سیزدهمین جلسه از دوره چهل نهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران آقا نمایندگی ستارخان؛ با استادی راهنمای محترم مسافر پیمان، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر امانالله با دستور جلسه" وادی پنجم و تاثیر آن روی من " روز چهارشنبه 31 تیرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان پیمان هستم یک مسافر. ابتدا از نگهبان، گروه مرزبانی و ایجنت محترم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم تا آموزش بگیرم سپاسگزارم. در این هفته در مورد اینکه حسرت واقعی انسان در زندگی چه میتواند باشد بسیار تفکر کردهام؛ به نظرم بزرگترین قبرستان دنیا، قبرستان آرزوهایی است که به آن عمل نشده، یا تصمیماتی که هیچوقت به مرحله عمل نرسید، استعدادهایی که شکوفا نشد، انسانهایی که شاید یکقدم تا تغیر فاصله داشتند ولی هیچوقت آنیک قدم را برنداشتند و در وادی پنجم میگوید: در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل میکند؛ رفتن و رسیدن یک پیشنیاز است، اینکه ما از حالت ترس، اضطراب، ناامیدی و عدم اعتمادبهنفس خارج بشویم و به مرحلهی آرامش قدم بگزاریم، زیرا ترس نمیگزارد حرکت کنیم، ناامیدی نمیگزارد ما ادامه دهیم، اضطراب قدرت تمرکز و تصمیمگیری را از ما میگیرد و عدم اعتمادبهنفس مدام در گوش ما میگوید تو نمیتوانی.

وادی پنجم قبل از اینکه وادی حرکت باشد، میخواهد آرامش را در من بسازد تا بتوانم حرکت کنم؛ در این وادی مثل یک نردبان، هفت پله را توضیح میدهد که از حالت آشفتگی به آرامش برسم که اولین پله برگشت از ضد ارزشها میباشد، زیرا تا وقتیکه روان من به ضد ارزش آلوده شده باشد من انسانی بیقرار هستم. باوجدان ناآرام نمیتوان آرام زندگی کرد. زمانی یک ضد ارزش مثل دروغ، رشوه و دزدی همراه داریم، قبل اینکه اعتماد دیگران را نسبت به خودمان از بین ببریم، آرامش خود را از بین میبریم. روزی که انسان این را بفهمد و متوجه بشود که ضد ارزشها قبل از اینکه به دیگران آسیب وارد کند، آرامش درون خودش را میگیرد آن روز، روز برگشت از ضد ارزشها است یعنی توانایی دیدن صداقت است. زمانی که ضد ارزش را یک اشتباه تلقی میکنیم هیچوقت تغیر و پیشرفت نمیکنیم ولی هر جا که ضد ارزش را دزد آرامش تلقی کنیم دیگر دلیل برای نگهداشتن آن ضد ارزش نداریم. پلهی بعدی خودداری میباشد و کاری را که نمیدانیم درست است یا غلط را انجام ندهیم. به نظرم خودداری مثل ترمز برای عقل عمل میکند . بهترین ماشین هم نیاز به ترمز دارد. علت شکستهای پیدرپی انسان به دلیل این نمیباشد که آدم بدی است، دلیلش این میباشد زود تصمیم میگیرد و دیر فکر میکند.

به خیلی از ما کار یا معاملهای پیشنهاد میشود که از تمام زوایا باید فکر کنیم که و اگر مطمئن نبودیم درست است یا غلط، بهترین تصمیم خودداری میباشد. اگر بخواهم خودداری را در یک جمله تعریف کنم میشود نه گفتن به خواستههای زودگذر برای رسیدن به آرامش پایدار. پلهی بعدی قناعت میباشد یعنی با کمترین امکانات، بیشترین بهره را ببریم مثل طبیعت که یکدانه کوچک میکاریم با کمترین امکانات فقط آبیاری و نور خورشید تبدیل به درختی میشود که سالیان سال میوه میدهد. ارزش انسان به داشتههایش نیست بلکه به طریقه و نوع استفاده از داشتههاست. من اگر منتظر شرایط ایدهآل باشم تا حرکت کنم، در من رشد ایجاد نمیشود؛ رشد در شرایط ایدهآل اتفاق نمیافتد، استفاده درست از شرایط موجود است که رشد را رقم میزند. یک بحثی بین قناعت و خساست وجود دارد که اشخاص فکر میکنند قناعت یعنی خسیس بودن، ولی اینطور نیست و آدم خسیس اصلاً پول خرج نمیکند ولی انسان قانع بهاندازه و آگاهانه پول خرج میکند. افراد خسیس گرفتار و اسیر داراییهایشان هستند ولی انسان قانع مالک داراییهایش است. برگشت از ضد ارزشها راه آرامش را باز میکند و خودداری، از آرامش محافظت میکند و قناعت آرامش را برای من تبدیل به سبک زندگی میکند.

در ادامه:
آزمون داخلی شماره 9 ویژه مسافران آقا نمایندگی ستارخان برگزار گردید.



جلسه هماهنگی، لژیون راهنمایان نمایندگی ستارخان برگزار گردید:
.jpg)
مسئول سایت: مسافر حامد
مرزبان کشیک: مسافر ایوب
مرزبان خبری: مسافر ماهان
با احترام، خدمتگزاران نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
70