English Version
This Site Is Available In English

پالایش در عمل

پالایش در عمل

جلسه دوم از دوره دهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران ‌کنگره۶۰ نمایندگی بیرجند به استادی دنور همسفر زهرا، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌نماید.) و تأثیر آن روی من» روز سه‌شنبه ۳۰ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

فرصت ارزشمندی برای من فراهم شد تا در کنار همسفران عزیز، آموزش بگیرم و در خدمت باشم. در ابتدا، مراتب تشکر خود را از نگهبان و ایجنت  شعبه همسفر زهره، دارم که این فرصت را برای من فراهم آوردند. همچنین از تمامی دوستانی که با حمایت از فرزندم، اجازه دادند تا من بتوانم این جایگاه را تجربه کنم، سپاسگزارم. از تمامی راهنماها و همسفرهایی که با دیدن چهره‌های پرمهرشان، وجودم لبریز از ذوق می‌شود، صمیمانه تشکر می‌کنم. مدت‌ها بود که خدمت نکرده بودم و پوشیدن لباس خدمت، برایم بسیار جذاب و لذت‌بخش بود، از خداوند متعال می‌خواهم که این خدمت کوچک را از من بپذیرد.

امروز آخرین جلسه پیش از آغاز تعطیلات است. بسیار مهم است که بدانیم در روزهای پیش‌رو چه برنامه‌ای داریم. همان‌طور که آقای مهندس همواره در سی‌دی‌های خود تأکید می‌کنند؛ باید از تعطیلات نهایت بهره را برد. برای خدمتگزاران، این دوران فرصتی استثنایی برای تجدید قوا، حضور در کنار خانواده و برنامه‌ریزی برای سفرهای تفریحی است. برای من نیز، این زمان فرصتی است تا کارهای عقب‌افتاده‌ای نظیر گوش دادن به سی‌دی‌های باقی‌مانده را انجام دهم و کم و کسر‌های این مدت را جبران کنم تا پس از تعطیلات، با روحیه‌ای تازه، دست‌ پر و با حال خوب، مجدداً قدم به کنگره بگذارم. تجربه نشان داده که معمولاً پس از تعطیلات، بسیاری از ما با چالش مواجه می‌شویم؛ اما با نگاه مثبت و برنامه‌ریزی درست، می‌توانیم امسال این تجربه را تغییر دهیم.

در مورد دستورجلسه، در وادی پنجم آمده است که‌ در جهان ما، تفکر به تنهایی قدرت مطلق یا راه حل نیست؛ بلکه حرکت و رسیدن، آن را کامل می‌نماید. این وادی در واقع همان وادی عملیاتی کردن است. چهار وادی نخست به من آموختند که همان‌گونه که استاد امین در سی‌دی مسئولیت می‌فرمایند: «زمین را آماده و شخم بزنم، اگر زمین من آماده باشد، سنگ‌ها و موانع را از میان برداشته باشم و با کود و خاک مناسب، آن را تقویت کرده باشم می‌توانم وارد مرحله کاشت شوم، کاشتی که همان هدف و مقصد من خواهد بود.» متن وادی بیان می‌کند که رسیدن به هدف، در گرو قدم گذاشتن در مسیر درست است که در چهار وادی اول آموخته‌ایم. برای تبدیل ساختارهای فکری به ساختارهای عملی؛ باید از برخی عوامل منفی همچون ترس، ناامیدی و اضطراب دوری کنیم.

همان دانشی که همگی بر آن واقفیم، این است که می‌دانیم بسیاری از اعمال ما نادرست هستند؛ اما در این وادی، به ما گوشزد می‌شود که تفاوت میان دانستن و انجام دادن در کجاست. هدف من این است که از این الگوهای اشتباه خارج شوم تا به مرحله آرامش دست یابم. برای رسیدن به آن آرامش، نیازمند دو فرآیند حیاتی پاکسازی و سازندگی هستم. آقای مهندس در سی‌دی‌های مربوط به وادی پنجم، برای تحقق این دو هدف، سه مؤلفه اصلی را معرفی کرده‌اند که عبارتند از پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم، این تعالی و سالم شدن این سه مولفه، در گرو دوری از ضدارزش‌ها و حرکت به سوی ارزش‌ها است. در این مسیر با چالش مقایسه روبه‌رو هستم. زمانی که تمایل دارم خود را با افرادی مقایسه کنم که رفتارهای کاملاً نادرست؛ مانند دزدی دارند؛ اما آموزش به ما می‌گوید که خودت را با کسی مقایسه نکن که از تو بدتر است؛ بلکه خودت را با کسی مقایسه کن که از تو بهتر است. من باید خود را با راهنمایی مقایسه کنم که در مسیر خدمت و تزکیه و پالایش مداوم قرار دارد. متأسفانه من نیز در ابتدای سفر، دچار این خطای ذهنی بودم. همان‌طور که استاد امین اشاره می‌کنند، گاهی ما تعریف یک مفهوم؛ مانند منیت را یاد می‌گیریم؛ اما در عمل، آن را در دیگران می‌بینیم. مثلاً می‌گوییم فلانی منیت دارد و با اشاره به نقاط ضعف دیگران، سعی در پنهان کردن خود داریم. این نوع نگاه بازدارنده است؛ چرا که به جای تمرکز بر اصلاح خود، بر دیگران تمرکز می‌کنیم.

برای من که در مرحله آموزش و در این نعمت بزرگ قرار دارم؛ باید بدانم که حتی کوچک‌ترین ضدارزش‌ها چه فکری باشند و چه زبانی، برای من بزرگ‌ترین موانع هستند. کوچک‌ترین لغزش‌ها در این مرحله، می‌تواند روند تصفیه و پالایش مرا متوقف کند. احساسات منفی که گاه به سراغم می‌آید، ناشی از همین موضوع است. پیش از این، می‌دانستم که تجسس و غیبت اموری نادرست هستند؛ اما انجامشان به اشتباه، حسی کاذب از رضایت به من می‌داد؛ اما اکنون که وارد مرحله نفس لوامه شده‌ام، انجام این کارها حسی از پشیمانی و ناراحتی به من منتقل می‌کند. این تغییر نگرش، خود نشانه‌ای از پیشرفت است و امیدوارم با تلاش و تکیه بر آموزش‌ها، از این مرحله نیز عبور کنم.

در ادامه، آقای مهندس برای خروج از وضعیت ناراحت‌کننده و پشیمان‌کننده نفس لوامه، پله‌هایی را معرفی کردند که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، بازگشت از ضدارزش‌ها است. هرچند تعریف ضدارزش‌ها در فرهنگ‌ها و مذاهب مختلف ممکن است متفاوت باشد؛ اما برخی مفاهیم، خرد جهانی هستند که همه بر آن‌ها اتفاق نظر دارند. از جمله خودداری، من همیشه در زندگی با دوراهی‌های متعددی روبه‌رو بوده‌ام. زمانی که نمی‌دانستم کاری خوب است یا بد، با این تصور که باید بروم در دل ترس، آن کار را انجام می‌دادم و معمولاً بازنده بودم؛ اما اکنون با تکیه بر عقل سالم می‌آموزم که اگر از خیر بودن یا شر بودن کاری اطمینان ندارم، از انجام آن خودداری کنم. مفهوم دیگر، قناعت است که برای ما همسفران بسیار کاربردی است. قناعت یعنی بتوانیم با کمترین امکانات، بهترین‌ها را خلق کنیم. هنر در این است که با اندک منابع، غذایی سالم و زیبا برای خانواده تهیه کنیم، نه این‌که حتماً به امکانات مجلل و بزرگ نیاز داشته باشیم. همان‌طور که استاد امین در سی‌دی مسئولیت به زیبایی می‌فرمایند: «داشتن ابزارهای گران‌قیمت؛ مانند پیانو لزوماً باعث تغییر ماهیت فرد نمی‌شود. اگر کسی با پیانو هم همان شخصیت قبلی خود را داشته باشد، پس تفاوت در ابزار نبوده است.» پس باید از طبیعت وام بگیریم و از همین داشته‌های اندک، بهترین‌ها را بسازیم.

در نهایت، بحث پایه‌های مالی مطرح شد که از نظر من برای یک خانواده، نقش خانم خانه و همسفر بسیار تعیین‌کننده است. این موضوع در کنگره۶۰ بسیار تأثیرگذار بود و برای من یکی از آموزه‌های بسیار کاربردی محسوب می‌شود. پیش از این، من در بحث مدیریت مالی دچار تردید بودم و از تصور خسیس بودن دوری می‌کردم؛ اما اکنون با آموزش‌های آقای مهندس در مورد مفهوم پس‌انداز، نگاه جدید و درستی به این موضوع یافته‌ام. در ادامه بحث مدیریت مالی، می‌خواستم به نکته‌ای اشاره کنم که برای من بسیار رهایی‌بخش بود. پیش از این، تصور می‌کردم که پس‌انداز کردن با خسیس بودن یکی است. فکر می‌کردم اگر بخواهم پس‌انداز کنم، یعنی باید از لذت‌های زندگی چشم‌پوشی کنم و هر آن‌چه را که حالم را خوب می‌کند از یک غذای لذیذ در رستوران گرفته تا خرید یک لباس مورد علاقه فوراً انجام دهم تا مبادا از زندگی من احساس عقب‌ماندگی کنم؛ اما آموزه‌های کنگره۶۰ به من آموخت که می‌توان میان مدیریت مالی و لذت بردن از زندگی تعادل برقرار کرد. اکنون یاد گرفته‌ام که می‌توانم در بودجه‌ ماهانه خود، درصدی را برای تفریح، پس‌انداز، پوشاک و سایر مخارج در نظر بگیرم. با این برنامه‌ریزی، دیگر در پایان ماه با کمبود مواجه نمی‌شوم و در عین حال هر از چند گاهی نیز با آگاهی و برنامه‌ریزی، آن کار یا خرید مورد علاقه‌ام را انجام می‌دهم.

مفهوم دیگر، صبر بود که در کنگره۶۰ معنای جدیدی برای من پیدا کرد. پیش از این، گمان می‌کردم صبر، یعنی سکوت کردن و هیچ کاری انجام ندادن؛ اما آموختم که صبر واقعی، توأم با حرکت، یادگیری و تلاش برای رسیدن به هدف است. در این مسیر، مدیریت پارامتر زمان نیز بسیار حیاتی است. در خصوص مباحث تجسس، قضاوت و غیبت، می‌دانم که بحث بسیار گسترده‌ای است؛ اما می‌خواهم بر یک نکته‌ بسیار مهم تأکید کنم، صحیح بودن مسیر انتقال کلام. آقای مهندس همواره بر این نکته تأکید دارند که مسائل و مشکلات؛ باید به شخص مسئول گزارش شود. اگر در لژیون مشکلی پیش آمد؛ باید با راهنما در میان گذاشته شود. نه با ایجنت، نه با همسفران و نه با رهجویانی که خودشان در حال یادگیری هستند. اگر موضوع از دایره‌ لژیون خارج شد؛ باید با مرزبان صحبت کرد و اگر فراتر از آن بود، موضوع با ایجنت در میان گذاشته شود. نباید بر خلاف این سلسله‌مراتب، با افرادی صحبت کرد که توانایی یا صلاحیت حل مشکل را ندارند. با این روش، مشکل به درستی ردیابی شده و متوقف می‌شود. همچنین در مواجهه با دیگران، اگر مشکلی وجود دارد؛ باید مستقیماً و با زبانی نرم و آرام با خود فرد در میان گذاشت؛ البته زمانی که هیجانات و عصبانیت فروکش کرده باشد. من شخصاً گاهی در لحظه‌ بروز مشکل، دچار هیجان و تندی می‌شوم؛ اما اکنون می‌دانم که اگر با رعایت پارامتر زمان و در موقعیتی مناسب، با لحنی ملایم صحبت کنم، نتایج بسیار بهتری خواهم گرفت. همان‌طور که در وادی چهاردهم اشاره شد، در روابط عاطفی و پیوندهای محبت‌آمیز، بسیار حیاتی است که ناراحتی‌ها در دل نماند و با گفتگو حل شود.

در بخش پایانی، به مفاهیم توکل، رضا و تسلیم می‌پردازم. مفهوم توکل برای من بسیار جالب است؛ همان‌گونه که وقتی وکالت خود را به وکیلی می‌سپارید، با خیالی آسوده به او اعتماد می‌کنید، در این‌جا نیز باید تمام امور را به خداوند بسپاریم و از نگرانی‌های بیهوده رها شویم. جمله‌ای که شنیدم بسیار عمیق بود: «عمق نگرانی‌های ما، نشان‌دهنده‌ دوری ما از خداست.» این جمله باعث شد تا بر روی این واقعیت تأمل کنم که چقدر نگرانی‌های من، نشان از فاصله گرفتن من از حضور خداوند دارد. و در نهایت، تسلیم یعنی رسیدن به مرحله‌ای که دیگر خواسته‌ای نداریم و همه‌چیز را به خالق و قدرت مطلق واگذار می‌کنیم.

تقدیر از مسئول امتحانات دوره قبل راهنما همسفر زهره و معارفه مسئول امتحانات دوره جدید راهنما همسفر مریم

نفرات برتر آزمون فاینال

نفرات شرکت‌کننده در تمام آزمون‌ها

بازدید از دفاتر خدمتگزاران توسط ایجنت همسفر زهره

مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر علی
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم)
عکاس خبری: همسفر عارفه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر مریم مرزبان خبری
همسفران نمایندگی بیرجند

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .