امروز افتخار داریم در کنار دو نفر از همسفران لژیون جونز باشیم؛ کسانی که با چراغ آموزش، صبرِ در حرکت و ایمان به مسیر، از گردنههای دشوار اضافهوزن عبور کردند و به سرمنزل رهایی رسیدند. رهایی، تنها کم شدن چند عدد روی ترازو نیست؛ رهایی، شکفتن دوباره جان است. رهایی، طلوع امید پس از شبهای تردید است؛ روییدنِ لبخندی است که سالها زیر سایه خستگی و ناامیدی پنهان مانده بود. هر عددی که از وزن کاسته شد، گویی باری از دل برداشته شد و هر قدمی که در این مسیر برداشته شد، گامی به سوی آرامش، تعادل و شناخت خویشتن بود. امیدواریم گفتوگوی امروز، تنها یک مصاحبه نباشد؛ بلکه چراغی باشد بر مسیر کسانی که هنوز در ابتدای راه ایستادهاند. شاید واژههای امروز، جرقهای باشد برای روشن شدن امیدی در دل یک انسان؛ امیدی که به او بگوید: «رهایی ممکن است، اگر آموزش، صبر و حرکت، همسفر تو باشند».

برای اینکه مخاطبان بهتر با مسیر شما آشنا شوند، خوب است به روزهایی برگردیم که هنوز وارد این سفر نشده بودید. اگر بخواهید به دوران اضافهوزن خود برگردید، آن مسئله فقط روی جسم شما تأثیر گذاشته بود یا بر روحیه، اعتمادبهنفس، روابط و کیفیت زندگیتان هم اثر داشت؟
همسفر معصومه: اضافه وزن یک بیماری است و بیماری یعنی از تعادل خارج شدن جسم و روان. این بیماری، بسته به وضعیت فیزیکی هر فرد موجب ایجاد بیماریهای متعدد جسمی و روانی و تغییر منفی در خلق و خو و احساس میشود؛ بیماریهایی مثل افسردگی، بیقراری، ناراحتیهای قلبی عروقی، فشار خون و غیره که خودم هم در زمان اضافه وزن، آنها را تجربه کردهام در زیر مجموعه این بیماری قرار میگیرند. طبق آموزشهای کنگره، تعادل یعنی رسیدن به مراحل سلامتی، صلح، آرامش و آسایش؛ بنابراین کسی که دچار بههمریختگی و بیتعادلی شده قطعاً از این مراحل دور میشود و نمیتواند زندگی و روابطی با کیفیت مناسب داشته باشد.
همسفر مریم: ابتدا از خدای بزرگ سپاسگزارم که مسیر کنگره را در زندگی من قرار داد. همچنین از آقای مهندس، از راهنمای جونز، همسفر ملیحه و راهنمای DST، همسفر مهتاب صمیمانه تشکر میکنم که مرا از تاریکی بیرون کشیدند. در دورانی که وزن بالایی داشتم، راهی برای بهبود وضعیت خود نمیشناختم و بسیار رنج میکشیدم؛ این اضافهوزن در فعالیتهای روزمره، از کار کردن گرفته تا حتی بلند شدن و نشستن، برایم بسیار دشوار و آزاردهنده بود. اما خدا را شکر که توانستم وزنم را کاهش دهم. از زمانی که به وزن ایدهآلم رسیدم، زندگی برایم بسیار آسانتر و لذتبخشتر شده و حتی به واسطه این کاهش وزن، برخی از بیماریهایم نیز بهبود یافتهاند.
بسیاری از افراد قبل از ورود به کنگره، روشهای مختلفی را امتحان کردهاند اما به نتیجه پایدار نرسیدهاند. شما چگونه با کنگره و متد دژاکام آشنا شدید؟ چه نکته یا آموزشی باعث شد احساس کنید این مسیر با همه تجربههای قبلی شما تفاوت اساسی دارد و بتوانید به آن اعتماد کنید؟
همسفر معصومه: من هم به مدت حدود ۲۰ سال، رژیمهای مختلفی را امتحان کردم اما چون راه را اشتباه میرفتم هر بار با شدت بیشتری به چاه اضافه وزن برگشت میکردم. پرسیدید: (چگونه به روش دژاکام اعتماد کردم)؛ اعتماد یعنی ایمان و باور قلبی که با علاقه زیاد همراه باشد. اگر بخواهم تجربه خود را بگویم، قبل از اینکه من وارد کنگره شوم هرگاه با کوچکترین مسئلهای ناراحت یا حتی خوشحال میشدم دچار احساس ضعف و لرزش و بیقراری میشدم و برای از بین بردن این حالت از لذت کاذب ریزهخواری استفاده میکردم. مدتی بعد از ورودم به کنگره ناخودآگاه متوجه شدم زمانی که به این حالتها دچار میشوم، گوش کردن و نوشتن سیدیها به من آرامش میدهد. گویی بدون اینکه خودم متوجه شده باشم یک نوع جایگزینی شیرین و دلنشین برای من اتفاق افتاده بود. صدای آقای مهندس یک تمرین مدیتیشن قوی و غذای روح و روان من شده بود و لذت و آرامش این غذای معنوی، جایگزین لذت کاذب و زودگذر و پشیمان کننده غذا خوردن شده بود. این مسئله برای من نقش مهمی در ایجاد اعتماد و ایمان به آقای مهندس و روش دژاکام داشت.
همسفر مریم: تجربه من نشان میدهد که برای رسیدن به هر هدفی، ابتدا باید خواستهتان را قوی کنید و برای آن تلاش کنید. رسیدن به خواستههای قلبی مستلزم آن است که از بسیاری از خواستههای منفی چشمپوشی کنید و همواره به توصیههای راهنمای خود گوش دهید. من نیز با سپاس از خداوند، به هر آنچه راهنمایم میگفت گوش دادم و با دقت اجرا کردم.
هر سفر درمانی علاوه بر زیباییهایش، سختیها و آزمونهایی هم دارد. ورود شما به لژیون تغذیه سالم چگونه رقم خورد؟ در طول سفر، بزرگترین چالشی که با خودتان داشتید چه بود؟ چه چیزی باعث شد از آن عبور کنید و مسیر را ادامه دهید؟
همسفر معصومه: بنده با وجود ایمان و علاقه فراوانی که به روش دژاکام داشتم اما به دلایلی که شاید بهانه یا بازدارندگی نیروهای منفی بود و در توانایی خودم در انجام اصول این روش تردید داشتم، ورود به لژیون جونز را به تعویق میانداختم اما با توصیه و تشویق راهنمایDST خودم، راهنما همسفر مهتاب، وارد لژیون جونز شدم. آقای مهندس میفرمایند: "اگر روش دژاکام را به صورت صحیح و کامل انجام دهید به راحتی به سلامتی و کاهش وزن میرسید و با چالش و مشکلی مواجه نخواهید شد". پس چالشها نتیجه عملکرد نادرست خود من است. من هم چالشهایی در طول سفر داشتم از جمله استپ وزنی اما وقتی سیدی نازعات منتشر شد آقای مهندس فرمودند: "برای رسیدن به موفقیت باید اول شناخت پیدا کرد. شناخت باعث تغییر میشود. بعد از شناخت باید با تشنگی و خواستهای قوی، حرکتی قوی را آغاز کنیم تا از جا کنده شده و تیکآف کنیم. اگر چنین شد انسان نه تنها در آن کار از دیگران سبقت میگیرد بلکه تبدیل به مدیر و مدبّر خواهد شد". علاوه بر تأثیری که کلام آقای مهندس در این سیدی روی من گذاشت، در هفتهای که این سیدی منتشر شد من بعد از دو سال و ۸ ماه انتظار برای رهایی مسافرم به دیدار آقای مهندس رفتیم و در آنجا بود که لبخند و نگاه آقای مهندس قدرتی به من بخشید که گویی آن تیکآف برای من اتفاق افتاد به طوری که بعد از آن ملاقات، بنده در مدت یک ماه، ۶ کیلو کاهش وزن داشتم.
همسفر مریم: گاهی با خواستههایی روبرو میشدم که به شدت تمایل به انجامشان داشتم، اما برای رعایت برنامه و تغذیه بهموقع، باید از آنها میگذشتم. اگرچه گذشتن از این خواستهها در ابتدا برایم بسیار سخت بود، اما چون خواسته اصلیام را در قلبم قوی کرده بودم، توانستم از این گذرگاهها عبور کنم و به هدفم برسم.
رسیدن به رهایی، فقط کم شدن وزن نیست؛ بلکه آغاز یک سبک زندگی جدید است. بعد از رسیدن به وزن مطلوب، چه تغییراتی را بیشتر از همه در جسم، حال درونی، انرژی، روابط خانوادگی یا اجتماعی و نگاهتان به زندگی احساس کردید؟ اگر بخواهید حس رهایی را برای کسی که هنوز آن را تجربه نکرده توصیف کنید، چه میگویید؟
همسفر معصومه: راهنمای من، پهلوان مهتاب همیشه از رهایی سفر تغذیه خود به عنوان یک سکوی پرتاب برای تزکیه و پالایش یاد میکردند و من بسیار دوست داشتم حس و تجربه ایشان را درک کنم؛ چرا که نهایت آموزشهای کنگره بر مدار تزکیه و پالایش است. دکتر امین میفرمایند: "رسیدن به تکامل و تزکیه و پالایش را با انجام کارها و امورات تلنبار شده و پیش پا افتاده زندگی خود شروع کنید". رسیدن به وزن مناسب و سلامتی کاری بود که من به مدت ۲۰ سال نتوانسته بودم آن را به درستی انجام بدهم و حالا با حل این مشکل به روش دژاکام، بسیار احساس خوبی دارم که من هم توانستم قدمی در راه تزکیه و پالایش بردارم. رهایی یعنی تبدیل دانایی به دانایی مؤثر، یعنی حرکت از قوه به فعل. رهایی یعنی قدرت در مهار نفس و لذت آزاد شدن از بندی که اجازه پرواز را از تو گرفته بود.
همسفر مریم: با مشاهده تغییرات در خودم و کاهش تدریجی وزن، احساس خوشحالی بینظیری داشتم. خانواده و آشنایان همواره با تعجب و تحسین میگفتند: «چقدر تغییر کردهای! چه کردی؟ خوش به حالت!» این به من آموخت که برای دستیابی به هر هدفی، تنها کافی است اراده و خواست خود را تقویت کنید؛ مهم این است که واقعاً بخواهید.
.jpg)
گاهی موفقیت فقط رسیدن به یک عدد روی ترازو نیست. به نظر شما آیا ممکن است یک همسفر هنوز به وزن نهایی نرسیده باشد اما در مسیر، یک انسان موفق و برنده محسوب شود؟ این موفقیت را در چه تغییراتی میبینید؟
همسفر معصومه: دکتر امین فرمودند: "اولویت کنگره۶۰ احیای خانواده است". یک همسفر در جایگاه مادر یا همسر نقش کلیدی و منحصر به فردی در این امر دارد. در وادی اول یاد گرفتهایم برای انجام هر کاری باید اول تفکری سالم داشته باشیم؛ تفکر سالم در عقل سالم و عقل سالم در بدن سالم است و همانطور که آقای مهندس میفرمایند: "حتی اگر کسی به هر دلیل تمایل ندارد وارد سفر جونز شود، حداقل میتواند با رعایت اصول تغذیه سالم در این روش از سلامت خود مراقبت کرده و از ابتلا به بیماریها جلوگیری کند". به قول معروف جلوی ضرر را از هر جا بگیری منفعت است.
همسفر مریم: زمانی که به وزن مطلوبم رسیدم، چنان احساس آرامش، شادی و سبکی میکردم که گویی در حال پرواز هستم.
در پایان، دوست داریم از تجربه ارزشمند شما برای کسانی که تازه این مسیر را آغاز کردهاند استفاده کنیم. اگر بخواهید فقط به یک مانع اصلی اشاره کنید که انسان، خودش در مسیر درمان و رشد برای خودش ایجاد میکند، آن مانع چیست؟ و اگر امروز یک تازهوارد روبهروی شما نشسته باشد، مهمترین توصیه و پیامی که به او میدهید چیست؟
همسفر معصومه: در سی دی ساختمان جسم آقای مهندس فرمودند: "علم از یک نقطه شروع شد و به شاخههای متعدد گسترش یافت به همین دلیل است که در قدیم یک طبیب بود که همه نوع بیماری را درمان میکرد اما اکنون با وجود متخصصین و روشهای گوناگون، علم پزشکی در زمینه درمان بیماریها خصوصاً بیماریهای لاعلاج موفقیت چندانی ندارد، اکنون باید دوباره این علوم در یک نقطه مشترک جمع شوند تا بتوان با یک روش مشخص، تمام بیماریها را درمان کرد" و آقای مهندس با موفقیتهای علمی بینظیر خود در سطح جهانی ثابت کردند که آن نقطه مشترک، ریکاوری و احیای سیستم ایکس با روش تدریجی است. روش دژاکام برگرفته از روش تدریجی کنگره است که تنها روش درمان قطعی اضافه وزن یا کمبود وزن است. پیام و تجربه من برای یک تازه وارد این است که با ایمان به این روش بیبدیل، با فرمانبرداری، استقامت و رعایت نظم میتوانید از موانع در این مسیر عبور کرده و به موفقیت برسید.
همسفر مریم: به عزیزانی که مشتاق کاهش وزن هستند، از تجربهام میگویم: تنها شرط موفقیت، داشتن اراده و گوش کردن به توصیههای راهنما است. وقتی میبینید وزن شما کمکم کاهش مییابد، آن لذت و شادی باعث میشود با اشتیاق بیشتر به مسیر ادامه دهید.
کلام آخر:
همسفر معصومه: روش دژاکام به من یاد داد آرام غذا بخورم و در زمان غذا خوردن در مورد این موضوع تفکر کنم که این مواد غذایی چه مراحل و زمانی را طی کرده تا بخشی از جسم من به عنوان یک انسان شود. این دیدگاه و تفکر باعث میشود من اهمیت و لذت سپاسگزاری از خالق و هستی را با تمام سلولهایم حس کنم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان و تمام خدمتگزاران کنگره۶۰ بینهایت سپاسگزارم. قدردان زحمات بیدریغ ایجنت شعبه و راهنمای خودم، راهنما همسفر مهتاب، مرزبانان دوره قبل و دوره جدید چه در قسمت پارک و چه در قسمت شعبه هستم. از راهنمای جونز، راهنما همسفر ملیحه بابت زحمات، آموزشها و همراهی در مسیر این سفر بسیار سپاسگزارم. همچنین از شما و خدمتگزاران سایت برای انجام این مصاحبه تشکر میکنم.
همسفر مریم: مهمترین مسئله این است که جسم خود را بشناسیم؛ بدانیم چه زمانی به غذا، چه زمانی آب و چه زمانی استراحت نیاز دارد. امیدوارم تمام تازهواردانی که به این دنیای جدید قدم میگذارند، با اعتماد به راهنمای خود، به خواستههای قلبیشان برسند.
مصاحبهکننده و تایپیست: همسفر فهیمه، رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم)
طرّاح سؤالات: همسفر فهیمه و همسفر مهدیه، رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازهواردین، همسفر زهرا، رهجوی راهنما همسفر مهتاب، نگهبان سایت
نمایندگی همسفران خمین
- تعداد بازدید از این مطلب :
311