پنجمین جلسه از دور هفدهم کارگاههای آموزشی کنگره۶۰ نمایندگی اسلامشهر با استادی مسافر امیرمحمد و نگهبانی مسافر سجاد و دبیری مسافر عزیز با دستور جلسه "وادی پنجم؛ در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید" در روز دوشنبه ۲۹ تیر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا از گروه مرزبانی، ایجنت محترم و همچنین از نگهبان و دبیر جلسه و راهنمای گرانقدرم قدردانی میکنم که اجازه حضور در این جایگاه را به من دادند که بتوانم در این جایگاه آموزش بگیرم و خدمت کنم. برای من جالب است که با این دستور جلسه جایگاه استادی را تجربه کردم چون شخصیت من این گونه بود که من ابتدا باید همه چیز را میدانستم و سپس باید اتفاق خاصی میافتاد تا من مسیر درست را در پیش بگیرم. به عنوان مثال من حدود یک سال و نیم بود که کنگره۶۰ را میشناختم اما وارد آن نمیشدم.
در این وادی آقای مهندس سه جهان را برای ما شرح میدهد، جهان خاکی، جهان خواب و جهان ذهنی. این وادی میگوید چگونه می توان از جهان ذهن گذر کنم و آن چیزهایی که در فکر من است به عمل دربیاورم، مانند تصور خوردن یک ساندویچ در ذهن تا روش تهیه و خوردن آن.
این وادی هفت ابزار دارد:
۱- دوری کردن از ضد ارزشها: ضد ارزشها انرژی زیادی از ما میگیرد و تصمیمگیری را برای انسان سخت میکند مانند دروغ گفتن که باعث میشود یادم بماند چه دروغی گفتهام یا این که اگر اتفاقی افتاد چه دروغ دیگری بگویم.
۲- خودداری: من به عنوان یک سفر اولی، به این موضوع توجه میکنم که در مسیر درمان،ممکن بود که گاهی نیروی منفی بر من چیره شود و من به بیراهه بروم و تصمیم اشتباهی بگیرم و خودداری میتوانست کمک حال من باشد.
۳- قناعت: فکر میکردم چون آدم باسلیقهای هستم باید امکانات کامل در اختیار من قرار بگیرد تا من بتوانم کاری انجام دهم. در صورتی که اگر مشکلی در زندگی هست آن مشکل منحصر به من است. شاید یک درسی در این مشکل نهفته است تا تجربه جدیدی را یاد بگیرم. این با قناعت حاصل میشود، یعنی هر آنچه که من اکنون در اختیار دارم برای حل مشکلات کافی است.

۴- صبر: ما زمان را در این بعد از زندگی تجربه میکنیم. آقای مهندس میگویند ما نمیتوانیم از زمان قویتر باشیم. کافی است که درکش کنیم و از آن به نفع خودمان استفاده کنیم.
۵- تجسس، غیبت و قضاوت: این سه مورد نیز میتواند انرژی زیادی از ما بگیرد. چون شخص مصرف کننده توان لازم برای رسیدگی به امور شخصی خود را نیز ندارد چه برسد به امور دیگران، بنابراین اجازه تجسس و دخالت در هیچ موردی را ندارد.
۶- پسانداز: پسانداز کردن باعث میشود متکی به خودم باشم. پسانداز برای کسانی است که مشکل مالی دارند نه کسانی که ثروتمند میباشند، زیرا ثروتمند نیازی به پسانداز کردن ندارد.
۷- توکل، رضا و تسلیم: آقای مهندس در کتاب، شش مورد قبلی را به من یاد داد تا من آنها را انجام بدهم اما از اینجا به بعد قصد دارد یک باری را از روی دوش من بردارد. یعنی یک سری اعمال را من باید انجام بدهم اما نتیجه را باید به خدا بسپارم که با این کار انسان امیدوار میشود. از این که با سکوت خود به صحبتهای من توجه کردید سپاسگزارم.

متن: مسافر سعید
عکس: مسافر احمد
ارسال: مسافر محسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
44