سلام دوستان ابراهیم هستم مسافر ویلیام من در کنگره ۶۰ میخواهم درمان شوم اولین مورد درمان من چیست تفکر است آیا میخواهی درمان شوی یا نه؟ وادی دوم میگوید هیچ مخلوقی جهت بیهودگی پا به حیات نمیگذارد یعنی ناامید نشو وادی سوم بیان میکند هیچکس به اندازه خودت به داد خودت نمیرسد هیچکس پشت تو رو نمیخواراند جز انگشتان دست خودت وادی چهارم در مسائل حیاتی به خداوند سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویش. این یک نخ سیگار را به خاطر اعصاب خردکنی فلانی کشیدم این توجیه نمی کند. همه گردن خودت است. چه کسی سیگار را لای انگشتان تو گذاشت خودت گذاشتی. زیرا اینقدر مینشینی و خودت را درگیر ناامیدیها و افکار مأیوس کننده میکنی که تو را از حرکت باز میدارد اصلاً خمار میشوی نامیدی انسان را خمار میکند همان که تو نمیتوانی نمیشود تو بدبختی دیدی سالها پیش نشد و همینطور تو را ناامیدتر میکند. حال به وادی پنجم میآییم تا زمانی که بنشینی و منتظر کمک دیگران باشی هیچکس به یاری تو نخواهد آمد باید حرکت کنی حرکت تو چیست آیا فقط با کنگره آمدن قضیه حل میشود مادر کلاس جهان بینی راجع به ناامیدی چه میگوییم حالا در مغز ما و افکار ما چیزهای خوب وجود دارد یا چیزهای بد بحث ناامیدی همین است. این افکار را نمی توانی زمین گذاشته از آن رد شوی و نه میتوانی آن را حل و نه به درد تو میخورد. تو از دیروز تا حالا ناراحت هستی که چرا فلان شخص به تو فلان حرف را زد حتی تفکرات غلط سالهای پیش را هم بالا میآورد در ذهنت: دیدی شش سال پیش به کنگره آمدی و نتوانستی سفر کنی، دیدی نشد تو نمیتوانی باید افکار شش سال پیشت را رها کنی ما در وادیها یاد میگیریم چگونه مسیر حرکت خود را پیدا کنیم وادی پنجم پله ها یا به نوعی نحوه ی حرکت ما از تاریکی به روشنایی را به زیبایی و ساده بیان نموده است. امیدوارم تک تک نکات بیان شده در وادی پنجم را به نحو احسنت عملیاتی نماییم از اینکه به صحبتهای من گوش کردید سپاسگزارم.

تایپ:مسافرمهرداد(لژیون هفتم)
ویرایش وارسال :مسافرحسن(لژیون دوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
39