بود، برای خودم بود و در حد یک زندگی روزمره می‌گذشت. تمام تلاش‌هایم برای خودم بود و هیچ خدمتی به دیگران، طبیعت، کائنات یا انسان‌های دیگر نداشتم. فکر می‌کنم تنها کار خوبی که خداوند اجازه انجام آن را به من داده، همین خدمت باشد. خیلی خوشحالم که توانسته‌ام حداقل یک کار مثبت انجام بدهم، مفید باشم و خدمت کوچکی ارائه کنم.

‏در ادامه واریزی‌هایم را تا سال ۱۳۹۹ ادامه دادم. وقتی به کنگره۶۰ آمدم، دیدبان محترم آقای مهدی صدیقی عزیز دو توصیه به من کردند. یکی این بود که گفتند برای تکامل خودت ازدواج کن تا مسیر تکامل کامل‌تر شود. توصیه دوم این بود که دنور شوم. من توانستم مبلغ ۵۰ میلیون تومان پرداخت کنم و دنور شدم.‏ پس از آن تا سال ۱۴۰۴ هر سال دنور بودم. حتی بعضی سال‌ها دو دنور بودم و مجموع واریزی‌هایم حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان در سال می‌شد. در طول آن پنج سال، هر سال دنور بودم.

‏سال ۱۴۰۴ تصمیم گرفتم برای پهلوانی اقدام کنم. البته نمی‌دانستم که باید از آقای مهندس اجازه بگیرم. من طبق روال، هر ماه پرداخت می‌کردم؛ ولی این بار مبلغ بیشتری، متناسب با درآمدم، پرداخت کردم. به‌ محض اینکه تصمیم گرفتم و این کار را برای پهلوانی انجام دادم، احساس کردم گشایش‌هایی ایجاد شد. انگار نیروهایی وارد عمل شدند و افراد دیگری آمدند و کمک کردند تا این کار انجام شود. به شکلی پیش رفت که توانستم هم برای خودم و هم برای همسفرم، نشان پهلوانی را به‌ صورت کامل پرداخت کنم.

‏در پایان، می‌خواهم نکته‌ای را عرض کنم. همان‌گونه که در قرآن و کلام الهی اشاره شده است، انسان باید از چیزی ببخشد که به آن نیاز دارد و برایش عزیز است؛ نه از چیزی که اضافه است یا گوشه‌ای افتاده و دیگر برایش فایده‌ای ندارد. بخشش واقعی آن است که انسان از چیزی بگذرد که برایش ارزشمند است و به آن نیاز دارد. من فکر می‌کنم در این صورت، گشایش‌ها و درهای جدید به روی انسان باز می‌شود. ‏آرزو می‌کنم که بتوانم به درجات بالاتری، یعنی نشان در بی‌نشانی، برسم و خداوند و آقای مهندس به من اجازه بدهند که در آن جایگاه نیز موفق شوم و آن را کسب کنم.

 

تایپ: مسافر مرتضی (لژیون۵)

سیستم صوتی و دیتاشو: مسافر حجت (لژیون۱۹)، مسافر وحید (لژیون۶)

ویراستار: مسافر رضا (لژیون۱۶) دبیرسایت

تهیه و ارسال: مسافر حمزه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .