همسفرمعصومه:
من بعد از رهایی مسافرم وارد کنگره شدم. پیش از ورودم، در اثر مصرف مسافرم و تاریکیِ درونم، غرق در ناامیدی و درماندگی بودم. همیشه تصور میکردم مشکلات من تمامی ندارد؛ تا مشکلی حل میشد، مشکل دیگری سر راهم قرار میگرفت. گویی درهای خوشبختی به رویم بسته شده بود؛ مدام گله و شکایت داشتم و همهکس و همهچیز را مقصر میدانستم، جز خودم.اما با ورود به کنگره و دریافت آموزشها، یاد گرفتم که مشکلات همیشه وجود دارند و برای ساختهشدن من هستند؛ من باید یاد بگیرم چگونه با آنها مقابله کنم و از سر راهم بردارم. این آموزشها را مدیون آقای مهندس و خانواده محترمشان هستم. اکنون که این دلنوشته را مینویسم، حدود پنج سال و نیم است که در کنگره حضور دارم و بابت لحظهلحظه زندگیام و حالِ خوبِ امروز خودم و مسافرم، خداوند را شاکر و سپاسگزارم.خداوند را شاکرم که از همان ابتدا لیاقت خدمت کردن در کنگره را به من و مسافرم عطا فرمود. طی این پنج سال، جایگاههای خدمتی را یکی پس از دیگری تجربه کردم؛ از خدمت در نشریات و مرزبانی گرفته تا اکنون که در جایگاه راهنمای تازه واردین در حال خدمت هستم. بسیار خوشحالم که میتوانم باعث حالِ خوب دیگران باشم. لذت میبرم وقتی عزیزانِ تازهواردی را میبینم که با حالِ خراب و پریشانی وارد میشوند و بعد از چند جلسه، روزبهروز حالشان بهتر و بهتر میشود. واقعاً خدمت کردن در کنگره، حالِ انسان را خوش میکند.از خداوند میخواهم لیاقتِ خدمت کردن را از من نگیرد و امسال در آزمون راهنمایی بتوانم شال نارنجی را از دستان پرمهر آقای مهندس دریافت کنم. در آخر، از آقای مهندس، خانواده محترمشان و همچنین راهنمای بزرگوارم خانم سکینه عزیز و راهنمای تازه واردینم خانم سونای عزیز، صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم. انشاءالله همیشه سلامت و موفق باشند.تشکر از خدمتگزاران سایت.
نویسنده: همسفر معصومه (راهنمای تازهواردین )
ویرایش: رابط خبری همسفر بهار رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون پنجم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی الوندقزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
72