وادی اول تا وادی چهارم وادیهای تفکر هستند و ما با استفاده از این چهار وادی روی ساختارهای فکر خود کار کردیم زیرا تمام ساختارها و کارهای ما با تفکر انجام میشود. این وادیها به ما آموختند که همه چیز با تفکر شروع میشود و باید تمامی مسئولیت و مشکلات خودمان را به عهده بگیریم و به دیگری واگذار نکنیم؛ درواقع هدف این وادیها تغییر زاویهی دید ما نسبت به زندگی است.
وادی پنجم به ما میگوید که هرچقدر تفکر کردهایم اگر وارد عمل نشویم ارزشی ندارد. دانستن خالی اگر بدون عمل باشد به درد نمیخورد، پس باید حرکت کنیم و تلاش کنیم. وادی پنجم میگوید (در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل میکنیم.) یعنی در جهانما، همان جهان فیزیکی که در آن زندگی میکنیم تفکر قدرت مطلق حل نیست و برای اینکه مسائل و مشکلات خود را حل کنیم باید حرکت کنیم و نقشهای که در جهان ذهنی خودمان ترسیم کردیم را عملی کنیم. در وادی پنجم یاد میگیریم باید از جهان ذهنی پا به جهان عملی و عملیاتی بگذاریم؛ یعنی هر ساختاری که در ذهن خودمان تجسم کردیم و نقشهاش را کشیدیم باید آن را اجرایی کنیم.
آقای مهندس بسیار زیبا توضیح دادند که برای تبدیل شدن یک آب آلوده و کثیف به آب صاف و زلال فقط یک راه وجود دارد آن هم تصفیه آب است. در انسان هم همینطور است. وقتی که انسان یک آدم کاملاً بههمریخته و نامتعادل است، فقط یک راه وجود دارد آن هم تزکیه و پالایش است یعنی باید از ضدارزشها دوری کند و به طرف ارزشها حرکت کند تا به مرحلهی تعادل و آرامش برسد.
پندارنیک، گفتارنیک و کردارنیک مواردی هستند که ما باید همیشه در نظر داشته باشیم؛ چون وقتی که اندیشه و تفکراتما سالم باشد به صورت خودکار گفتههای ما سالم خواهد شد و وقتی که افکارما و اندیشهما سالم باشد گفتارما نیز سالم میشود. درنهایت زمانی که گفتارما سالم باشد به طرف کردار و عمل سالم هدایت خواهیم شد.
باید بدانیم که دانستنِ تنها بدون اینکه ما بخواهیم دانستههای خود را عملی کنیم هیچ ارزشی ندارد.
آقای مهندس خیلی زیبا توضیح دادند که انسان در این حیات زمینی در سه جهان زندگی میکند. جهان اول، جهانخاکی یا فیزیکی که همهیما درحالحاضر کاملاً محسوس و به صورت خودآگاه در آن زندگی میکنیم.
جهان دوم، جهانخواب که بهصورت ناخودآگاه در آن زندگی میکنیم. وقتی خواب هستیم و خواب میبینیم، بعضی از آنها یادمان میماند و بعضیها را فراموش میکنیم.
جهان سوم، جهانذهنی است. ساختارهایی که در ذهنمان به وجود میآید و گاهی ذهن درگیر آنهاست. افسرده میشویم تنفر و کینه و... . به همین دلیل از درون حالمان خوب نیست. بالعکس هم میتواند باشد، مثلا اگر امیدوار باشیم، حال خوب داشته باشیم، بخواهیم درس بخوانیم، ورزش کنیم و دائماً خواستههای مثبت را تکرار کنیم به آرامش میرسیم. برای به اجرا درآوردن ساختارهای فکری به ساختارهای عملی بایستی از حالت اضطراب، ترس، عدم اعتمادبهنفس، ناامیدی و سایر نقاط منفی خارج شویم تا به مرحلهی آرامش قدم بگذاریم و بتوانیم خواستههای خودمان را عملی کنیم.
برای رسیدن به این آرامش بایستی پاکسازی و سازندگی را از خودمان شروع کنیم و برای اصلاح اخلاق و رفتار و کردار خودمان بایستی سه اصل پندارسالم، گفتارسالم و کردارسالم را درنظر داشته باشیم.
حالا برای خروج از اضطراب، نگرانی، پریشانی، ناامیدی، بیماری و ضدارزشها ما باید چه کار کنیم؟ آقای مهندس چند پله را به ما معرفی کردند که ما باید این پلهها را طی کنیم. این پلهها عبارت اند از: برگشت از ضدارزشها، خودداری، قناعت، صبر، تجسس، قضاوت، غیبت، پسانداز، توکل و رضا و تسلیم.
اینها همه ضدارزشهایی هستند که باید از آنها دور باشیم و به طرف ارزشها حرکت کنیم.
خودداری: بعضی اوقات یک کاری را میخواهیم انجام دهیم ولی هرچقدر فکر میکنیم به درست یا اشتباه بودن آن پی نمیبریم. در اینجا شرط عقلسالم حکم میکند که ما از انجامدادن این کار خودداری کنیم.
صبر: طی کردن و پشت سر گذاشتن یا تحمل زمان همراه با تلاش و کوشش لازم برای رسیدن به اهداف تعیین شده خودمان.
قناعت: همهی ما از دامن طبیعت به وجود آمدهایم و بایستی از طبیعت الگو بگیریم تا از سادهترین چیزها و از کمترین امکانات بهترینها را به وجود آوریم.
تجسس، قضاوت و غیبت: اینها کارهای ضد ارزش هستند که نباید انجام دهیم. اگر ما بخواهیم کسی را قضاوت و غیبت و تجسس کنیم قطعاً مقصر اصلی جهل و نادانی خودمان هست که این کار را انجام داده ایم.
پسانداز: پس انداز، هم باید مادی باشد و هم معنوی. پساندازکردن برای ثروتمندان نیست. در اصل کسی که نیازمند است باید با چیزهای کمی که دارد برای آینده خودش پس انداز کند.
توکل:در تمام مراحل زندگی خودمون باید سعی و تلاش بکنیم و توکل بکنیم و خدا رو وکیل خودمان بکنیم و مطمئن باشیم خدا بهمون کمک میکند وتلاش مان رو بکنیم.
رضا: نباید در زندگی مدام بگیم چرا این مشکلات برای ما یا فرزندانمان یا همسرم پیش می آید باید راضی باشیم به رضا ی خداوند.تسلیم: نباید در برابر خواسته های خداوند موافق یا مخالف باشیم و باید راضی باشیم به رضای خداوند و تسلیم خداوند باشیم و بگیم هر چی خداوند بخواهد همان میشود و تمام تلاش مان را برای حلکردن مشکلاتمان انجام دهیم.
منبع: برداشت از سیدی وادی پنجم و تأثیر آن روی من
نویسنده: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ایران
- تعداد بازدید از این مطلب :
205