English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده - بخشش، توانایی به‌دست‌آوردن بیشتر

گروه خانواده - بخشش، توانایی به‌دست‌آوردن بیشتر

چهارمین جلسه از دوره اول جلسات سردار همسفران نمایندگی یزد به استادی دنور راهنما همسفر وجیهه، نگهبانی راهنمای تازه‌واردین پهلوان همسفر فاطمه، دبیری همسفر فائزه و خزانه‌داری راهنما همسفر فهیمه با دستور‌‌ جلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌نماید.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خوشحالم که امروز در یزد هستم و توانستم در لژیون سردار، در کنار شما دوستان حضور داشته باشم.

از آقای مهندس و خانواده گرامی‌شان، راهنمایانم که مسیر و گذرگاه‌های سخت زندگی را برایم هموار کردند، نگهبان لژیون سردار، ایجنت همسفر زینب، مرزبانان و تک‌تک شما بسیار سپاسگزارم.

انتشار مقاله درمان «کولیت اولسراتیو» را به همه شما تبریک می‌گویم؛ زیرا به‌فرموده آقای مهندس، همه اعضاء لژیون سردار در این موفقیت‌ها نقش دارند. این موضوع، با وجود انتقال حس خوب، مسئولیت هریک از ما را نیز سنگین‌تر می‌کند. امیدوارم بتوانیم قدم‌ها و گام‌های محکم‌تر و مؤثرتری در انتقال علم بی‌نظیر کنگره برداریم.

دستور جلسات لژیون سردار با کارگاه آموزشی یکی است. با خودم فکر می‌کردم چرا این دستور جلسات مرتباً تکرار می‌شوند؟ در این تکرار چه آموزشی نهفته است که باید آن را بیابم؟ جمله‌ای از بایزیدبسطامی خواندم که توجه مرا جلب کرد: «می‌جویند و می‌یابند و بعد می‌گویند: نه، می‌یابند و می‌جویند.» برداشت‌ها متفاوت است؛ اما به این نتیجه رسیدم که هر جای این کره خاکی که رشد، پیشرفت یا خوبی دیده می‌شود نشان از وجود انسان‌های خوب دارد. به فرموده دکتر امین، انسان خوب کسی است که وقتی با مسئله‌ای مواجه می‌شود، می‌گوید از دست من چه کاری برمی‌آید نه این‌که به من چه چیزی می‌رسد.

انسان خوب یک‌باره خوب نشده، کسی که تأثیرگذار می‌شود، قطعاً رنج‌های بسیاری کشیده؛ اما در آن رنج‌ها نمانده است. او جست‌وجو کرده، راه را یافته و خواسته است تا تغییری در خود ایجاد کند و پس از رسیدن به حال خوش، آن را به دیگران نیز هدیه داده است؛ زیرا می‌داند زندگی مانند تئاتر است، اگر دیگران  نقش خود را خوب بازی نکنند بازی من هم دیده نمی‌شود. آقای مهندس یک الگوی بی‌نظیر از خوب‌ترین انسان‌ها هستند.

حالا شخصی که وارد کنگره شود و اگر رهجو، جوینده و فرمان‌بردار باشد، کم‌کم تغییر را در خود احساس می‌کند، او طلوع خورشید، شکوفه درختان را می‌بیند و طعم میوه‌ها را متفاوت می‌چشد. راهنما همسفر الهه به راهنمای خود  همسفر مرجان‌ گفته بود: امسال پرتقال‌ها خوشمزه‌تر است! راهنمایشان پاسخ داده بود حس تو بازتر شده، وگرنه پرتقال همان پرتقال سال قبل است. این موضوع به رهایی یا درمان مسافر هم ربطی ندارد؛ حتی همسفری که مسافرش به کنگره نمی‌آید نیز می‌تواند این تغییر را در حس خود تجربه کند. حتماً در بین شما هستند همسفرانی که مسافرشان نمی‌آید، این همسفر به این تفکر رسیده‌ که مسافر باید مسیر خودش را طی کند تا بتواند از تاریکی خارج شود.

همسفری که به این نقطه رسیده، خدمت می‌کند و دستش را برای مسئولیت بالا می‌برد؛ فرقی نمی‌کند میکروفون‌گردان باشد یا نگهبان نظم، او فقط می‌خواهد حال خوش بیشتری به‌دست آورد؛ اما راه یافتن بیشتر چیست؟ من به این نتیجه رسیدم که باید مدام از خودم سؤال بپرسم.

در کنگره یاد می‌گیریم که هر چیزی دو چهره دارد، صور آشکار و صور پنهان؛ مثلاً در خدمت میکروفون‌گردانی، ظاهرش دست‌به‌دست کردن میکروفون است؛ اما صور پنهانش چیست؟ وقتی میکروفون را می‌دهم به چه چیزی فکر می‌کنم؟ آیا می‌گویم خدا کند مشارکت‌ها کم باشد تا خسته نشوم؟ یا به این فکر می‌کنم که سرعت عملم نسبت به قبل چه‌قدر بیشتر شده است؟

به نظرم این دستور جلسه در لژیون سردار، صور پنهان را برایم نمایان می‌کند. من به‌ظاهر قناعت کرده، پس‌انداز کرده و عضو شده‌ام اما آیا صور پنهان این عمل را هم دیده‌ام؟ کارت‌کشیدن یا حمایت از زمین، صور آشکار پرداخت‌های من است. صور پنهان آن همان حس و اندیشه‌ای است که با آن عضو شده‌ام. باید از خودم بپرسم: برای چه عضو لژیون سردار شده‌ام؟ آیا برای شأن و جایگاه آن (دنور یا پهلوان‌شدن) است؟ یا صرفاً برای این‌که هم‌لژیونی من عضو شده و من هم کم نیاورم؟ یا از روی خجالت و چون دیگران عضو شده‌‌اند؟
حتی گاهی با خود در جنگ هستم؛ مثلاً وقتی قسط‌هایم را پرداخت می‌کنم و تمام پس‌اندازم را برای لژیون می‌گذارم، باید از خودم بپرسم آیا این از روی عشق است یا نه؟ وقتی روی این صندلی می‌نشینم و می‌گویم بخشندگی را یافته‌ام، باید صادقانه از خودم بپرسم آیا در قلبم کینه‌ای از کسی هست؟ آیا این نشستن با قلبی سنگین است؟
برای پاسخ به این سؤالات، دو معیار وجود دارد، آرام هستم یا بی‌قرار؟ اگر پس از پرسش، آرام باشم، زهی سعادت که با حس و اندیشه‌ای خوب وارد شده‌ام؛ اما اگر بی‌قرار باشم، این بی‌قراری یک نقطه تشخیص است، یعنی من به ضد‌ارزش‌ها آلوده شده‌ام و مفهوم بخشش، قناعت، خودداری و پس‌انداز را هنوز درک نکرده‌ام؛ پس باید از پله‌های این وادی عبور کنم و شاید حتی نیاز باشد به وادی اول بازگردم، چراکه این حال خراب، نتیجه‌ تفکر خراب من است.

حالا با این نگرش جدید، تصمیم گرفته‌ام که وقتی می‌خواهم کارت بکشم، اگر می‌توانم مبلغی بیش از ۶ میلیون تومان بکشم، نترسم. با این نترسیدن، ذره‌ذره وجودم امن می‌شود و ایمان در من جوانه می‌زند. وقتی از کسی ناراحت می‌شوم، جمله آقای مهندس را یاد می‌آورم «انسان‌ها بد نیستند، بلکه بلد نیستند؛ زیرا خوبی‌کردن را یاد نگرفته‌اند.»

من برای به‌دست‌آوردن پول و پس‌انداز تلاش می‌کنم، زیرا آقای مهندس می‌فرمایند: «داشتن مال از ضروریات است و باعث تمرکز انسان می‌شود.» ناملایمات، سختی‌ها و طوفان‌های زندگی را جزئی از فرایند رشد خودم می‌دانم و مطمئناً نیرویی بالاتر، من را حمایت می‌کند.

با این تفکر رفته‌رفته عمل من سالم می‌شود، دکتر امین در فایل صوتی «عمل» می‌فرمایند: عمل سالم یعنی کاری که از قلبی پر از کینه و نفرت برنیاید و در مسیر قوانین الهی باشد.
اگر من کمک کنم، اما حس من خوب نباشد، مثلاً اگر کمک نکنم زشت است و ... هرچند کمک‌کردن خوب است، ولی کم‌کم سقوط می‌کنم.

در یک مصاحبه، آقای زرکش فرمودند: «ما در حد فهممان عمل می‌کنیم، بیشتر از آن چیزی به دستمان نمی‌رسد، آدم‌ها همان‌قدر که عقلشان می‌کشد حرکت می‌کنند، ایجنت و مرزبانان و راهنمایان از بزرگان شعبه بوده، باید  در عمل کاری انجام دهند که تازه‌وارد عکس‌العمل نشان دهد.»
به نظرم من هم به‌عنوان عضو لژیون سردار که به فرموده آقای مهندس جزء پیشگامان محسوب می‌شوم، باید در این عکس‌العمل نقش داشته باشم.

با فهم درست پله‌های این وادی و انجام عمل سالم انرژی بیشتری برای بدست‌آوردن می‌یابم و می‌توانم بیشتر ببخشم و به فرموده دکتر امین با بخشش، توان به‌دست‌آوردن من هم بیشتر می‌شود. این می‌شود همان می‌یابند و می‌جویند، این انسان باعث می‌شود افراد در کنگره حتی بیرون از کنگره عکس‌العمل نشان داده و بخواهند در چرخه تغییر قرار بگیرند، درواقع این همان فرآیند نزدیک‌شدن به انسان تکامل‌یافته است که دکتر امین در فایل صوتی «تینیجر» توضیح دادند، انسانی که مانند نخل، نیازهای بیشتری از انسان‌ها را برآورده می‌کند، همان انسان خوب که منفعت‌طلب نیست.

امیدوارم روزبه‌روز به تعداد کسانی که می‌یابند و می‌جویند اضافه شود، این‌ها ساکنان آباد هستند و هستی را آباد خواهند کرد.

تایپیست: همسفر مریم.ق رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر فاطمه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یزد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .